اخبار ایران و جهان

غایب بزرگ رویدادهای مهم علمی سال ۱۳۹۴

دکتر حسن روحانی - رئیس جمهوری - پرونده ویژه علمنا - غایب رویدادهای علمی سال ۹۴
نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

شاید به جرات بتوان گفت زمینه های رشد و پویایی کشور تنها در علم و دانش نهفته است و در گفتمان عالی ترین مقامات کشورمان نیز می توان این موضوع را به راحتی مشاهده کرد.
حال با توجه به اهمیت این مقوله و شرایط اجتماعی کشورمان باید در نظر داشت، نقش افرادی که در قدرت سیاسی و مدیریتی کشور ایفا کننده نقش های مهم و اول هستند، در فراگیری گفتمان علمی غیرقابل انکار است.
برای همین هم به صورت موکد شاهد آن هستید که مقام معظم رهبری در قامت رهبر و عالی ترین مقام کشورمان صراحتا از علم و لزوم پرداختن به علم و فناوری می گویند.
پس باید گفت نیاز امروز ما حاکم شدن دیالوگ علم بر زبان مدیران ارشد اجرایی در کشور است تا مباحث علم و فناوری نیز در بین مباحث مختلفی نظیر ورزش، هنر و… در آحاد جامعه طنین انداز شود.
به طور مثال وقتی یکی از ورزشکاران کشورمان، مقامی را در آسیا و یا جهان کسب می نماید شاهد آن هستیم که رئیس جمهور به آن فرد تبریک می گوید؛ این پیام هم از لحاظ اجتماعی و هم روانی بر مخاطب تاثیرگذار خواهد بود. (که البته در اینجا به واکاوی آن نخواهیم پرداخت)
در ایران، طی یکسال آوردگاه های علمی و فناوری معتبر مختلفی برای نخبگان، محققان و ایده پردازان وجود دارد و درست در همین محفل ها، اهالی علم اولین مطالبه شان حضور فردی مانند رئیس جمهوری است و آن را مهم دانستن اینگونه موضوعات برای رئیس جمهوری قلمداد می کنند. (جامعه نیز حضور رئیس جمهور در یک رویداد را نشان از اهمیت آن تلقی می کند)
قطعا شخص رئیس جمهوری در مباحث اجرایی و تسهیل زمینه های رشد علم در کشور فعالیت های بی شائبه ای را صورت داده و می دهد و این مطلب به هیچ عنوان قصد درنظر نگرفتن فعالیت های متعدد دولت در زمینه پرداختن به مباحث علم و فناوری (حتی طی همین یکسال) را ندارد؛ اما ما با نگاهی مطالبه گر، می خواهیم نگاهی بیندازیم بر عدم حضور دکتر حسن روحانی در رویدادهای مهم علمی سال ۱۳۹۴ .

*
تحریریه علمنا نگاهی به جدول برنامه‌های رئیس‌جمهور در طول سال گذشته خورشیدی انداخته‌ و متوجه شده‌ که حضور رئیس‌جمهور در رویدادها رسمی که به بهانه‌های علمی برگزار می‌شود همچون اهدای جوایز علمی و یا موارد مشابه، حضور کم‌رنگی بوده است؛ آن هم در رویدادهایی که به واقع و از دید کارشناسان مهمترین ویترین علم و فناوری کشورمان محسوب می شدند.
آیا باید از این بابت نگران باشیم؟ آیا در جامعه‌ای مانند ایران که بخش عمده‌ای از ارتباط میان سیاست و مردم و بخش‌های مختلف نهادهای سیاسی و اجتماعی به زبان رمز و اشاره صورت می‌گیرد این حضور کمرنگ نشانه بی‌توجهی به علم است و یا اصولاً باید توصیه به افزایش چنین حضوری کرد؟ پاسخ دادن به چنین سؤال‌هایی چندان ساده نیست اما می‌توان در اطراف آن فکر کرد و نکاتی را مورداشاره قرار داد.
ابتدا نگاهی بیندازیم به تمام برنامه های علمی مهم امسال که ریاست جمهوری در آن غایب بود.

۱- جایزه مصطفی (ص): آنطور که برگزار کنندگان این جایزه هم می گویند، این جایزه عالی ترین جایزه علم وفناوری جهان اسلام به شمار می آید و عدم حضور رییس جمهوری در مراسم اختتامیه این رقابت به شکل قابل ملموسی مشاهده می شد.

۲- همایش ملی “نخبگان فردا: همایشی که به همت بنیاد ملی نخبگان امسال شاهد نهمین دوره از برگزاری اش بود، همایشی که در آن جمعی از نخبگان بعد از حضور در آن به ملاقات رهبری می روند.

۳- جایزه ملی علامه طباطبایی: جایزه استادان ممتاز دانشگاه‎ها و پژوهشگران برجسته ایران. (البته معاون اول رئیس جمهوری در این برنامه حضور داشت)

۴- جشنواره بین المللی خوارزمی: یکی از جشنواره های علمی با قدمت کشور که عدم حضور رئیس جمهوری در آن برای دومین سال پیاپی سوال برانگیز تلقی می گردد، جشنواره ای که اکثرا با حضور شخص ریاست جمهوری وقت برگزار می گردد و جزو معتبرترین جشنواره های علمی ایران در جهان محسوب می شود.

۵- تجلیل از پژوهشگران و فناوران برتر کشور در هفته پژوهش: رسمی که امسال شانزدهمین دوره برگزاری آن را شاهد بودیم، مراسمی که در هفته پژوهش برگزار می شود؛ شاید بتوان گفت مطالبه کم و به حقی باشد تا از ریاست جمهوری برای آغاز هفته ای که نام پژوهش را یدک می کشد و تمام مراکز علمی و دانشگاهی کشور بسیج می شوند تا دستاوردهای علمی تحقیقاتی خود را به نمایش بگذارند، یک پیام منتشر کنند یا در مراسم تجلیل از پژوهشگران به سخنرانی بپردازند.

۶- برخی از جشنواره های علمی معتبر دیگر کشور نظیر: جشنواره بین المللی فارابی(ویژه تحقیقات علوم انسانی و اسلامی)؛ جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی(بزرگترین جایزه پزشکی کشور)؛ جشنواره ملی ایده های برتر؛ جشنواره ملی حرکت؛ جشنواره فن آفرینی شیخ بهایی و غیره که هر کدام از این رقابت ها می توانند نقش سازنده ای در رشد و پویایی علم در کشور بازی کنند.

**
باید بگوییم حمایت یا عدم حمایت سیاستمداران در طول تاریخ نقش عمده ای در تحولات علمی داشته است. سیاستمداران می دانند که قدرت، در دنیای امروز از صندوقچه علم و فناوری بر می آید و به همین جهت نه تنها نسبت به تحولات علمی کشور بی تفاوت نیستند بلکه خود نیز در مجامع آکادمیک و رویدادهای علمی بزرگ مشارکت می کنند.
این قصه سر دراز دارد و در لیست دولتمردان و سیاستمداران می توان ناپلئون بناپارت را مثال زد که خود را در مسایل علمی به شدت درگیر می کرد و با حمایت از علم و فناوری مانند لویی چهاردهم جوایز ارزشمندی برای دانشمندان در نظر می گرفت.
ناپلئون؛ دانشمندان انستیتوهای پژوهشی را دعوت می‌کرد که ضمن ملاقات با او درباره تحقیقات علمی و روند پیشرفت کار خود گزارش دهند. عصر طلایی علمی که در آن لاگرانژ، لوژاندر، لاپلاس و مونژ در ریاضیات تحولات شگرفی به وجود آوردند.
در نقطه مقابل می توان استالین را مثال زد که برای نشان دادن سازگاری ایدئولوژی مارکسیسم با تمامی عرصه های علم و فناوری؛ نقش مخربی در توسعه علم ایفا کرد. اشتباه تاریخی استالین در حمایت از تروفیم لیسنکو، پس از پایان جنگ جهانی دوم نشان می دهد چگونه سیاستمداران می توانند سد راه توسعه علم کشور شده و قطار پیشرفت علمی را وارد مسیر اشتباه کنند. استالین با بی اطلاعی از محتوای دانش؛ فریب ادعای تروخیم لیسنکو را خورد و در انتظار یک معجزه برای تولید مواد غذایی و محصولات کشاورزی شوروی ماند. اشتباهی که  آسیب جدی به زیست شناسی شوروی وارد و نسلی از بهترین دانشمندان این کشور را نابود کرد.
در نمونه تاریخی دیگری در ۲۶ ماه ژوئن سال ۲۰۰۰ پس از موفقیت فرانسیس کالینز و جان کریگ ونتر در پروژه تکمیل ردیف یابی ژنوم انسانی؛ بیل کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با این دو دانشمند در کاخ سفید شرکت کرد و اساسا نکته مهم اینجاست که خبر این موفقیت علمی در یک مکان سیاسی و با مدیریت و مشارکت عالیترین مقام دولتی اعلام شد.
این مثال ها بیانگر این است که علم و سیاست به صورت جدایی ناپذیری به یکدیگر پیوند خورده اند و تصور توسعه یکی بدون دیگری تقریبا محال است.

