فلسفه و تاریخ علم

سفر به دنیای ناشناخته؛ ملاقات با ساکنان درون زمین

سفر به اعماق زمین
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

بشر از گذشته های دور در پی آن بود که دریابد شکل زمین چگونه است. زمینی که پوشیده از جنگل ها و دریاها و کوهها و رودخانه ها و کویرها بود؛ ظاهرا شبیه به یک صفحه تخت و مسطح به نظر می رسید و حس شهودی ما در زندگی روزمره؛ اگر اطلاعی از علم نداشتیم نیز احتمالا همین مساله را تایید می کرد. زمینی که ما هر روز روی آن راه می رویم و به دوردست ها خیره می شویم و کشت و زرع می کنیم؛ به نظر یک صفحه تخت می آید و اجداد انسانی ما را بابت تخت دانستن زمین نمی توان خیلی هم سرزنش کرد. اما غیر از نظریه تخت بودن زمین نظریه های دیگری هم وجود داشت که مطالعه آنها در تاریخ علم خالی از لطف نیست. یکی از این نظریه ها را ادموند هالی Edmond Halley اخترشناس انگلیسی و کاشف دنباله دار هالی مطرح کرده بود. یک نظریه عجیب برای توضیح  دلیل مشاهده بی نظمی در قطب نما توسط دریانوردان.
تد شولتس زیست شناس ؛ ماجرای نظریهء زمین توخالی را اینگونه شرح می دهد: در سال ۱۸۱۸ یک کاپتان پیاده نظام آمریکا به نام جان کلوز سایمز که به عبارتی قهرمان جنگ ۱۸۱۲ محسوب می شد نظریه ای مطرح کرد که بر طبق آن؛ زمین یک پوسته توخالی است و چهار کره هم مرکز دیگر نیز داخل آن است و همه این کره های تو در تو از راه دهانه قطبی به عرض هزاران مایل قابل دسترسی هستند. او در سدد بود که بعنوان سرپرست یک تیم تحقیقاتی انتخاب و راهی سفری اعجاب انگیز شود. به تصور او در زیر زمین ؛ سرزمینی گرم و پر از گیاهان و جانواران قرار داشت که اینک باید کشف می شد. موضوع کم کم جدی شد و در سال ۱۸۱۲ با حمایت جرمی رینولدز؛ حتی کنگره هم این طرح را تصویب کرد! حتی وزرای نیروی دریایی و خزانه داری سه کشتی هم برای این سفر آماه کرده بودند . البته گویا بخت با جان کلوز سایمز یار نبود و با انتخاب رییس جمهور جدید ؛ اندرو جکسن این پروژه متوقف شد.
البته داستان به همین جا ختم نشد و موضوع زمین توخالی دستمایه داستان های علمی و تخیلی بسیاری شد. در سال ۱۹۰۶ ویلیام رید نظریه ای مشابه نظریه سایموز را مطرح کرد ؛ با این تفاوت که به نظر او زمین فقط یک کره توخالی بود  (و نه چند کره تو در تو و هم مرکز) که درون آن جهانی ناشناخته از دریاها و قاره ها وجود دارد. او همچنین معتقد بود که شفق های قطبی که در سرزمین های شمالی دیده می شوند در واقع بازتابش آتش سوزی های جنگل ها یا آتشفشان های دنیای درون زمین هستند.  در سال های بعد از ۱۹۱۳ ارشال گاردنر ادعاهای عجیب تری را نیز طرح کرد و مدعی بود که درون زمین؛ خورشید کوچکی وجود دارد و شفق قطبی در واقع نور خورشیدی است که درون زمین وجود دارد. از دید او اسکیموها از نسل موجودات درون زمین بودند  و حتی ماموت های کشف شده در یخ های روی زمین در واقع از داخل زمین آمده اند. بعدها در سال ۱۹۶۴ ریموند برنارد  کتابی منتشر کرد و ادعا کرد که مردم دنیای داخل زمین؛ بازماندگان یک جنگ هسته ای بین ساکنان آتلانتیس و قاره جزیره باستانی مو در پسیفیک هستند. این ادهاعای شبه علمی تا جایی که ممکن بود بسط پیدا می کرد و ریموند برنارد حتی مدعی شد که UFO ها وجود دارند اما ربطی به موجودات فضایی ندارند و در واقع سفینه های آتلانتیسی ها هستند که ساکنان دنیای داخل زمین برای کنترل و مشاهده ما ساکنان روی زمین ارسال می کنند. باری! اگر فکر می کنید این ادعاهای شبه علمی و بدون پشتوانه منطقی و علمی امروزه دیگر هوادار ندارد باید در دیدگاه خود تجدید نظر کنید. با وجود اینترنت و سرعت پخش اطلاعات علمی در جهان هنوز بسیاری به ایده های عجیب شبه علمی باور دارند و مثلا انجمن زمین تخت Flat Earth Society در انگلستان که معتقد به مسطح بودن زمین است هنوز هزاران نفر هوادار دارد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست