فلسفه و تاریخ علم

جبر و اختیار؛ مساله ای فلسفی یا علمی؟ (بخش نخست)

انتخاب
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

آیا شما مجبور به خواندن این متن هستید یا اینکه آزادانه و به اختیار خودتان به خواندن آن ادامه می دهید؟ پرسش کهن فلسفی که چند هزارسال ذهن فیلسوفان و بهتر بگویم هر انسانی را به خود مشغول کرده است مساله جبر و اختیار است. آیا انسان در اعمال خود اختیار دارد یا اینکه مثل یک ساعت کوک شده مجبور به انجام کارهایی است که هیچ اختیاری در تغییر آن ندارد؟ تقریبا فیلسوفی را نمی توان یافت که در بحث ها و تفکراتش به مساله علیت و به تبع آن جبر و اختیار نپرداخته باشد. مساله علیت و همچنین جبر و اختیار یکی از پایه ای ترین بحث ها در تاریخ فلسفه است و از سقراط و افلاطون و ارسطو گرفته تا شوپنهاور و کانت و دکارت و راسل تا همین فیلسوفان معاصر به تفصیل به این موضوع پرداخته اند. بررسی تاریخچه این مباحث از حوصله این بحث خارج است و هدف این است که ببینیم آیا علم پاسخی برای این پرسش فلسفی دارد و می تواند کمکی به حل آن بکند؟ در جهان جبری؛ جایی برای اراده آزاد باقی نمی ماند. آیا واقعا علیت و جبریت بر جهان ما حاکم است؟
مفهوم جبر و اختیار و یا همان مسالهء ٬ارادهء آزاد٬ به لحاظ محتوایی همان مناقشه فلسفی کهن بر سر علیت است. وقتی می گوییم A موجب B شده یعنی اولا A از نظر زمانی بر B تقدم داشته و خط مستقیمی از وقایع علیتی از A به B وجود داشته باشد. اگر جای پایی رو ماسه ببینیم اینطور استنتاج می کنیم که کسی بر روی ماسه راه رفته است ؛ نه اینکه رد پا باعث این شده باشد که کسی روی ماسه راه برود. اما اگر هر دو معلول یک علت دیگر باشند بحث فرق می کند. مثلا مطالعه ای که همین اواخر منتشر شد بر اساس این ایده بود که آیا نشستن زیاد پشت تلویزیون و مانتیور باعث ضعف چشم و نزدیک بینی می شود یا نه.
ظاهرا بله؛ اما پژوهش اخیر در استرالیا نشان می دهد ؛خیره شدن های طولانی به مانتیور دلیل ضعف بینایی ونزدیک بینی نیست! اگر چه که به آن ارتباط دارد ولی ٬دلیل٬ آن نیست. علت در نور خورشید نهفته است. کودکانی که بیشتر پای تلویزیون می نشینند کمتر برای بازی به بیرون می روند و از این رو نور خورشید کمتری دریفات می کنند. نور خورشید باعث آزاد شدن هرورمون دوپامین شده و باعث رشد بیشتر کره چشم می شود. بنابراین افرادی که ساعات طولانی در مقابل تلویزیون می نشینند به ضعف بینایی و نزدیک بینی دچار می شوند اما نه به علت خیره شدن به مانیتور؛ بلکه به دلیل دریافت کمتر نور خورشید!
مثلا شب و روز را در نظر بگیرید؛ این دو رخداد پشت سر هم اتفاق می افتند ولی یکی دلیل دیگری نیست. مثلا با نگاه کردن به برنامه حرکت قطارها می توان پیش بینی کرد که چه قطاری چه ساعتی به کدام ایستگاه می رسد؛ اما چیزی که در برنامه نوشته ؛ علت رسیدن قطار نیست.
پشت برخی از پدیده ها هیچ بستگی علّت و معلول نیست اما به صورت عجیب و بی ربطی می توانند همزمان با یکدیگر اتفاق بیفتند. مثلا در برخی مناطق ممکن است بین تعداد لک لک ها با نرخ تولد نوزادان یک همبستگی و رابطه وجود داشته باشد ؛ با اینکه هیچکدام دلیل دیگری نیست و پای متغیر سومی در میان است که هم روی تعداد لک لک ها و هم روی نرخ زاد و ولد تاثیر می گذارد. این عامل سوم گاهی می تواند پنهان بماند یا اساساً حتی وجود نداشته باشد
وبسایتی با عنوان Spurious Correlations پدیده های بی ربطی که شبیه به پدیده های علت و معلولی به نظر می رسند را تحلیل و بررسی می کند. مثلا یک مطالعه را نشان می دهد که در آن بین سرانه مصرف پنیر و میزان مرگ میر افرادی که در اثر پیچیدن ملافه در رختخواب جان خود را از دست می دهند رابطه وجود دارد! مثلاً نمودار آماری که نشان می دهد بین نرخ طلاق در یکی از ایالت های آمریکا از یک سو و سرانه مصرف مارگارین در این کشور یک رابطه با ضریب همبستگی ۰٫۹۹۲۵۵۸ وجود دارد. در حالی که به لحاظ منطقی هیچ ارتباط معناداری بین این دو پدیده وجود ندارد.
باری! در نظریه مکانیکی نیوتن که لاپلاس درباره مفهوم علیت در آن به تفصیل بحث کرده نه تنها جهان ساختار علیتی دارد بلکه جبری هم هست! البته در فیزیک جدید ؛ داستان قدری فرق می کند. در مکانیک کوانتومی قوانینی وجود دارند که اساسا احتمالاتی هستند و فیزیکدانان آن را غیرجبری می دانند. رودولف کارناپ فیزیکدان و فیلسوف علم می گوید: اگر حتی بعضی از قوانین اساسی جهان؛ احتمالاتی باشند؛ دیگر ایدهء جبریت نمی تواند صادق باشد. در حال حاضر جدال بر سر اینکه فیزیک را چطور باید تفسیر کرد فراوان است. برخی فیزیکدانان ؛ جبریت را ابدا نمی پذیرند و برخی دیگر هنوز معتقدند؛ فیزیک روزی به جبریت باز خواهد گشت. اینشتین تا آخر عمرش اعتقاد داشت طرد جبریت در فیزیک کوانتومی موقتی است.
اما اینکه بحث های های بالا دربارهء مفهوم علیت چه ارتباطی با جبر و اختیار انسان داشت ؛ در بخشی بعدی این یادداشت خواهید خواند.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست