فناوری مصاحبه ها

زنجیره ناقص رباتیک در کشور؛ گفت و گویی با آریا صبوری پژوهشگر رباتیک

آریا صبوری
نوشته شده توسط محمد حسین نیرین

در حاشیه نخستین روز فعالیت یازدهمین دوره مسابقه رباتیک آزاد ایران در گفتگویی با مهندس آریا صبوری، پژوهشگر این حوزه، به چند و چون این مسابقات، اساس و فلسفه برگزاری آن پرداختیم که در دو بخش آن را می توانید در علمنا بخوانید.
در زیر بخش نخست این مصاحبه رو مشاهده خواهید کرد.

علمنا: قبل از هر چیز توضیحی راجع به فلسفه وجود مسابقه‌هایی از این دست برای خوانندگان علمنا می‌دهید؟
سال۱۹۹۷ برای اولین بار، این مسابقات در کشور ژاپن شروع شد. در اصل میشود گفت دانشگاه کارنیگن‌ملون در امریکا و دانشگاه اوزاکا در کشور ژاپن و خانم مانوئلا ولوسو جزء اولین پیشگامان و اساتیدی هستند که این حوزه را به صورت مسابقاتی بین دانشجوها گسترش می‌دهند. تا قبل از آن هم رباتیک وجود داشته‌است، یعنی در دهه ۱۹۸۰ یا حتی ۱۹۷۰ ما ادوات انیماتوریک مختلف را داشتیم. ادوات انیماتوریک یعنی سیستم‌های الکترومکانیکی که هنوز واژه هوش یا برنامه‌پذیری به صورتی که ما امروز سراغ داریم برای آنها تعریف نشده بود. به این شکل بود که معمولاً یک عده دانشمند با چند دانشجو در دفتر کارشان به صورت محدود و بر روی تعدادی مسائل محدود کار می‌کردند. از سال ۱۹۹۶ بحث در جوامع علمی به این صورت پیش رفت که کاری کنیم تا این مسأله بین دانشجوها، دانش‌آموزها و تعداد بسیار زیادی از علاقمندان گسترش یابد. هدفگذاری کلانی برای سال ۲۰۵۰ اتفاق افتاد. ربات‌هایی که تا آن زمان دانشمندان در اتاق‌هایشان می‌ساختند را در قالب یک مسابقه به نام ربوکاپ وارد عمل می‌کنند، و لیگ‌های استاندارد مختلفی هم تشکیل دادند، اول از همه هم لیگ فوتبال را به دلیل پر طرفدار، پر تنش، پربرخورد و سریع بودن به وجود آوردند. فوتبال به قدری مهم است که حتی در هنگام جنگ جهانی دوم که کشورها در حال ‌جنگ هستند ولی باز جام جهانی فوتبال برگزار می‌شود و تیم آلمان نازی با بقیه تیم‌ها فوتبال بازی می‌کند. همین حمایت مردمی باعث میشود ما یک کار فناورانه را هم که می‌خواهیم پیش ببریم، بتوانیم حمایت مردمی‌-رسانه‌ای از این قضیه بگیریم. به همین دلیل این مسابقات هم با این داستان شروع میشود، اما هدف اصلی این است که گروهی از ربات‌های انسان‌نما از لحاظ مکانیکی آنقدر هوشمند و توانمند بشوند که بتوانند بدون مربی، بدون پردازنده‌های خارجی، خودشان به طور خودمختار و تصمیم گیرنده در سال ۲۰۵۰ با تیم منتخب جهان در جام جهانی آن سال رقابت داشته باشند. هرسال تیم‌ها  با این هدف یک برگه اطلاعات فنی یا تی.دی.پی، Technical Description Paper، می‌نویسند و در مسابقات مختلف از جمله مسابقات آزاد یا Open شرکت می‌کنند.
اگر در این مسابقات شرکت کنند می‌توانند مجوز ورود به مسابقات جهانی ربات‌ها یا همان ربوکاپ را بگیرند. ربوکاپ سالانه و معمولاً در تابستان در یکی از کشورهایی که فدراسیون جهانی ربوکاپ مطرح می‌کند برگزار میشود و تیم‌هایی که در اُپن‌ها سابقه حضور داشته باشند می‌توانند در آن مسابقات شرکت کنند. حالا این ربات‌ها هر سال پیشرفت می‌کنند. مثلاً ربات خانگی ـ که من در این زمینه بیشتر فعالیت داشتم (سال ۲۰۰۷ در همین تیم مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد قزوین ) – در ابتدا پلتفرم ساده‌ای بود، یک بازوی ساده، نهایتش یک قوطی آب را بر می‌داشت. الآن چهره دارد، صورت دارد، موشن (motion) دارد، با شما حرف می‌زند، انگلیسی می‌شنود، در یخچال را باز می‌کند، نقشه خانه را می‌کشد.  ذره ذره قوانین سخت میشوند و یک لیگ به تکامل می‌رسد، یا [از مسابقات] خارج می‌شود یا این لیگ به لیگ جدیدتری تبدیل می‌شود. به طور مثال در همین موبایل‌ها ما تشخیص لبخند یا چهره را داریم. این [تکنولوژی] اولین بار از مسابقات جهانی بِرِمن آلمان در سال ۲۰۰۵ آمده است. در مسابقات جِرمن اُپن، که لیگ ربات‌های خانگی برای اولین بار به طور آزمایشی وجود داشت، این مسأله مطرح شد. سه سال بعد از آن، سال ۲۰۰۸ بود که نتایج خروجی از همین بچه‌های ربوکاپی توسط کمپانی‌هایی مثل سونی برای اولین بار خریداری و استفاده شد. خیلی از کسانی که در حال حاضر حضور دارند و از ده سال قبل نیز حضور داشتند، خودشان شرکت‌هایی با عنوان شرکت‌های دانش‌بنیان تأسیس کردند. ـ ماشین‌ها و تجهیزاتی که آنطرف [اشاره به سمت دیگر سالن] می‌بینید ـ بچه‌های رباتیک، مکاترونیک، الکترونیک، کنترل، مهندسی مکانیک، در اینجا این بازی فنی را یاد گرفتند، یعنی توانستند تئوری را از کتاب به یک فضای عملی تبدیل کنند. که البته کامل نیست. این مباحث به این دلیل که ما در ایران خیلی علاقه به نامه و امتیاز و مقام و این قضایا داریم، به کمال نرسیده است. برای مثال شما گاهاً خیلی از مدارس را در بخش دانش‌آموزی می‌بینید که هدفشان صرفاً نصب بنر جلوی در مدرسه و بودجه گرفتن است. که به این پروپاگاندای [هوچی‌گری] علمی می‌گویند. ولی در کل ربوکاپ به معنای عرفی آن در دنیا قرار است برای مخاطبش یک چلنج [چالش] آموزشی جذاب باشد. که مثلاً منِ دانشجوی رشته برق الکترونیک در دوره‌ی لیسانس که واقعاً نمی‌فهمیدم در کتاب‌هایم دقیقاً چه چیزی مطرح می‌شود، چهارتا لحیم‌کاری کنم، یک بُردی بردارم، برنامه نویسی کنم و مهم‌تر از همه چیزی که ما در کشورمان ضعف داریم یعنی کار گروهی را یاد بگیرم. الآن هم یکی از پیوسته‌ترین مسابقات ایران که لااقل در این سال‌ها قطع نشده، همین مسابقات است که حالا در یازدهمین دوره آن هستیم.

علمنا: لطفاً توضیحی راجع به سیر تکاملی مسابقات ایران اپن هم به ما ارائه دهید.
در اصل ایرانی‌ها از سال ۲۰۰۳، در اولین دانشگاه‌ها؛ مثل دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه تهران، دانشگاه امیر کبیر، زیر نظر خیلی از اساتیدی که الآن اینجا چِیرهای (chair به معنای مدیران برگزاری مسابقات) برگزاری مسابقات هستند؛ دکتر سعید شیری قیداری، دکتر محمد شهری و خود آقای دکتر مرتضی موسی‌خانی، به مسابقات جهانی مختلف رفتند. دانشگاه آزاد قزوین هم اولین دانشگاه آزادی بود که در همان سال‌های ۲۰۰۳- ۲۰۰۴ اضافه شد. آقای دکتر ناظمی، آقای دکتر مازیار پالهنگ از دانشگاه بهشتی، دانشگاه شریف، دکتر محمد شهری از دانشگاه علم و صنعت ایران، دکتر سعید شیری قیداری از دانشگاه امیرکبیر و اساتید زیادی از خود دانشگاه آزاد قزوین از جمله دکتر مرتضی موسی‌خانی اولین اساتیدی بودند که از مسابقات مختلف بازدید کردند. تقریباً سال‌های ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ بود که تیم‌های ایرانی کم کم یکی دو مقام اولیه درمسابقات ربوکاپ کسب کردند. آقای دکتر موسی‌خانی با عده‌ای از اساتید جمع شدند، پروپوزالی نوشتند و به فدراسیون جهانی ثابت کردند که ایران دارای این توانمندی و دانشگاه‌هایی که بتوانند این مسابقات را برگزار کنند، است.
به این شکل هسته اولیه کمیته ملی ربوکاپ جمهوری اسلامی ایران با مجموعه‌ای از اساتید دانشگاه‌های سراسری و آزاد، فقط به هدف ربوکاپ و نه به هدف تکمیل صنعت ایران – آن زنجیره‌ی متفاوتی است – شکل گرفت.
آموزش و پرورش یک زنجیره است، صنعت و کارآفرینی یک زنجیره است. اینجا بحث آموزش دانشجوهاست. بالأخره اولین مجوز سال ۲۰۰۶ صادر شد. که سال ۲۰۰۶ در سالن خلیج فارس نمایشگاه این مسابقات برگزار شد. ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ در نمایشگاه و ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین برگزار شد و بعد چون تعداد شرکت کننده‌ها دائماً زیاد می‌شد و تهران هم برای حضور خیلی از تیم‌ها و گروه‌ها مرکزیت داشت و دسترسی به امکانات فنی بهتری داشت، دوباره از سال ۲۰۱۰ برگشت به محل نمایشگاه‌های بین المللی و به طور مداوم در حال برگزاری است.
در این سالن لیگ‌های دانشجویی برگزار می‌شود و دو سالن آن سمت هم لیگ‌های دانش‌آموزی در حال برگزاری هستند. ربوکاپ نگاه خاصی به جونیور یا به دانش‌آموزانی که از دبستان، راهنمایی و دبیرستان بتوانند وارد پروسه‌ی فنی بشوند دارد. شاید هیچکدام از این‌ها رباتیک کار نشوند ولی ذهن فنی پیدا می‌کنند. من که کنکور می‌دادم، یک عده دوستان می‌گفتند: بابای من معمار است می‌روم معمار می‌شوم. یک عده می‌گفتند برق کلاس دارد، قشنگ است،‌ پول دارد.
علناً نمی‌دانستیم وارد چه حوزه‌ای می‌شویم. بچه‌هایی که می‌آیند در این حوزه کار می‌کنند، چون اصطلاحاً به رباتیک و مکاترونیک میان رشته‌ای می‌گویند،‌ حداقل یک اندیشه برای چهار یا پنج‌ رشته دارند. طرف دلش نخواست می‌رود هنر می‌خواند.

علمنا: راجع به همین بخش دانش‌آموزی که ظاهراً امسال بیشتر هم بر روی آن مانور دادند بگویید؛ که لزوم وجود بخش دانش‌آموزی چیست؟
ما بالاخره باید جایی را در دنیا الگو قرار بدهیم. مثلاً ژاپن حدود سی سال قبل آموزش‌های دانش‌آموزی را شروع کرده است، هدفش هم این است که نسلش نسلی بشوند که شمِّ مهندسی داشته باشند. دانش‌آموز بالأخص وقتی که ویژِن [دید] دارد، می‌داند آینده‌ی یک رشته چیست، الکی وارد صنعت یا الکی وارد کنکور نمی‌شود. خود من تعداد زیادی دوست دارم که چهار سال لیسانس خوانده، لیسانس مهندسی خوانده اما متوجه شده روزنامه‌نگاری دوست دارد! هنر دوست دارد! رها کرده و رفته است. این سرمایه‌ای است که دارد می‌سوزد، هزینه‌ی دولتی‌ای که دارد برایش خرج می‌شود. حتی دانش‌گاه‌هایی مانند دانشگاه آزاد در حدی سرانه‌ی دولتی دارند. این یک انرژی وحشتناکیست که دارد صرف میشود. ای کاش از اول در مسیری که دوست داشت می‌افتاد.
اصلاً می‌فهمید از فنی مهندسی بدش می‌آید و می‌رفت. از طرف دیگر کشورهایی مثل ژاپن سی سال زودتر از ما این سرمایه گذاری را کردند و الان کشوریست که دیگر دارد ایده می‌فروشد. هدف همچنین چیزی است. که بچه‌ها با کار میان‌رشته‌ای، کار عملی و مهم‌تر از همه کار گروهی که ما ایرانی‌ها در آن ضعیف هستیم آشنا بشوند. از لحاظی این‌ها خوب است. ولی توسعه فقط از یک مسابقه نیست. توسعه مجموعه‌‌ای است، که عوامل مختلفی دارد. یعنی شما باید ببینید الآن آموزش در آموزش و پرورش، آیا آموزش اصولی و برای یادگیری مجموعه‌ای از فنون است؟ یا خیر؟ یا مثلاً یک سری معلم‌هایی را می‌آورند که رسماً ربات را می‌سازد و به دانش‌آموز می‌دهد می‌گوید: عزیزم برو و دکمه استارتش را بزن. این کار این ذهنیت را به بچه می‌دهد که اگر پول بدهی، رباتت ساخته می‌شود. در خیلی از مدارس متأسفانه الآن اینگونه است! زنگ پژوهش در مدارس رسماً متصدی درست یا چارت استاندارد درستی ندارد. هرچقدر هم این مسابقات کارش را خوب انجام داده باشد، بعضی از مدارس خوب انجام می‌دهند خیلی هم هستند که الآن اگر شما بروید و با آن‌ها صحبت بکنید بگویید «عمو این چیه؟ اون چیه؟» گاهاً کلید را با مقاومت اشتباه می‌گیرد. در این حد! یعنی یک قطعه مکانیکی و یک قطعه الکترونیکی رو نمی‌‌تواند تمیز دهد.
ولی به طور کل برای کشور ما که سرانه‌ی مطالعه‌اش آنقدر بالا نیست، سرانه کار عملی آنقدر بالا نیست، وجود چنین فضاهایی باعث میشود تا بچه‌ها از سراسر ایران به یک چلنج فنی آمده و چهارتا قطعه، اسم، اصطلاح، چهارتا واژه را یاد بگیرند. سال قبل ما اینجا بچه‌های راهنمایی سیستان و بلوچستان را داشتیم که در امدادگر دانش‌آموزی اول شدند. در مین‌یاب خودکار هم اول شدند. و خب این نشان دهنده این است که در یکی از استان‌های ایران که خیلی بچه‌های باهوش دارد ولی محروم است، یک انگیزه اجتماعی در فرمانداری، استانداری و فرهنگسرایشان جمع می‌شود، پول میگذارند روی هم به این بچه‌ها یک کارگاه فنی می‌دهند و این بچه‌ها می‌آیند در تهران بین تیم‌های مدارس تیزهوشان و علامه و … اول می‌شوند.
حتی در بخش مین‌یاب دارند با دانشجوها رقابت می‌کنند. و این در آینده‌ی آن فرد و منطقه خیلی تأثیر دارد. اولاً که آن منطقه چقدر مورد حمایت قرار خواهد گرفت و بعد من افرادی را می‌شناسم از همین مناطق که چند سال پیش دانش‌آموز بودند، کم سن و سال و الآن دانشجوی دانشگاه‌های تاپ سراسری در تهران هستن و می‌دانند که دقیقاً چکار دارند می‌کنند. حالا نمی‌دانم چند درصدشان در ایران بمانند یا نمانند. مثلاً مجموعه‌ی ما،  بچه‌هایی که سال ۸۴ وارد مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی قزوین شدیم، از تعداد زیادی افراد محقق، عده بسیار کمی الآن در ایران هستیم. بعضی‌ها استاد شدند و برگشتند. مثلاً آقای جعفر چگینی رفتند دانشگاه پرتغال و الآن خودشان عضو چِیر جهانی مسابقات ربوکاپ در بخش ربات‌های امدادگر هستند و برگشتند و دارند کار می‌کنند. آقای محمد نوروزی هم در ربات‌های پرنده دانشگاه استرالیا بودند و برگشتند. همچنین خیلی از بچه‌ها که در این سال‌ها راهی بهترین دانشگاه‌ها شدند و بعضی از آن‌ها برگشتند.

+ ادامه گفت‌ و گو با مهندس آریا صبوری که در آن توضیحات مهمی پیرامون چگونگی برگزاری بخش دانش‌آموزی، جایگاه مسابقات و اصولا بحث جایگاه رباتیک ایران در جهان و حلقه‌های ناقص زنجیره فعالیت‌های رباتیکی در کشور عنوان می‌شود را فردا در علمنا بخوانید.

درباره نویسنده

محمد حسین نیرین

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست