اخبار ایران و جهان مصاحبه ها

دکتر اسماعیل میرفخرایی رموز موفقیت در رسانه های علمی را فاش کرد!

اسماعیل میرفخرایی
نوشته شده توسط محمدهادی تقی نتاج

نشست ”رمز و رازهای موفقیت در ترویج علم در رسانه” صبح امروز دوازدهم اردیبهشت، در ساختمان نگارستان شهر واقع در بوستان گفت و گو با حضور دکتر اسماعیل میرفخرایی و جمعی از اصحاب رسانه و فعالان حوزه ترویج علم و دانش برگزار شد. در این نشست صمیمانه، دکتر میرفخرایی تجربیات و دانسته های خود در زمینه راهکارهای کسب موفقیت و جلوگیری از ناکامی در این عرصه را برای حضار تشریح کرد.
مجری و تهیه کننده قدیمی و پرسابقه برنامه های علمی رادیو و تلویزیون در این جلسه و در پاسخ به میهمانان حاضر، جذب مخاطب به هر روش و عوام پسند کردن برنامه های علمی را یکی از بزرگترین آفت های رسانه علمی دانست و از فعالان این حوزه خواست تا برای جذب مخاطب از الگوبرداری صرف از برنامه های طنز، سرگرمی و بعضا ماهواره ای جدا خودداری نمایند.
دکتر میرفخرایی همچنین عدم انعطاف پذیری برنامه سازان و فعالان عرصه ترویج علم را در برابر هرگونه تغییر دیگر نکته ای دانست که می تواند در مسیر موفقیت و جذب مخاطب ایجاد مانع کند و از علاقه مندان به این حوزه خواست تا سعی کنند با استفاده از روش های نوین و با توجه نسبی به ذایقه مخاطب در برنامه ها و تولیدات رسانه ای خود تغییرات مثبتی را اعمال نمایند.
میرفخرایی در ادامه این جلسه که بیش از دو ساعت به طول انجامید، با ذکر خاطرات و تجربیات خود نمونه هایی موفق و ناموفق از رسانه های فعال عرصه علم در کشورهای مختلف و ایران را ذکر کرد و با شرح دلایل خود به تمجید و نقد آن ها پرداخت.
در پایان این نشست، خبرنگار علمنا گفت و گویی کوتاه و اختصاصی با دکتر اسماعیل میرفخرایی انجام داد که در ادامه این مطلب، متن این گفت و گو در اختیار مخاطبین قرار می گیرد.

علمنا: به عنوان اولین سوال تعریف امروزی از علم چیست؟ مرز علم و دانسته های بعضا بی فایده در کجاست و چگونه مشخص می شود؟ آیا هر خبرگزاری که اطلاعاتی از این دست در اختیار مخاطبان قرار دهد در زمینه ترویج علم فعالیت می کند؟
میرفخرایی: همچنین به سوال شما اضافه می کنم مرز علم و تکنولوژی کجاست؟ به نظر من براساس نوع رسانه طبیعی است که تعریف کاربری علم برای رسانه می تواند متفاوت باشد. اگر رسانه ای می خواهد در مباحث علوم انسانی بحث بکند، خب علوم انسانی هم علم محسوب می شود و بدیهی است که مسائل، نوع ارائه و روش آن به صورت گفت و گو و مباحثه خواهد بود. اگر رسانه ای می خواهد در زمینه علم پزشکی صحبت کند مطالب ارائه شده اش به صورت تصویرگری و مدل سازی خواهد بود و اگر رسانه ای بخواهد در زمینه علم و دانش عمومی فعالیت نماید می تواند به ترکیب مختلفی از انگیزه های مردم عادی به کاربری های متفاوت علم که به صورت تکنولوژی در می آید، بپردازد. پس براساس تعریف رسانه ای که با توجه به سلیقه مخاطب شکل گرفته ما می توانیم شکل های متفاوتی از برنامه های علمی را در اختیار مخاطبان قرار دهیم. اگر به طور مثال ما صرفا برای کمپانی نوکیا کار می کنیم، بدیهی است که اینجا علم معنی اش تکنولوژی نوکیا می شود. یعنی درست است که علم دانشگاهی محسوب نمی شود اما اگر من خبرنگار و برنامه ساز در قسمت علمی نوکیا فعالیت کنم، باید برنامه و مطالب تولیدی من براساس علوم برنامه نویسی و الکترونیک باشد. اگر برای یک مجموعه پزشکی فعالیت می کنم باید از داده های پزشکی استفاده کنم و اگر برای عموم مخاطبان کار می کنم محتوای من باید ترکیبی از تمام علوم باشد. پس این امر بستگی به نوع رسانه و نوع مخاطب دارد.

علمنا: توصیه شما به رسانه هایی که علاوه بر ارائه اطلاعات علمی و ترویج علم و دانش سعی دارند تا قدرت تحلیل این اطلاعات و پردازش داده های علمی را نیز به مخاطب خود اضافه کنند چیست؟
میرفخرایی: به نظر من قدرت تحلیل با سواد رسانه ای فرد ربط دارد. مخاطبی که کتاب خوانده، دانشگاه رفته و درسش را اصولی خوانده، می تواند قدرت تحلیل داشته باشد و رسانه ای را انتخاب کند که داشته های علمی او را تکمیل نماید و اطلاعات به دست آمده از آن رسانه در راستای نیازهای او باشد. همچنین یک رسانه می تواند توسط متخصصین محتوا تشکیل شود و نه لزوما متخصصین رسانه ای. این عاملی است که می تواند قدرت تحلیل ایجاد نماید ولی ما باید یاد بگیریم که متخصص محتوا را درست بسته بندی کنیم و درست از او اطلاعات بگیریم. از افراد حرفه ای در حوزه های علم استفاده کنیم و یاد بگیریم خودمان را از لحاظ علمی به هم سطح او برسانیم تا او نیز به این اطمینان برسد که با یک فرد ساده و یا عوام صحبت نمی کند بلکه با یک شخص متخصص رسانه هم کلام شده است. پس با استفاده از یک متخصص علمی و یک فرد حرفه ای در حوزه رسانه و بدون خود سانسوری می توانید سطح تحلیل یک مخاطب که دارای فکر و شعور و همینطور سواد رسانه ای است را بالا ببرید. اما اگر می خواهید در یک سطح عمومی و غیرتخصصی فعالیت کنید طبیعی است که مسایل سطحی و کم اهمیت مثلا حوزه تکنولوژی هم جزیی از خروجی رسانه شما خواهد شد. پس در نتیجه برای خروجی رسانه به هر شکلی از آن که باشد، باید بخش تخصصی و عوام پسند از هم جدا باشند. اما می توان از هر دو نوع با حفظ این شرط که بخش عوام پسند بیش از حد سطحی نشود و مطالب غیرعلمی، غیر دقیق و روزمره در آن نباشد و بخش تخصصی نیز بیش از حد سخت، حرفه ای و حوصله سر بر نشود، استفاده نمود. البته از نظر من ما آهسته آهسته در حال حرکت به سمتی هستیم که این دو مفهوم از هم جدا شوند. یعنی عده ای برای مردمی کردن علم و فعالیت در حوزه عوام پسند آن تلاش می کنند و عده ای نیز به صورت تخصصی در حوزه های علمی و اطلاع رسانی دقیق فعالیت می کنند.

علمنا: با توجه به تجربه ارزشمندتان در زمینه فعالیت در حوزه ترویج علم در رسانه، مواردی از نمونه های موفق و ناموفق این عرصه در خارج از کشور را مثال می زنید؟
میرفخرایی: به نظر من مجموعه موفق در زمینه برنامه سازی تلویزیونی در حوزه علم که تخصص بنده است، فیلم های مستند بی بی سی (BBC) هستند که آقای دیوید اتنبرو تهیه می کنند. از نظر من این مستندها از نظر تفکر علمی کاملا موفق هستند و از نظر شبکه های موفق، تلویزیون های زیادی در دنیا فعالیت می کنند. به طور مثال تلویزیون قطر یعنی الجزیره که دارای یک مبنای اسلامی است آقای ریچارد داوکینز را می آورد و در زمینه مذهب و وجود خدا او را به چالش می کشد. این امر قدرت تحلیل مخاطب را بالا می برد و باعث ایجاد سوال در او می شود. در کل رسانه موفق به طور جامع از نظر من در حوزه علم بی بی سی (BBC)، پی بی اس (PBS) و ای بی سی (ABC) هستند و البته همه آن ها هم دولتی هستند. اما رسانه ناموفق هم طبیعتا دیده نمی شود اصلا که بتوان نام برد ولی از نظر من فاکس تی وی (FOX TV) رسانه ای بی مفهوم است که از دل آن شخصی مانند ”ترامپ” خارج می شود.

درباره نویسنده

محمدهادی تقی نتاج

دیدگاه شما چیست