سرویس انسان شناسی

بررسی یک عکس: فضای مناسکی «میدان توت»

میدان توت بررسی یک عکس
نوشته شده توسط یوسف سرافراز

یادداشت پیش‌رو بررسی یک عکس است. عکس همراه با یادداشتی که در نهایت توصیف‌گر یک موقعیت انسانی است. در سرویس انسان‌شناسی، با این یادداشت، بخش «بررسی یک عکس» شروع می‌شود که در آن یک عکس اتنوگرافیک انتخاب می‌شود و همراه با متن به معرفی و توصیف یک موقعیت انسانی و اجتماعی خواهیم پرداخت.

عکس (تصویر اصلی این مطلب)، نمایانگر بخشی از چشم‌انداز روستای مناسکی «توت» است. حسینیه، اتاق‌ها، برج روستا، اتوموبیل‌ها، مردمانی با لباس تیره و تپه‌ها در عکس نمایش داده شده‌اند. عکس با نور عصرگاهی رو به غرب گرفته شده است و عناصر موجود در آن با نوری ملایم همراه با جزئیات مشخص‌اند. عکس بیش از هرچیز، گسست‌ها، روابط و تنوع فضاها را به نمایش گذاشته است. از یک سو، در قسمت بالایی عکس که به بیابان منتهی می‌شود فضایی آرام همراه با نور آبی ملایمی تصویر شده است که با چند کوه تک‌افتاده در گوشه‌های عکس یادآور سکوت و ابهام و رازگونگی بیابان عصر است. در برابر این تصویر، تصویر شلوغ روستا وجود دارد که می‌توان در آن گُم شد و خود را به دست فضاهای درهم‌تنیده داد تا عاقبت از جایی سردرآورد. این فضای شلوغ در خود دسته‌بندی‌ها و گسست‌های فضایی دیگری دارد که بر بافت جسمانی فضاها ظاهر شده است و در کار تولید معنا بر کنش‌گرانی است که در «میدان» فضاهای متنوع به کنش‌گری مشغول‌اند.
درک این تصویر شلوغ مستلزم دسته‌بندی فضاهای آن است و پیش از آن، مستلزم ارائه‌ی انگاره‌ای از روستا است. روستای توت در شصت کیلومتری شهر اردکان در استان یزد قرار دارد که به عنوان روستایی مناسکی در ایام عزاداری آخر ماه صفر محل برگزاری تعزیه است. از رهگذر این نقش مناسکی، چشم‌انداز روستایی آن کاملاً دگرگون شده است و حیاتی نه روستایی و نه شهری بلکه حیاتی مناسکی به خود گرفته است. در ایام برگزاری آیین تعزیه، مملو از آدم و ماشین و سیمان می‌شود و در باقی ایام سال تقریباً خالی از آدم و ماشین می‌شود.
حسینیه، محل برگزاری عزاداری است. با ساختمانی آجری و مسقف در قسمت پایینی عکس قرار گرفته است. حسینیه هرچند در موقعیت مرکزی قرار نگرفته است (در یک ضلع قرار دارد و نه در میان فضاها) محل اجتماع مسافرین روستاست و در آن وجه رسمی منسک توت (تعزیه) برگزار می‌شود. اتاق‌ها، در تمام نقاط پخش شده‌اند؛ کاه‌گلی و آجری، بی نما و بانما. اتاق‌های اطراف حسینیه قدیمی‌تراند و کاه‌گلی‌اند و اتاق‌هایی که در بالای عکس سمت چپ وجود دارند جدیدتراند و آجری و بانمای کاشی. رنگ‌آمیزی کلی عکس متأثر از بافت کاهگلی و آجری اتاق‌ها قهوه‌ای است. لیک سمت چپ عکس متأثر از نمای سفید اتاق‌های جدید کاملا رنگی دگرگون گرفته است و گسستی در یک‌نواختی عکس به وجود آورده است. اتوموبیل‌ها در همه‌ی نقاط عکس قابل مشاهده‌اند؛ مگر نقاطی که به علت شیب زیاد زمین معبر مناسبی برای عبور آن‌ها وجود نداشته است. برج روستا که یادگار موقعیت پیشین روستایی و بین‌راهی روستا است تنها عنصری است که عکس از فضایی غیرشهری به تصویر درآورده است. تیرهای برق نیز با کمی دقت در جای جای عکس قابل مشاهده‌اند. تپه‌های نزدیک به اتاق‌ها موقعیت طبیعی خود را از دست داده‌اند و به فضایی تفریحی تبدیل شده‌اند. گرد و غباری که در سمت چپ عکس بر روی تپه وجود دارد نشان‌دهنده‌ی کاربرد جدید تپه است؛ موتورسواری. خط‌هایی که بر روی تپه ایجاد شده‌اند بر اثر رفت و آمد مداوم و بالا و پایین شدن موتورها ایجاد شده‌اند. در نهایت می‌تواند به افرادی اشاره کرد که در میان این فضاها حضور دارند و انواع کنش‌ها را صورت می‌دهند (قدم‌زنی و تفریح، دید و بازدید، حضور در حسینه و…).
فضاهای موجود در تصویر که توصیف‌شان آمد فضاهایی تک‌افتاده و مجزا نیستند، بلکه فضاهایی در هم‌کنش با یکدیگر هستند که از یک سو، مجموعه‌ای از معنا و مفهوم و ارزش را بر خود حمل می‌کنند و از دیگر سو، با پویایی خود شکل‌دهنده‌ی روابط میان کنشگران و معانی دخیل در روابط آن‌ها هستند. مجموعه‌ی این فضاها، نه شکلی روستایی دارد، هرچند عنوان و نام روستا بر خود دارد، و نه شکلی شهری، هرچند بر مبنای تأثیرپذیری از شهر تغییر کرده است و متحول شده است. مدعای این یادداشت نیز بررسی همین شکل از فضاست. فضایی که در برابر دسته‌بندی فضای شهری و روستایی به آن «فضای مناسکی» خواهیم گفت.
چرا فضای تصویر شده در عکس فضایی روستایی نیست؟ شلوغی بیش از اندازه‌ی معمولی که در عکس تصویر شده (حضور مردمانی با لباس تیره و رسمی که در میان فضای حسینیه و اتاق‌ها در گردش‌اند، تعداد بسیار زیاد اتوموبیل‌هایی که موقتی بودن روستا را بیان می‌کنند و بی نظمی کلی فضاها) همراه با نقش پررنگی که حسینیه‌ی مسقف در عکس به خود گرفته است (اکثر افراد در کنار حسینیه قرار دارند) چشم‌انداز موجود را از چشم‌انداز معمول روستایی متمایز کرده است. علاوه بر این، در سمت راست عکس (بالا) جاده‌ای وجود دارد که اتوموبیل‌های زیادی به شکل نقاطی سفید در آن پیدا هستند. این جاده نیز شلوغی و فعال بودن روستا در جذب افراد را به تصویر می‌کشد. حضور ماشین‌های بزرگی چون ماشین آب‌رسانی (سمت چپ، وسط) و ماشین خدمات شهری (پایین عکس، وسط) نیز از دیگر نشانه‌هایی هستند که با فضای روستایی هم‌خوانی ندراند.
چرا فضای تصویر شده در عکس فضایی شهری نیست؟ فضای موجود، بی‌نظم‌تر از آن است که به فضایی شهری متعلق باشد. معبرهای باریک و پرشیب و فضاهای کم‌تعداد (یک حسینه و تعداد بسیار زیادی اتاق‌) نمی‌توانند معرف فضایی شهری باشند. علاوه بر این شکل خاص و ویژه‌ی اتاق‌ها، و اصلاً همین نام اتاق که خانه نیست بلکه اتاق است، نمی‌تواند در فضایی شهری وجود داشته باشد.
چرا فضای تصویر شده در عکس فضایی مناسکی است؟ حضور بسیار زیاد ماشین‌ها، نشان‌دهنده جابه‌جایی بسیار زیاد افراد است. ماشین‌ها، وسیله‌ی آمدن و رفتن هستند. مقصد آمدن و مبدأ رفتن، همین روستای توت است که بخشی از آن در تصویر آمده است. مابین این آمدن و رفتن، فرصت کوتاهِ ماندن در روستا است. درنتیجه، سکونت در روستا دائمی نیست؛ چند روزه است. محل سکونت، اتاق‌هایی است که خاص اقامت چند روزه هستند. فضاهایی کوچک که صرفاً سرپناهی برای اقامت کوتاه مدت هستند. از لحاظ سلبی نیز، تصویر موقعیت مناسکی را به تصویر می‌کشد. فضاهایی برای عرضه و تقاضا وجود ندارند، فضاهای تفریحی نیز. فضاهای موجود از یک سو، فضای منسک رسمی است که همان حسینیه است و از دیگر سو، اتاق‌ها، که فضای اقامت برای برگزاری منسک هستند. هر دوی این فضاها، در یک منطق مناسکی ایجاد شده‌اند، در ذیل همین منطق مناسکی رشد و گسترش یافته‌اند و در نهایت ذیل این منطق، به تولید معنا می‌پردازند.

درباره نویسنده

یوسف سرافراز

دیدگاه شما چیست