فلسفه و تاریخ علم

کیهان شناسی؛ فلسفه ای تمام عیار

کهکشان - کیهان شناسی
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

این عنوان را پیش از این تنها می توانستم به ترمودینامیک اطلاق کنم. فلسفه ای تمام عیار. البته مقصود این نیست که خود این علوم؛ مثلا کیهان شناسی؛ ترمودینامیک؛ زیست شناسی یا فیزیک کوانتومی اساسا فلسفه هستند. بهتر آن است که بگوییم پیامدهای فکری و فلسفی عمیق این علوم ؛ دیدگاه های فلسفی ما را تحت تاثیر خود قرار می دهند و حتی می توان یک نظام فلسفی بر مبنای آنها بنا کرد. از این میان کیهان شناسی شاید بیش از هر شاخه دیگری ؛ انسان را به اندیشه ورزی فیلسوفانه وا دارد. آیا جهان هستی بی انتهاست؟ آیا آغازی داشته است؟ آیا جهان روزی نابود خواهد شد؟ عمر کیهان چقدر است؟ در سیاهچاله ها چه می گذرد؟ آیا حیات فرازمینی وجود دارد یا ما در سراسر پهنه گیتی  تنها هستیم؟ اینها بخشی از پرسش هایی است که نه می توان گفت مستقلا مرتبط با کیهان شناسی است و نه می توان آنها را صرفا پرسش های فلسفی محض دانست.

درک ما از جهان بسیار محدود است و حتی با وجود پیشرفت های خیره کننده و در اختیار داشتن ابزارهای رصد و تلسکوپ های عظیم فضایی؛ هنوز چیزهای بسیاری هست که نمی دانیم.

در اواخر قرن ۱۸ میلادی ؛ ستاره شناس فرانسوی مسیه Messier بیشتر از ۱۰۰ شیء سحابی را کاتالوگ کرده بود ولی هنوز نمی دانست که برخی از آنها مجموعه هایی از ستارگان کاملا جدا از کهکشان ما یعنی راه شیری اند. تا اوایل قرن نوزدهم انسان توانسته بود بیشتر از ۵۰۰۰ سحابی را شناسایی کند. کاری که عمدتا وامدار تلاشهای هرشل و پسرش بود. جان هرشل در سال ۱۸۶۴ کاتالوگ عمومی سحابی ها General Catallogue of Nebulae  را منتشر کرد و بعدها در سال ۱۹۰۸ تقریبا ۱۵۰۰۰ سحابی فهرست شده بود. واژه سحابی در آن زمان به هر شیء آسمانی نسبت داده می شد که در تلسکوپ های آن زمان ؛ مه آلود مشاهده می شدند. هرشل حدس زده بود که بعضی از این سحابی ها مجموعه ستارگانی جدا از ما هستند اما شواهد کافی در دست نداشت و خیلی این موضوع را دنبال نکرد. حتی در سال ۱۹۱۲ که هنریتالویت روی قیفاووسیان ابرهای ماژلانی مطالعه می کرد متوجه این موضوع نشد که این ابرها؛ در واقع کهکشان هایی خارج از کهکشان ما هستند. جالب اینجاست تا همین هشتاد نود سال پیش حتی هیچ درکی از ساختار کیهان و کهکشان ها نداشتیم. همانطور که کپلر و کپرنیک و گالیله؛ دیدگاه انسان درباره موقعیت اش در کیهان را دگرگون کردند؛ هابل هم در سال ۱۹۲۳ با بیان این نکته که کهکشان آندورمدا M31خارج از کهکشان راه شیری قرار دارد انسان را بر آن داشت تا در دیدگاه خود  در قبال موقعیت اش در گیتی تجدید نظر کند. انسان دریافت که کهکشان راه شیری تنها یکی از میلیاردها کهکشان عالم است. اینک می دانیم که اندرومدا تقریبا ۲ میلیون سال  نوری با ما فاصله دارد.
کیهان شناسان از جهان بی کران صحبت می کنند و از فواصل و زمان هایی که تصور آن نیز  دشوار و حتی غیرممکن است. در سال ۲۰۱۴ کیهان شناسان ساختار جدید از فضا را کشف کردند که نام آن را لانیآ که آ Laniakea گذاشتند. ساختار عظیم کیهانی با ۵۲۰ میلیون سال نوری قطر که حتی تصور ابعاد آن  تقریبا از حوزه قدرت تخیل و تصور انسان خارج است. تصور اینکه کهکشان ما ؛ راه شیری با تمام عظمت اش تنها یک نقطه سفید کوچک در نقشه بزرگ کیهان شناسی است می تواند دیدگاه فلسفی انسان درباره ماهیت جهان ؛ ماده؛ ذهن و آگاهی؛ زمان؛ ابدیت و …. را دستخوش تغییرات بنیادی کند.

 

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست