اخبار ایران و جهان

مدارس تهران و قطع رابطه با “گ”!

موسسات آموزشی
نوشته شده توسط محمدهادی تقی نتاج

اسفندیار چهاربند مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران به ادارات آموزش و پرورش استان تهران ابلاغ کرد که تمام مناطق از هرگونه همکاری با یکی از این مؤسسات که تبلیغات گسترده‌ای نیز در سطح کشور دارد، به نام مؤسسه آموزشی «گ»، خودداری کنند.

در حالی که بسیاری از مراکز آموزشی و مدارس شهر تهران از ابتدای سال و با رضایت خانواده های دانش آموزان و البته دریافت هزینه های لازم، اقدام به برگزاری کلاس های فوق برنامه و آزمون های مستمر کرده اند ناگهان در اواخر فروردین ماه سال جاری اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در خبری عجیب و غیرمنتظره به مناطق تابعه خود اعلام کرده است که مدیران مدارس باید از هرگونه همکاری، خرید خدمات یا برگزاری آزمون با مؤسسه آموزشی «گ» خودداری نمایند.
طی این بخش نامه، اسفندیار چهاربند مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران به ادارات آموزش و پرورش استان تهران ابلاغ کرد که تمام مناطق از هرگونه همکاری با یکی از این مؤسسات که تبلیغات گسترده‌ای نیز در سطح کشور دارد، به نام مؤسسه آموزشی «گ»، خودداری کنند.
در این نامه آمده است: «با توجه به تخلفات صورت گرفته توسط موسسه آموزشی «گ» در عدم اجرای آرای شورای نظارت و طرح و رسیدگی موضوع در جلسه ۷۹۴ شورای نظارت بر مدارس و مراکز غیردولتی شهر تهران مورخ ۱۷ فروردین ۹۵، مقرر می‌دارد مدیران مدارس از هرگونه همکاری، خرید خدمات یا برگزاری آزمون با موسسه مذکور تا اطلاع ثانوی خودداری نمایند؛ بدیهی است برگزاری آزمون‌های موسسه فوق‌الذکر از تاریخ ابلاغ این رأی، تخلف محسوب می‌گردد.»
تاکنون خبر دقیقی مبنی بر علت این تصمیم گیری ناگهانی راجع به این موسسه خاص و موارد تخلفات ذکر شده در نامه به دست نیامده است اما این حادثه را می توان از چند منظر مورد بررسی قرار داد.
اول اینکه چه مقدار از سودهای هزاران میلیاردی این موسسات به اصطلاح آموزشی در سرتاسر کشور از طریق این قراردادهای بعضا اجباری توسط مدارس، از جیب خانواده های دانش آموزان خارج شده است؟
آیا مدارس به طور کل این اجازه را دارند که با موسسه ای قرارداد بسته و از آن ها کتاب های کمک آموزشی تهیه نمایند یا در آزمون های آن ها شرکت کنند و دانش آموزان را به روش های مختلف (که بدترین آن اجبار در زمان ثبت نام است) به دام چنین موسساتی بیندازند و به خانواده ها بقبولانند که این جزوات، کلاس ها و آزمون ها کلید خوشبختی فرزاندانشان در آینده خواهد بود؟
آیا مگر این امر جز وظایف ذاتی یک مدرسه نیست که بتواند تمام نیازهای آموزشی را در ساعت مدرسه و به وسیله معلمان خود رفع نماید؟
آیا وقت گذاشتن بیشتر برای دانش آموزان کم استعداد (به منظور رفع اشکالات و ابهامات) و پر استعداد (به منظور پاسخگویی به سوالات احتمالی خارج از حیطه درس مصوب) از وظایف قانونی و فطری یک معلم نیست؟ آیا طراحی سوالاتی برای تمرین و آزمون دانش آموزان از عهده و توان گروه معلمان یک آموزشگاه خارج است یا در زمره وظایف آنان قرار نمیگیرد؟ پس در صورت انجام شدن این وظایف چه احتیاجی به بستن قرارداد با موسسات آموزشی آن هم قبل از شروع سال تحصیلی (که حتی سطح توانایی دانش آموزان مشخص نشده است) می باشد؛ و در صورت انجام نشدن وظایف چه ارگان و نهادی به این امر تاکنون رسیدگی کرده و گزارشی به اولیای دانش آموزان و افکار عمومی ارائه داده است؟
از دیدگاه دوم با فرض احتیاج مبرم دانش آموزان به این دست از موسسات و کتاب ها و آزمون هایشان چرا تاکنون کسی به دنبال علت این نیاز نبوده است؟ اگر کتب تحصیلی مدارس دارای نکات آموزشی ”کافی و لازم” برای هر مقطع تحصیلی هستند، پس چرا باید چنین احتیاجی در مدارس و والدین ایجاد شود که نیاز به کتاب های مکمل و کلاس های فوق برنامه است؟ با این حساب یا در آزمون های پایان ترم و پایان هر دوره از تحصیل سوالاتی خارج از چارچوب کتب درسی آورده می شود که مسئولین مدارس، والدین و بعضا دانش آموزان متفق القول به این نتیجه رسیده اند که نیاز به این موسسات برای موفقیت قطعی است و یا اینکه از مراکزی خاص این اعلام نیاز و شرطی کردن موفقیت به استفاده از محصولات این موسسات در سطح جامعه تزریق می شود. در هر دو حالت باز هم متولی در زمینه کنترل آزمون ها و یا ایجاد اطمینان در دانش آموزان و والدین برای اکتفا به کتب درسی دیده نمی شود.
از منظر سوم هم تصمیم گیری عجولانه و ناگهانی آموزش و پرورش است که همه را به تعجب و حیرت انداخته است. اگر تاکنون به هر دلیلی (اعم از غفلت، برداشت غلط، بی اطلاعی، منافع شخصی و غیره) این قراردادها بسته میشده است و مدارس با این موسسات همکاری داشته اند و حتی از دانش آموزان به اجبار برای این امر مبلغی دریافت میگشته، باز هم هیچگونه دلیلی برای ادامه همکاری آن هم به طور ناگهانی در این مقطع از سال یافت نمی شود. دانش آموزان و معلمینی که در طول سال تحصیلی جاری و حدود هفت ماه از این موسسه مشخص استفاده کرده اند نمی توانند از نظر آموزشی در فاصله یک ماه مانده تا پایان سال تحصیلی خود را با شرایط جدید انطباق دهند و در صورت ادامه همکاری با این موسسه قطعا اتفاقی تلخ تر و دردناک تر از موارد ذکر شده در بالا برای نظام آموزشی ما رخ نمیداده است.
تصمیم آموزش و پرورش در این حادثه با فرض خیرخواهانه ترین دلایل ممکن نیز اگر اتخاذ شده باشد (که در این زمینه نیز می توان مطالب بسیاری عنوان نمود اما از حوصله بحث خارج است) در این مقطع از سال تحصیلی جز مستاصل کردن دانش آموزان، والدین و معلمان پیامد دیگری نخواهد داشت و باید برای علاج این درد به صورت ریشه ای آموزش و پرورش سعی نماید تا ابتدا برای سوالات بالا پاسخی منطقی ارائه دهد سپس به دنبال عقد قرارداد یا فسخ قراردادهای خود باشد. وگرنه با وجود موسسات بیشمار (تقریبا به تعداد تمام حروف الفبای فارسی!!) این دور باطل برای همیشه باقی خواهد ماند.

درباره نویسنده

محمدهادی تقی نتاج

دیدگاه شما چیست