فلسفه و تاریخ علم

معرفی کتاب: “معماری علم در ایران”

کتاب معماری علم در ایران
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

معماری علم در ایران؛ عنوان کتابی است از دکتر رضا منصوری که سیر تحولات تاریخی ورود علم مدرن به ایران را با نگاهی نقادانه بررسی می کند.  کتابی که موانع تاریخی و فرهنگی رشد و توسعه علم در ایران را یک به یک بر شمرده و با تشبیه راه حل توسعه علم به معماری تلاش نموده  راهکارهای عملی معرفی کند. نویسنده می گوید: معماری برای یک پدیده ی پیچیده ی اجتماعی باید تفاوت بنیادی داشته باشد با معماری یک ساختمان. سال ها پیش به ذهنم رسید که باید برای علم ایران، برای توسعه ی علمی ایران، معماری کرد؛ لفظی که ندیده بودم برای برنامه ریزی توسعه ی علمی کشوری به کار رفته باشد، ساختمان یا ساختار علم ایران نه فقط رفعتی ندارد، که تلی بی شکل است. هنوز فاصله ی ما از ساختمانی رفیع برای علم ایران آنچنان زیاد است که وحشت و گاهی افسردگی می آفریند.
نویسنده با برشمردن چهار دوره تاریخی نادیده‌انگاری، بهت، خودیافت، و آگاهی پس از خردگرایی قرون اولیه هجری؛ به تبیین و توضیح دلایل عقب ماندگی کشورهای اسلامی می پردازد و می نویسد:

هیچکدام از کشورهای اسلامی، پس از حدود ۲۰۰ سال آشنایی با غرب، هنوز نتوانسته است از سد عقب‌ماندگی عبور کند و به‌عنوان کشوری پیشرفته به‌جمع پرچمداران توسعۀ اقتصادی، علمی، و فنی بپیوندد. این اندیشه که عاملی ویژه در اسلام و فرهنگ کشورهای اسلامی باید باعث این رکود و درجازدگی کشورهای اسلامی شده باشد هیچگاه از ذهن‌ها زدوده نشده است. هنگامی‌که انگلیس کوشید مدرسه و آموزش به‌سبک نوین را در هند به‌راه اندازد جامعۀ هندوها آن را به‌راحتی و به‌سرعت پذیرفت اما جامعه مسلمانان به‌شدت مخالفت کرد. حدود ۸۰۰۰ روحانی با امضای طوماری مخالفت خود را رسماً ابراز کردند.

نقد جای خود را از دست داده

نویسنده کتاب با اشاره به این نکته که با وجود گذشت حدود ۲۰۰ سال از آشنایی ما با علوم جدید ؛ هنوز موانع توسعه علم در ایران سر جای خود باقی مانده؛ تاسیس دارالفنون در ۱۵۰ سال قبل را به نقد می کشد و می نویسد: همان طور که دارالفنون سنگ بنای کج و ناجوری برای آموزش نوین در ایران گذاشت، که هنوز از کج و کژ بودن آن رهایی نیافته ایم، مفهوم نوین علم هم درست به کشور ما وارد نشد.
در ادامه این کتاب؛ نویسنده با نقد رایج‌ترین مفهوم علم که علم را معادل درس خواندن می داند می نویسد : نفس فعل “خواندن” نشان می‌دهد ما علم را موجودی مکتوب در کتاب‌ها می‌دانیم که باید “خوانده شود” یا “حفظ شود”. بی‌جهت نیست که نظام آموزش و پرورش ما، حتی آموزش دانشگاهی ما، بر خواندن و حفظ‌ کردن پایه‌گذاری شده است. در این میان اثری از مفاهیمی مانند خلاقیت، تولید، ابداع، و ابتکار نیست. این مفهوم رایج بسیار ریشه دارد و برمی‌گردد به سنت نظامیه‌ها و مدارس علمیه قدیم.
دکتر منصوری در این کتاب با اشاره به این نکته که به لحاظ تاریخی در جوامع اسلامی علم با علم دین درهم تافته شده، نقد جای خود را از دست داده و به همین جهت بود که سبب شد جامعه ما، و همه جوامع اسلامی، علوم ناسوتی جدید را نپذیرند و به‌تبع آن با مدرنیته مقابله کنند.
مهمترین دلایل پیشرفت غرب در علم و فناوری و همچنین رکود جوامع اسلامی در سده های اخیر چه بوده است؟ آیا پیشرفت در علم و فناوری مساله ایست وابسته به فرهنگ و زمینه های اجتماعی؟ آیا راه حلی نهایی برای توسعه علم  در کشور وجود دارد؟ مطالعه این کتاب برای کسانی که در پی یافتن پاسخ به چنین پرسش هایی هستند قطعا مفید خواهد بود.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست