سرویس انسان شناسی

مسئله‌ای به نام “توسعه”

توسعه - فاصله طبقاتی - توسعه نامتقارن
نوشته شده توسط یوسف سرافراز

توسعه از جمله‌ی مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف (حوزه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) و در چشم‌اندازهای مختلف (محلی، ملی، بین‌المللی) کاربردی عام یافته است و تبدیل به آمالی مشترک میان تمام گروه‌های فعال در این حوزه‌ها شده است. گروه‌هایی که ممکن است در سطوح ایدئولوژیک اختلاف‌های بنیادینی داشته باشند لیک بر سر توسعه، فارغ از اینکه چه معنایی از آن مدنظرشان باشد، مشترک‌اند. به عبارتی توسعه همه‌خواه است. توسعه آن‌چنان که در کاربرد روزانه‌ی خود مطرح می‌شود مجموعه‌ای باید باشد از معانی مثبتی چون زندگی بهتر، درآمد بیشتر، آسیب‌های کمتر و… .
با این حال، توسعه چگونه عمل کرده است؟ پرسش‌هایی که در پی می‌آید علاوه بر این‌که پرسشی در برابر توسعه و اجرای آن مطرح می‌کنند به صورت مضمر گفتمان‌های مختلف توسعه را نیز پیش می‌کشند و در حکم نقد برخی از این گفتمان‌ها هستند.
پرسش‌هایی چون: چرا علی رغم اینکه از مهم‌ترین اهداف توسعه زدودن و تخفیف فقر بوده است فقر همچنان رو به گسترش است؟ چرا میان آن‌چه برنامه‌ریزی شده است و آن‌چه در واقعیت رخ‌می‌دهد اختلاف و تفاوت وجود دارد؟ چرا کارگزاران توسعه و آنان که در برنامه‌های توسعه حضور دارند تاریخ اخیر را نادیده می‌گیرند و نمی‌خواهند از تجربه‌های گذشته درس بگیرند؟ چرا توسعه همواره چیزی تعریف می‌شود که منشأیی خارجی دارد و نه داخلی؟ و در نهایت اینکه چرا تعداد زیادی از برنامه‌ریزی‌های توسعه به نظر می‌رسد که شکست خورده‌اند؟
آن‌چه در این پرسش‌ها به نقد کشیده شده است برخی از گفتمان‌های توسعه است که به توسعه به مثابه‌ی امری واحد و مجزا و نه امری پیچیده و تام نگاه می‌کنند. گفتمان‌هایی که به حیات انسانی به مثابه‌ی امری کمی نگاه می‌کنند که به صورت مداوم باید رشد داشته باشد و شاخص‌های آن افزایش پیدا کنند. فارغ از اینکه این رشد و افزایش لزوماً مثبت نیست. به عنوان نمونه، افزایش طول عمر و افزایش درآمد‌ها شاخص‌های توسعه محسوب می‌شوند و جهت‌گیری برنامه‌های توسعه به سمت افزایش این شاخص‌هاست. علارغم اینکه مفهوم افزایش مفهومی مثبت ارزیابی می‌شود لیک افزایش در کنه خود هیچ‌گونه معنای مثبت یا منفی‌ای ندارد. آن‌چه در سنجش مثبت یا منفی بودن یک افزایش (به عنوان نمونه افزایش طول عمر) مهم و کاربردی است، سنجش وضعیت انسانی است. آیا افزایش در میزان طول عمر یا میزان درآمدها به بهبود وضعیت انسانی نیز منجر شده است؟ درواقع باید از یک سطح سنجش کمی که صرفاً افزایش یا کاهش را ملاک توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی درنظر می‌گیرد (افزایش طول عمر ملاک توسعه‌یافتگی و کاهش طول عمر ملاک توسعه‌نیافتگی) به سطح سنجشی کیفی روی آورد که صرف افزایش یک شاخص را به معنای بهبود وضعیت آن شاخص نمی‌داند. در اینجا در صورتی که افزایش طول عمر به معنای عمر بیشتر همراه با سختی‌های بیشتر، بیماری‌های پیچیده و لاعلاج‌تر، مصرف خوراکی‌های آلوده، تحمل آسیب‌های روانی بیشتر و… باشد نمی‌توان از افزایش در طول عمر به عنوان شاخص توسعه نام برد. همچنین درصورتی که افزایش درآمدها همراه با سختی‌ها و تحمل آسیب‌های بیشتر و هزینه‌های بیشتر در جهت رفع این سختی‌ها و آسیب‌ها باشد نمی‌توان از افزایش درآمدها به عنوان شاخص توسعه استفاده کرد. درواقع ممکن است رشد برخی از شاخص‌های توسعه دقیقا به معنای بهبود وضعیت انسانی نباشد. طول عمر کمتر همراه با سختی‌ها و آسیب‌های کمتر بهتر است تا طول عمر بیشتر و تحمل سختی‌ها و آسیب‌های بیشتر.
آن‌چه در این‌جا جای بحث دارد تبدیل شدن توسعه به یک امر غیرقابل اجتناب است. به عبارت دیگر، توسعه امروز در دو سطح حضور دارد: یکی آن‌چه در قالب برنامه‌های توسعه اجرا شده است که نمی‌توان از آن به عنوان تجربه‌ای کاملا موفقیت‌آمیز سخن گفت و در پاره‌ای از موارد نه تنها نتوانسته به بهبود وضعیت انسانی بینجامد بلکه با تخریب وضعیت پیش از توسعه عملاً بازگشت به وضعیت پیش از خود را غیرممکن است. به عبارتی، توسعه و امر توسعه‌یافته در برخی از برنامه‌ریزی‌ها مساوی است با تخریب وضعیت پیشین یا اینکه در عمل به چنین چیزی منتهی می‌شود. در نتیجه، در صورتی که برنامه‌ریزی‌های توسعه شکست بخورند نه تنها وضعیت جدیدی شکل نگرفته است بلکه وضعیت پیشین هم تخریب شده است و بازگشت به آن غیرقابل امکان است. علاوه بر این، سطح دیگری که توسعه در آن مطرح می‌شود علارغم تمام تجربه‌هایی که از توسعه وجود دارد آن را به امری غیرقابل اجتناب تبدیل می‌کند. امروزه به جای اینکه از توسعه به عنوان یک امر واحد سخن گفته شود از گفتمان‌های توسعه صحبت می‌شود که به گرایش‌ها و رویکردهای مختلف در توسعه اشاره دارد. توسعه اجتناب‌ناپذیر است و گفتمان‌های مختلف توسعه با نقد رویکرد دیگر گفتمان‌ها، توسعه را بازتعریف می‌کنند تا بتوان از توسعه مدلی برای بهبود وضعیت انسانی ساخت.

درباره نویسنده

یوسف سرافراز

دیدگاه شما چیست