***
اما پرسش اینجاست. سیاستمداران؛ دولتمردان و مقامات دولتی تا به چه حد و چرا باید در محافل علمی؛ تحولات علمی و همایش های علمی کشور حضور پیدا کنند؟
برای پاسخ به این پرسش ها نگاهی بیندازیم به ۴ نکته:
۱- در این‌که بحث‌ها و موضوعات علمی باید به بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری و سیاست کشور بدل شود شکی وجود ندارد. ما برای اینکه بتوانیم به سمت جامعه توسعه‌یافته حرکت کنیم ناچار از تلاش برای رسیدن به توسعه علمی هستیم. برای رسیدن به توسعه علمی باید بخش‌های مختلف این فرآیند را طی کنیم. از تلاش برای تشکیل جامعه علمی در کشور، تا تضمین بودجه‌های پژوهشی و تحقیقاتی تا اطمینان از اینکه ابر پروژه‌های علمی و فناوری (در مقیاس توانایی ایران) فارغ از علایق سیاسی و یا تغییر خط‌مشی‌ها سیاسی دولت‌ها و مجلس‌ها به روند و کار خود ادامه خواهند داد، از توسعه حرفه‌ای فرآیند ترویج علم تا تمرین و تحقق روزنامه‌نگاری حرفه‌ای علم و از آموختن راه و روش مدیریت علمی گرفته تا آموختن اقتصاد علم و توسعه بخش‌هایی که در این فرآیند ضعیف و یا نادیده مانده‌اند، از فراهم آوردن شرایط ارتباطات بین‌المللی علمی میان جامعه علمی ایران و جامعه بین‌الملل و همچنین تسهیل ارتباط میان دانشمندان ایرانی و خارجی و کمک به ارتباط بیشتر میان دانشمندان ایرانی مقیم خارج و سازمان‌ها و دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و پژوهشگران داخلی و هزاران کار ریزودرشت دیگر.
این‌چنین اتفاقی به‌خودی‌خود نمی‌افتد. باید اصرار کرد که موضوعات علم و مسئله علم به موضوعی برای تصمیم گیران بدل شود. به انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نگاه کنید. آیا در برنامه هیچ‌یک از نامزدها یا فهرست‌ها و یا در میان پرسش و پاسخ‌های مطبوعاتی خبری از مطرح‌شدن موضوعات علمی می‌بینید؟ البته بسیاری خواهند گفت که در شرایطی که به قول معاون اول رئیس‌جمهور سال ۱۳۹۴ یکی از بدترین سال‌های اقتصادی ایران بوده است صحبت از علم در میان مناقشات سیاسی بی‌معنی است. اما وقتی به یاد بیاوریم که نمایندگان همین مجلس قرار است بودجه کشور را تصویب کنند و در همین بودجه است که قرار است بودجه پژوهشی تصویب شود و سال‌های سال است وعده داده می‌شود به عددی بیش از ۳ درصد تولید ناخالص ملی برسد و هنوز زیر نیم درصد باقی‌مانده است همین مجلس است که باید قوانین و مصوباتی را برای پیگیری مهم‌ترین پروژه‌های علمی کشور تائید کند؛ اهمیت غیبت این مناظره را متوجه می‌شویم.
به پرونده‌های سیاسی مهم و معضلات مهم پیش روی کشور نگاه کنید: پرونده هسته‌ای، برنامه فضایی ایران، وابستگی به نفت و مسئله بحران محیط زیستی به‌خصوص در مناطق جنوب غرب کشور. همه این‌ها در ذات خود مسائل علمی و فناوری هستند. نمایندگان و کسانی که به نمایندگی از مردم حق رأی دارند باید درباره این موارد آگاهی داشته باشند.
البته آن‌ها دلیلی برای کسب این آگاهی پیدا نمی‌کنند!
چرا که رأی‌دهنده‌ها از آن‌ها نمی‌خواهند که دراین‌باره توضیح دهند.
چنین ناآگاهی از وضعیت علم در کشورهای مختلف وجود دارد و مخصوص ایران نیست. در سنای ایالات‌متحده یکی از سناتورها گلوله برفی در دست می‌گیرد و خطاب به دولت که خواستار افزایش بودجه مبارزه با تغییرات اقلیم است می‌گوید اگر شما راست می‌گویید چرا بیرون برف می‌آید؟!
این‌چنین وضعیتی در نقاط دیگر هم قابل‌مشاهده است اما درعین‌حال باید در نظر داشت کشوری  مانند ایالات‌متحده با توجه به اقتصاد قدرتمند و از آن مهم‌تر نهادهای نهادینه‌شده علمی و فناوری خود آسیب کمتری از چنین نادانی‌هایی می‌گیرد. برای ما که در شرایط تأسیس و توسعه جامعه علمی هستیم. برای ما که تجربه حضور در دنیای علم مدرن را به‌تازگی به دست آورده‌ایم این‌چنین اشتباه‌هایی می‌تواند نفس‌گیر باشد.
در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار مشاور الملک محمودی از پادشاه درخواست کرد تا بودجه لازم برای ساخت رصدخانه‌ای مدرن به نام رصدخانه سلطنتی ایران را به او بدهد تا ضمن مطالعه و تحقیق با ابزارهای مدرن در حوزه ستاره‌شناسی نسل تازه‌ای از ستاره شناسان ایرانی را تربیت کند. جواب شاه بی‌خبر از اهمیت توسعه علمی ساده بود: «پول را نباید خرج هوا کرد» بدین ترتیب ایران که زمانی میزبان مهم‌ترین مراکز ستاره‌شناسی بود حدود یک قرن و نیم پیش فرصت بازگشتن به یکی از کشورهای مجهز به ابزار لازم باری توسعه در این رشته را داشت.
کسی نمی‌تواند مسیر نارفته در تاریخ را بازنمایی کند. اما این فرصت به‌طور بالقوه وجود داشت که مسیری در کشور آغاز شود که نه‌تنها ایران را یک قرن و نیم وارد بازار علم مدرن کند که شاید تأثیرات اجتماعی و فرهنگی دیگری از این فرآیند نصیب ما می‌شد. همه این‌ها با فرصت سوزی و ندانم‌کاری از بین رفت و جالب اینکه یک قرن و نیم بعد در سال ۱۳۹۴ خورشیدی ما هنوز در تلاش برای ساختن رصدخانه‌ای کوچک در مقیاس حرفه‌ای هستیم.( و عقیده بسیاری از کارشناسان این است که تعویق امروز هم به خاطر اختلاف سلایق فکری و سیاسی است!)
این‌یک نمونه کوچک از تصویر بزرگ‌تر اهمیت موضع در کشوری مانند ایران است. و باید دانست که این مسیر با دستور طی نخواهد شد. موضوع علم باید به موضوعی برای مردم بدل شود و باید به زمینه بحث‌های سیاسی و اجتماعی کشیده شود و بخش عمده‌ای از آن بر عهده رسانه‌های علمی است که متعهد به افزایش آگاهی مخاطب خود و نظارت بر روندهای علمی هستند. رسانه‌هایی که کمک به شکل‌گیری جمعیت رأی‌دهنده آگاه و دانا برایشان اولویت اصلی را دارد و حاضر نیستند این اولویت را با مصالح دیگر معاوضه کنند.
۲- درست است که حضور ریاست جمهوری در این محافل برای اهالی علم بسیار مهم تلقی می گردد اما این را هم باید گفت که در چنین فضایی حضور شخصی مانند رئیس‌جمهور می‌تواند شمشیری دو لبه باشد.
اگر به روندهای تاریخی در گوشه و کنار جهان نگاه کنیم می‌بینیم که چطور در مواردی مشخص، به‌خصوص در مواردی که نیاز به تأسیس و طراحی فناوری‌های گران‌قیمت نوین بوده است و درزمانی که انگیزه‌های سیاسی پارامتری مهم در یک فرآیند بوده‌اند حضور و دفاع مقام‌های عالی‌رتبه به‌طور شخصی نقشی مهم بازی کرده.
شاید معروف‌ترین این نمونه‌ها اعلام برنامه فتح ماه توسط جان کندی بود. درحالی‌که هنوز چند سالی از تأسیس ناسا نمی‌گذشت و هنوز چندهفته‌ای از بازگشت نخستین فضانورد آمریکا از نخستین سفرش سپری نمی‌شد و درحالی‌که در همه زمینه‌ها آمریکا از رقیب خود در دوران جنگ سرد در عرصه فضا عقب بود. کندی در سخنرانی معروف خود طرح جاه‌طلبانه سفر به ماه را اعلام کرد و توانست حمایت عظیم مردم، کنگره و بخش‌های مختلف را جلب و به سمت این برنامه جلب کند.
نمونه‌های دیگری حتی در کشور خود ما ظرف سالهای گذشته  نیز وجود دارد و البته همیشه این تجربه‌ها (چه در ایران و چه در جهان) تجربه‌های موفقی از کار درنیامده است. در همین ایالات‌متحده ورود رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه جورج بوش پسر در بحث سلول‌های بنیادی باعث شد تا بخش عمده‌ای از تحقیقات این حوزه در آمریکا به حالت تعلیق درآید. این بازی خطرناکی است نه‌تنها دفاع یک رئیس‌جمهور از یک برنامه مشخص علم و فناوری می‌تواند باعث افزایش توجه به آن و قرار گرفتن این برنامه خاص در کانون توجه شود که به‌طور همزمان می‌تواند ارتشی از منتقدان و مخالفان سیاسی را علیه آن برنامه بسیج کند.
از طرف دیگر حضور رئیس‌جمهور در رویدادها و مراسم عمومی، اهدای جوایز و … بیش از آنکه فرصت تأکید بر علم باشد استفاده از فرصتی برای بیان دیدگاه‌های رئیس‌جمهور به شمار می‌رود که باید گفت متاسفانه بخش عمده‌ای از آن به مسائل سیاسی روز اختصاص خواهد داشت. ما در ایران هم سابقه و تجربه رفتار متفاوت روسای دولت در چنین رویدادهایی را داشته‌ایم و معمولاً هیچ‌کدام از آن‌ها منجر به رویدادی جدی نشده است.
۳- حضور رئیس‌جمهور یا نماینده او در برنامه‌های مختلف علمی از نظر نشانه‌شناسی سیاسی مهم ارزیابی می شود و نباید حضوری باشد که در حد پیام تبریک و تشکر باقی بماند. نکته مهم‌تر این است که ما نیازمند تقویت جامعه علمی هستیم. علم، فناوری و پژوهش در کشور ما از مشکلات جدی رنج می‌برند. از ضعف و مشکلات ساختار آموزشی در مقاطع ابتدایی گرفته تا ساختار دانشگاه‌ها، از افزایش بی‌رویه و بی‌مطالعه و نامتناسب دانشگاه‌ها گرفته تا رشد قارچ گونه تقلب‌ها و سازمان‌های فعالی که پایان‌نامه و مقاله پژوهشی و مدرک جعل می‌کنند. از رقابت برای انتشار مقاله‌هایی در ژورنال‌های بی‌اهمیت برای رشد در پلکان ترقی سیستم علمی تا بودجه نازل بخش پژوهش‌ها که همان هم در راه رسیدن به مقصد خود هزار بار آب می‌رود و کوچک می‌شود تا فضای فرهنگی که همه مسئولیت‌ها و نیاز به رشد و توسعه فناوری و علمی را بر عهده همین بدنه ضعیف دانشگاه می‌گذارد.
ما نیازمند توسعه علمی هستیم. ما باید کمک کنیم تا مشکلات این بخش شناسایی‌شده و درمان شود و برای این کار باید با مردم با جامعه علمی و با صاحبان سرمایه و سیاست‌مداران وارد گفتگو شویم.
۴- به نظر در چنین شرایطی مهم‌ترین کاری که بر عهده رئیس‌جمهور و دولت خواهد بود واردکردن بحث علم و فناوری و پژوهش در بدنه مناظره‌ها و بحث‌ها و سیاست‌گذاری‌ها و تأکید بر آن است.

در پایان باید خاطر نشان کنیم این مطلب یک مطالبه از دکتر حسن روحانی توسط بدنه علم و فناوری کشور برشمرده می شود و فعالیتها و حضور ایشان در رویدادهایی که به نوعی آوردگاهی برای اهالی علم و دانش است صحنه ای برای حمایت از علم و فناوری محسوب می گردد.
همچنین برای نگاهی عادلانه و بی طرفانه لیست فعالیت های رئیس جمهوری در سال ۹۴ که به نوعی می توان آنها را به علم و فناوری گره زد را در زیر می توانید مشاهده کنید.

لیست فعالیت های رئیس جمهوری در سال ۱۳۹۴ در حوزه های مرتبط با علم و فناوری

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست