فلسفه و تاریخ علم

تراموای اخلاق روی ریل فلسفه؛ آیا شما مسیر تراموا را عوض می کنید؟

مساله تراموا
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

بحث های فلسفی پیرامون اخلاق؛ موضوع تازه ای نیست. مساله ای است که تاریخچه آن به هزاران سال می رسد و دغدغه فلسفی سقراط و افلاطون و ارسطو نیز بوده است. تا حد زیادی می توان ادعا کرد که این بحث ها بین فیلسوفان تا کنون نتیجه نهایی در بر نداشته است. مثلا تصور کنید هنوز بر سر اینکه آیا فرد مجرم دچار روان آزاری Psychopathy در برابر قانون، مسئول یا اینکه از مجازات معاف است؛ هنوز اتفاق نظری وجود ندارد.
با پیشرفت علوم مختلف در عصر مدرن؛ پای علم به پژوهش های فلسفی اخلاق نیز باز شد. از سویی پیشرفت های علمی و ابزار ها و فناوری ها؛ سلاح های مخرب یا تکنولوژی های ارتباطی روز به روز پیشرفت کرده و به دنبال خود چالش های اخلاقی جدیدی در ذهن ایجاد می نمودند. از دیگر سو پژوهش در زمینه خود مقوله اخلاق نیز می توانست از یافته های جدید علمی؛ مثلا عصب شناسی؛ زیست شناسی؛ روانشناسی و … بهره بگیرد و به ما در فهم بهتر مساله اخلاق کمک کند.
یکی از بغرنج ترین دغدغه های اخلاقی مساله دوراهه dilmma هاست. یعنی موقعیت های دشوار اخلاقی که فرد باید از بین آن دو دست به عمل انتخاب بزند.  مساله تراموا Trolley problem یک آزمایش فکری مشهور در فلسفه اخلاق است که باز می گردد به کار فیلیپ فوت در سال ۱۹۶۷ و مبتنی بر این است که تصور کنیم  کنار یک خط راه آهن ایستاده ایم و تراموایی را می بینیم که با سرعت زیاد به ما نزدیک می شود. مشکل اینجاست که پنج نفر روی ریل راه آهن بسته شده اند و با رسیدن تراموا جان خود را از دست خواهند داد. اما این ریل اهرمی دارد که قطار را به سمت دیگری هدایت می کند که یک نفر در آن به ریل بسته شده است. حال اختیار با شماست. شما در معرض انجام یک انتخاب اخلاقی هستید. می توانید با جابجایی اهرم؛ مسیر ریل را تغییر داده که به جای پنج نفر یک نفر کشته شود.
این پرسش به همین جا ختم نشده و از قضا مدام پیچیده  وپیچیده تر هم می شود. مثلا تصور کنید بالای پل ایستاده اید و برای نجات جان پنج نفری که به ریل بسته شده اند یک راه دارید و آن هم این است که خودتان را از بالای پل پرت کنید و جلوی ریل بیندازید. اما کنار شما مرد غریبه بسیار تنومند و فربه ای ایستاده ؛ آیا شما اخلاقا مجازید که او را هل داده و قربانی کنید تا جان ۵ نفری که روی ریل بسته شده اند نجات پیدا کند؟
فیلسوفان بسیاری با این موضوع درگیر بوده اند.  جودیث تامسون یا فرانسس کام از آن دسته اند. بسیاری معتقدند انسان مجاز است در مورد پرسش دوراهه اخلاقی نخست؛ جهت قطار را به نحوی تغییر دهد که به جای پنج نفر؛ یک نفر قربانی شود. اما در عین حال عقیده دارند که هل دادن مرد چاق برای نجات جان ۵ نفر از نظر اخلاقی صحیح نیست.
یک چنین دوراهه اخلاقی بغرنج؛ عملا بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان بر مبنای پاسخ پرسشنامه ها از آن چیزی نتیجه گیری کرد. مسلما افرادی که روی کاغذ به این پرسش پاسخ می دهند ؛  تحت استرس و فشار واقعی انتخاب بین دواهه نیستند. چه بسا که در عمل به گونه دیگری عمل کنند.
جوشوا گرین استاد روانشناسی هاروارد علاقمند بود که کارکرد مغز را حین تصمیم گیری اخلاقی بغرنجی نظیر مساله تراموا بررسی کند. طبق یافته های او آن بخش از مغز که مربوط به فعالیت های شناختی می شود در افرادی که با هل دادن مرد غریبه موافق بوده اند، به نسبت کسانی که این عمل را اشتباه دانسته اند بیشتر فعال بوده است. آیا اخلاق وابسته به فرهنگ یا زبان است؟ آیا باید و نبایدهای اخلاقی را می توان از علم استنتاج کرد؟ آیا نتایج پرسشنامه های روانشناسی و اخلاق که در شرایطی غیر از شرایط واقعی و صرفا یبه عنوان آزمون های ذهنی طرح می شوند معتبرند؟ هنوز هیچ کس پاسخ این پرسش ها را نمی داند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست