فلسفه و تاریخ علم

چه کسی را می توان “پروفسور” خطاب کرد؟ (۲)

علم - پروفسور - مطالعه - دانش - آگاهی
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

در ادامه سلسه یادداشت هایی که توسط برخی از کارشناسان پیرامون پاسخ به سوال “چه کسی را می توان پروفسور خطاب کرد؟” بخش دوم این یادداشت ها را خدمتتان تقدیم می کنیم.
با علمنا همراه باشید.

این یادداشت را دکتر مهدی زارع نوشته اند…

عنوان پروفسور معمولا برای آخرین سطح ارتقا اعضای هیئت علمی در محیط های آکادمیک (در محیط های دانشگاهی و پژوهشگاهی) در دنیا به کار می برند. در بیشتر جاهای دنیا از جمله ایران نظام سلسله مراتب ارتقا عبارت است از استادیار (هنگامی گه فردی با داشتن درجه دکتری در یک محیط آکادمیک به عنوان عضو هیئت علمی استخدام می شود، با این درجه شناخته می شود)، دانشیار (که پس از طی مراحل علمی و تدریس و پژوهش و انتشار مقالات و گزارشها و کتابهای علمی حاصل کارهای پژوهشی خود معمولا پس از ۴ یا ۵ سال یا بیشتر، پس از ارزیابی مدارک و تولیدات علمی اش در هیئت های ممیزه به این درجه ارتقا می یابد)، و استاد “Professor” (یا استاد تمام Full Professor) که معمولا پس از چهار سال یا بیشتر بعد از درجه دانشیاری، و داشتن مقالات و گزارشها و انجام پژوهش و تدریس و شناخته شده بودن در آن حوزه تخصصی به عنوان صاحب نظر و مرجع و منبع تخصصی در آن زمینه و طی مراحل معمولا سخت تری از ارزیابی تولیدات و جایگاه علمی در هیئت های ممیزه، به آن ارتقا می یابد.
این عنوانهای آکادمیک در همه دنیا باید در هیئت های ممیزه دانشگاهها و پژوهشگاهها مصوب شود و به کسی اطلاق شود. کسی خودش به خودش نمی تواند از این عنوان ها بدهد.
این عنوانهای فارسی معادل عنوانهای انگلیسی قرار داده شده اند. در آمریکا و بیشتر کشورهای دیگر این عنوانها عبارتند از (استادیار) Assistant Professor ، (دانشیار) Associate Professor، و (استاد، یا استاد تمام) Full Professor .
در انگلیس و بعضی کشور ها که از سیستم انگلیس به عنوان سیستم دانشگاهی استفاده می کنند، این عنوان های به ترتیب عبارتند از lecturer (برای استادیار)، Reader (دانشیار) , Professor (برای استاد یا استاد تمام).
یادآوری می شود که این عنوان ها الزاما به معنی سواد یا شاخص بودن هر فرد از نظر علمی در سراسر دنیا نیست. بعضی از افراد که در محیط های غیر آکادمیک کار می کنند (در شرکت ها، بیمارستانها، سازمانهای صنعتی، سازمان های علمی غیر آکادمیک ، سازمانهای فرهنگی . هنری و …) و بسیاری از آنها دانشمندان با سواد و معروف در سطح ملی و بین المللی هستند (که حتی بعضی درجه دکتری PhD هم ندارند) ولی شغل آکادمیک ندارند. بنابر این اطلاق عنوان پروفسور به این افراد صحیح نیست. و این البته به معنی کسر شان بالای علمی این دانشمندان هم طبیعتا نیست.
نکته دیگر آن است که در محیط ایران به کار بردن کلمه و عنوان “پروفسور” برای بعضی از استادان که مثلا مقیم خارج از کشور یا داخل کشور هستند ولی سن بالاتری دارند ، در حالی که عنوان فارسی “استاد” موجود است، به لحاظ روانی مناسب نیست. اگر کسی این عنوان آکادمیک را دارد و می خواهیم او را با همین عنوان آکادمیک بنامیم اعم از اینکه پیر باشد یا جوان، و مقیم داخل باشد، یا در خارج از ایران کار کند، به نظرم باید از کلمه فارسی “استاد” استفاده کنیم. اینطور نشود که یک استاد مقیم خارج را “پروفسور” بنامیم (تا مثلا نشان بدهیم جایگاه متفاوتی دارد!) وهمزمان و در کنارش استادی که حتی در سطح بالاتری قراردارد و زحمات بیشتر هم کشیده ولی در داخل کشور کار می کند (آقا یا خانم “دکتر”) خطاب کنیم! (چون مثلا شهروند کشوری خارجی نیست!) این کار غلط و عبثی است.
کلمه پروفسور هم الزاما عنوان همه افراد باسواد دنیا نیست. بسیاری از نخبگان و افراد معروف و مشاهیر و خدمت کنندگان بزرگ به بشریت عنوان های آکادمیک نداشته اند. باید مراقب باشیم با عنوان های غلط شان و منزلت و جایگاه واقعی و درست نخبگان را مخدوش نکنیم.

+ بخش نخست این سلسله یادداشت ها را از اینجا بخوانید.

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست