طبیعت مصاحبه ها

مصاحبه اختصاصی علمنا با رییس انجمن زمین شناسی ایران

رییس انجمن زمین شناسی ایران - دکتر سروش مدبری
نوشته شده توسط میراحمد حقی

*در آغاز سخن درباره خودتان بگویید؟
من سروش مدبری هستم. استاد زمین شناسی دانشگاه تهران. درباره تحصیلاتم، من لیسانس زمین شناسی از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد زمین‌شناسی اقتصادی از دانشگاه تربیت مدرس، و دکتری زمین‌شناسی در دانشگاه شیراز در زمینه زمین شناسی اقتصادی و ژئوشیمی زیست محیطی گرفتم. دکتری زمین شناسی را در سال ۱۳۸۳ به پایان رساندم و از همان سال تدریس را بعنوان مدرس مدعو، در دانشگاه‌های مختلف آغاز کردم. در دانشگاه‌های شیراز، تربیت مدرس، صنعتی شاهرود، علوم تحقیقات، و دانشگاه تهران تدریس کردم سابقه کاری من از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۴ در وزارت نیرو در شرکت مدیرت منابع آب ایران و پس از آن چند ماهی در پژوهشکده علوم زمین، و از آبان ۱۳۸۴ تا تیرماه ۱۳۸۹ بعنوان مدیرکل دفتر آب و خاک در سازمان محیط زیست ایران و مسئولیت های دیگر در آن سازمان مشغول بودم و از سال ۱۳۸۹ رسما به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران پیوستم. کلا در دوره کاری خودم، فعالیت‌های مختلف و متنوعی انجام داده‌ام، آب و سدسازی را بعنوان یک شغل در وزارت نیرو تجربه کردم و به مسایل زیست محیطی نیز با توجه به علاقه و زمینه فعالیت تخصصی پرداخته‌ام و انجام دادم، و در نهایت تلاش کردم نشان دهم نقش علوم زمین در زمینه‌هایی که به نظر جدید می آید، چیست و چقدر می تواند مهم باشد. همچنین تقریبا ده سال بعنوان رییس گروه علوم زمین و محیط زیست مرکز نشر داشنگاهی فعالیت داشته‌ام و از سال ۱۳۸۰ عضو گروه تخصصی واژه‌گزینی زمین شناسی و همچنین از سال ۱۳۹۲ تاکنون عضو شورای هماهنگی علوم پایه فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری داشته‌ام. از سال ۱۳۸۹ نیز به عنوان زئیس انجمن زمین شناسی ایران فعالیت داشته‌ام.

در باره فعالیتهای علمی و پژوهشی خودتان کمی توضیح بدهید، و بگویید به چه گرایشی از زمین شناسی علاقمند هستید و در چه زمینه کار می کنید؟
زمینه مورد علاقه من ژئوشیمی عناصر است و بویژه “فلزات”. پس فلزات هر کجا باشند زمینه فعالیت من هم هست. ابتدای آن زمین است، عناصر در بخش‌های مختلف زمین با غلظت‌های مختلف دیده می شوند. هنگامی که این غلظت از حدود خاصی فراتر می رود، و تمرکز پیدا می کند، احتمالا دو موضوع پیش می آید. یکی تشکیل کانسارها که موضوع علم زمین شناسی اقتصادی است و دیگری نیز آلودگی فلزات است که زمینه های تحقیقاتی و تدریس من در دانشکده زمین شناسی دانشگاه تهران را تشکیل می دهند.
عناصر در محیط‌های مختلف پراکنده می شوند، آب، خاک، سنگ، هوا، و همچنین بدن انسان و موجودات زنده. بخش‌های نخست، موضوع ژئوشیمی زیست محیطی و بخش آخر دانش تازه زمین‌شناسی پزشکی را ایجاد کرده است. تاکنون شانزده کتاب ترجمه و تالیف کرده‌ام که بیشتر آنها بارها جوایز ملی مختلفی از جمله کتاب سال جمهوری اسلامی را از آن خود کرده‌اند. تاکنون ۱۳۵ مقاله درمجلات و همایش های داخلی و خارجی و راهنمایی و مشاوره ۶۵ پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری را به عهده داشته‌ام.

* در باره تاریخچه و کارکرد انجمن زمین شناسی ایران بعنوان یک سازمان مردم نهاد زمین شناسان ایران، توضیح دهید.
در سال ۱۳۷۲ با توجه به رشد دانش زمین شناسی در سطح ملی و نیاز به داشتن یک سازمان مردم نهاد (سمن)، پیشکسوتان زمین‌شناسی کشور، ایده تاسیس انجمن زمین‌شناسی ایران را به وزارت علوم ارائه دادند و در کمیته‌های تخصصی مربوطه پس از بررسی موضوع با این تفکر موافقت شد و انجمن زمین‌شناسی ایران پس از طی مراحل اداری در سال ۱۳۷۴ ثبت شد. در سال ۱۳۷۶ نخستین همایش زمین‌شناسی ایران با حضور زمین‌شناسان مختلف از سراسر کشور و همچنین رییس اتحادیه بین‌المللی علوم زمین از آمریکا در دانشگاه تهران برگزار گردید.
بدین ترتیب انجمن رسما فعالیت خود را آغاز کرد. از آن به بعد هر سال یک همایش سالانه برگزار نموده که نوزدهمین همایش در سال جاری در دانشگاه پیام نور تهران برگزار شد و در نظر است بیستمین همایش در سال آینده برای سومین بار در دانشگاه تهران برگزار شود. انجمن، علاوه بر برگزاری همایش تلاش کرده است در بخش‌های دیگر از جمله در وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، کمیسیون ملی یونسکو و جاهای دیگر بعنوان زبان گویای زمین‌شناسان کشور نقش آفرینی کند. پیگیری‌های انجمن در سال‌های اخیر، منجر به بازنویسی کتاب‌های درسی دبیرستان، و همچنین مطرح شدن پیشنهاد برگزاری المپیاد زمین شناسی بعنوان هفتمین المپیاد ملی شده است. همچنین طی جلسات کارشناسی متعدد، در مورد نقش زمین شناسی در رشته های مختلف دانشگاهی و ضریب این درس در کنکور بحث شده که امید است این بحثها در آینده نزدیک به نتیجه برسد.

* درباره علم زمین‌شناسی و کاربردهای زیر بنایی آن اندکی برای مخاطبان علمنا، بگویید.
علم زمین‌شناسی در چهل سال پیش، دانشی زیربنایی و پایه به شمار می رفت که محققان آن بیشتر به مطالعه ترکیب و سن سنگ‌ها و لایه‌های زمین می پرداختند، با توسعه اقتصادی و صنعتی و همچنین فراگیر شدن مشکلات جهانی، علوم زمین قلمرو فعالیت خود را از مطالعات خالص و صرف به جنبه‌های کاربردی بسیار گسترده‌ای گسترش داد. از دهه هشتاد میلادی به بعد با نزدیک‌تر شدن رشته‌های مختلف علوم برای حل مسائل روز افزون و تامین منابع مورد نیاز بشر، میان‌رشته‌های زیادی پا به عرصه گذاشت و زمین‌شناسی نقش قدرتمند خود را در ابتدا در تامین منابع و پروژه های عمرانی، کاربرد مواد معدنی در مصارف مختلف نشان داد. با شروع هزاره سوم، شاخه‌های بسیار متنوع و گوناگونی از دانش زمین‌شناسی به صورت میان‌رشته‌های نوین، به جهان معرفی و به کار گرفته شدند. زمین‌شناسی زیست‌محیطی، زمین باستان‌شناسی، زمین‌شناسی پزشکی، نانوکانی شناسی، زمین شناسی سیاره‌ای، و نانوژئوشیمی از میان رشته های تازه‌ای هستند که در چند سال گذشته در زمینه‌های مختلف علوم با موفقیت به کار گرفته شده‌اند. بنابراین، نقش علوم زمین تقریبا در تمامی عرصه‌های فعالیت بشری انکارناپذیر است.
کشورهای توسعه یافته از سال‌ها پیش به این موضوع پرداخته و به زمین‌شناسی به عنوان یکی از پایه‌های توسعه می‌نگرند، نقشه‌های زمین‌شناسی و ژئوشیمی، اساس آمایش سرزمین و توسعه پایدار در تمامی کشورهای اروپایی است. به گونه‌ای که حتی کشاورزی نیز بر مبنای ژئوشیمی خاک و نقشه های زمین شناسی برنامه ریزی می شود. فعالیت‌های عمرانی، از جمله ساخت سدها، نیروگاهها، راهها، و… بدون دانش زمین‌شناسی آغاز نمی شوند. ساخت شهرهای تازه، توسعه شهرهای کنونی، محل دفن زباله ها، ساخت فرودگاهها، و مکان‌یابی برای هر فعالیت دیگر برپایه دانش زمین انجام می گیرد.

* با وجود این اهمیت، چرا زمین شناسی در ایران مهجور مانده است.
با توجه به نقش علوم زمین در تامین بخش بزرگی از درامدهای کشور، از جمله در تامین نفت خام و منابع معدنی که بخش بزرگی از درآمد ناخالص داخلی را تشکیل می دهد، و همین طور نقش زمین‌شناسی در برنامه‌ریزی‌های زیربنایی و اهمیت آن در توسعه پایدار، انتظار می‌رود که این شاخه از علم، به همان نسبت مورد توجه خاص قرار داشته باشد. اما متاسفانه این تصور بسیار دور از واقعیت است و علت آن عدم توجه و در نظر نگرفتن نقشی در خور اهمیت به این علم در سیاستهای کشوری می باشد. تصمیم گیری در کشورمان به طور عمده توسط مهندسان انجام می‌گیرد که اعتقادی به شاخه‌های علوم پایه ندارند. برای نمونه، نقشی که در وزارت نفت به شاخه‌های مهندسی داده می شود، به هیچ وجه قابل مقایسه با زمین شناسی که نقش غیر قابل انکاری در اکشتاف و توسعه مخازن نفت و گاز دارند، نیست.
گذشته براین، تجربه‌های نا موفق در سدسازی، از جمله سد گتوند، سد لار، و خسارت‌های غیرعادی در هنگام وقوع زمین‌لرزه، نشانگر عدم توجه به اصول و اهمیت زمین‌شناسی در طرح‌ها و برنامه‌های عمرانی کشور است. در سیاست‌های کلان کشور، عملا اعتقاد به برنامه‌ریزیها و مطالعات زیربنایی وجود ندارد.
از سوی دیگر، شاید تقصیر بزرگی به دوش خود زمین‌شناسان باشد. چرا که هیچ گاه در راستای احقاق حقوق خود و شناساندن پتانسیل واقعی خود تلاش نکرده‌اند.

درباره نویسنده

میراحمد حقی

دیدگاه شما چیست