فلسفه و تاریخ علم

نقد و تفکر نقادانه؛ فرصت یا تهدید؟

استدلال - نقد
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

شاید نخستین مفهومی که از کلمه “نقد” می توان استنباط کرد این باشد که منتقدین کسانی هستند که به آثار علمی یا هنری ایراد می گیرند و اشکال می تراشند یا انتقاد می کنند. اما در ادبیات مورد نظر صاحب نظران؛ بحث نقادانه Critical Discussion ویژگی های خاص خود را دارد و  الزاما به معنی انتقاد نیست.
به عبارتی سنجش میزان اعتبار  علمی؛ هنری یا منطقی یک اثر است.
از نقطه نظر تاریخی؛ فیلسوفان و دانشمندان در سایه نقد نظریات دیگران بوده که ایده ها  ونظریات نویی خلق کرده اند. نظریاتی که گاهی دیدگاه های بشر را نیز تغییر داده اند. مثلا نقدهایی که از سوی فیلسوفانی مانند کواین و کوهن و فایرابند بر کتاب منطق اکتشاف علمی کارل پوپر نوشته شد منجر به ظهور نظریات پست مدرن و ظهور دیدگاه های نسبی گرایانه در معرفت شناسی نیمه اول قرن بیستم شد. یا نقدهای فرانسیس بیکن که در قرن ۱۷ میلادی بر منطق قیاسی ارسطو  وارد شد منجر به تغییر دیدگاه رایج فیلسوفان و دانشمندان به سمت منطق استقرایی گشت. یک نقد سازنده اما باید اساسا بدون جهت گیری bias باشد. چنین پیش شرطی اغلب در نقدها لحاظ نمی شود چون به هر حال یک منتقد ؛ از قبل جهت گیری ذهنی دارد و بی طرف بودن در نقد؛ تقریبا محال است. اما نقد می تواند لااقل معطوف به محتوا باشد و نه حمله شخصی. به عبارت ساده تر باید سخن را نقد کرد و نه گویندهء سخن را. در غیر این صورت نقد ما در پیش صاحبنظران معتبر نیست و بلکه مغالطه منطقی به حساب می آید.
تحلیل محتوا، یعنی اینکه بررسی کنیم آیا استدلال های به کار رفته در یک نظریه یا کتاب معتبر است یا خیر. فارغ از اینکه چه کسی و با چه پیشینه ای و حتی با چه هدفی آن نظریه یا کتاب را منتشر کرده است.
نکته ای که نباید از نظر مغفول داشت این است که نقد نباید فقط به صورت گزینشی معطوف به یک بخش از متن یا نظریه یا کتاب باشد. به بیان ساده تر غیرمنصفانه است که تنها یک بخش از یک کتاب یا نظریه را سوا کرده و آن را مورد نقد قرار دهیم.  باید مقصود نویسنده یا عرضه کننده نظریه از یک واژه به خصوص دقیق بررسی کرد و بافت متن را دریافت.
اساسا تفسیر یا حتی تحلیل هرمنوتیک (hermeneutics) در نقد بسیاری از متون علوم انسانی لازم می شود و باید معنا و محتوای واژگان دربافت تاریخی و فرهنگی که متن در آن نوشته شده تحلیل نمود. نقد و سنت نقادانه در جامعه؛ در بین فیلسوفان؛ دانشمندان؛ سیاستمداران و همه گروه های اجتماعی بی تردید پیش شرط توسعه است. در سایه نقد؛ جنبه ها و زوایای هر موضوع کنکاش می شود و این است که نقد حتی برای خود صاحب اثر نیز سودبخش است. هر فردی می تواند از نقد آراء و نظریاتش از سوی دیگران؛ متوجه حواشی ظریفی از نظریه یا دیدگاه های خود  شود . نقد برای متفکران و صاحبان اندیشه ؛ فرصت است نه تهدید. و حتی می تواند به این منجر شود که فرد؛ نظریات و دیدگاه های خود را پخته تر و دقیق تر صورت بندی کند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست