فلسفه و تاریخ علم

علم در سبد کالای جامعه! فهم عمومی از علم یا توسعه علمی؟

علم - تکنولوژی - پیشرفت - فهم علمی
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

انسانهای اولیه همزمان با دایناسورها زندگی میکردند. مرکز زمین بسیار داغ است. ژن های پدر تعیین کننده این است که یک جنین پسر باشد یا دختر. الکترون ها از اتمها کوچکتر هستند. شیری که به اشعه رادیواکتیو آلوده شده، پس از جوشاندن قابل خوردن است. زمین به دور خورشید می گردد. همه تشعشعات رادیواکتیو ساخته دست انسان است.

کدام یک از اظهارات فوق؛ درست و کدام نادرست بود؟
آیا اساسا لازم است بدانیم که چنین گزاره هایی درست یا غلط اند؟  پرسش های بالا بخشی از پرسشنامه پیمایش فهم عمومی از علم و فناوری در ایران بود که در بهار سال ۱۳۹۰ انجام شد. در بخشی از این مطالعه میدانی افراد بایستی به این پرسش ها با (درست)؛ (غلط) و (نمی دانم) پاسخ می دادند. البته این مطالعات میدانی در عمل به مراتب پیچیده تر از چند فرم و پرسشنامه ساده است. تحلیل های آماری دقیق؛ بررسی معناداری داده ها و … تنها بخشی از این پیمایش است که اطلاعات بسیار خوبی از وضعیت تعامل علم و جامعه به دست کارشناسان و پژوهشگران می دهد.

آیا میان فهم عمومی از علم  در یک جامعه و نرخ توسعه علمی در آن کشور ارتباط معناداری وجود دارد؟
به صورت خلاصه هدف از چنین مطالعاتی که به آن فهم عمومی از علم و فناوری   Public Understanding of Science and Technology یا به اختصار  PUST  گفته می شود؛ پیدا کردن ارتباط شاخص های آن با میزان توسعه علمی است و همچنین سیاست گذاری های کلان در زمینه علم و فناوری کشور.
مفهوم ٬فهم عمومی از علم٬ از نظر  تاریخی به اواسط دهه هشتاد میلادی باز می گردد. در آن سالها معیارهای فهم عمومی از علم بیشتر بر حجم دانش و اطلاعات افراد جامعه متمرکز بود اما بعدها معیارهای سنجش فهم عمومی تغییرات بسیاری کرد و به عنوان مثال نگرش مثبت یا منفی جامعه نسبت به مقوله علم را نیز در بر می گیرد.
ریشه این تغییر را باید در انتشار گزارش بودمر Bodmer در انجمن سلطنتی بریتانیا در سال ۱۹۸۵ میلادی جستجو کرد و حتی می توان ادعا کرد که مساله فهم عمومی از علم در همین سالها در انگلستان پایه گذاری شد. البته در سال های اخیر مفهوم آگاهی عمومی از علم Public awareness of science) PAwS) جای خود را به تدریج به درگیری و مشارکت عمومی در علم و فناوری  Public Engagement with Science and Technology  داده است.
در گزارش بودمر Bodmer بی علاقگی عمومی به مقوله علم به دلیل بی اطلاعی و ناآگاهی و نداشتن شناخت درست آنها از علم و فناوری است و در صورت موفقیت برنامه ریزی های کلان اجتماعی برای افزایش شناخت عمومی از علم؛ اعتماد عمومی و نگرش جامعه به علم نیز به صورت بنیادینی تغییر پیدا  خواهد کرد.
همانگونه که گفتیم در الگوهای جدید فهم عمومی از علم؛ تنها روی مساله سوادعلمی تمرکز نمی شود و بسیاری از مسایل حاشیه ای مانند نگرش اجتماع به پیشرفت های علمی؛ تبعات اخلاقی علم و نظایر آن نیز لحاظ می شود.
گزارش های سنجش فهم عمومی از علم بنیاد ملی علوم آمریکا National Science Foundation یا به اختصار (NSF) از بهترین نمونه های مطالعات میدانی روی مساله علم و جامعه است. این بنیاد که از سال ۱۹۷۹ تا کنون گزارش های خورد را به صورت دوسالانه منتشر می کند الگوی بسیاری از موسسات مشابه در سراسر جهان بوده است.  کشورهای دیگر جهان هم بی کار ننشستند و با بهره گیری از الگوهای مشابه به پیمایش فهم عمومی از علم و فناوری پرداختند.
ژاپنی ها از دهه ۸۰ مطالعه روی شاخص های فهم عمومی از علم را آغاز کردند و برزیلی ها نیزدو پیمایش با فاصله زیاد زمانی (یکی در سال ۱۹۸۷ و یک ۲۰۰۳) انجام دادند. (قانعی راد؛ مرشدی؛ فصلنامه علمی پژوهشی سیاست علم و فناوری؛ سال سوم، شماره ۳، بهار ۱۳۹۰)
مساله فهم عمومی از علم از سال ۱۹۹۴ در کشور مالزی نیز مورد توجه قرار گرفت به صورت دو سالانه ادامه یافت و  نتایج مطالعات اجتماعی در این حوزه به سیاست گذاری های کلان علم و فناوری این کشور یاری رساند.
هندی ها کمی دیرتر به اهمیت پیمایش فهم عمومی از علم پی بردند. آنها از سال ۲۰۰۵ بررسی و مطالعه میدانی روی سطح سواد عمومی و  همچنین نگرش جامعه به توسعه علم پرداختند و تلاش کرند از قافله پیشرفت علمی دنیا عقب نمانند.
از نقطه نظر تاریخی از سال ۲۰۰۰ میلادی به این سو؛ الگوی مشارکت Engagement Model در مطالعه فهم عمومی از علم مطرح شد. طبق این الگو؛ نقص و کمبود را نباید فقط در عموم مردم جستجو کرد بلکه بایستی ریشه آن را در نقص ارتباط میان متخصصین علم و عموم  پیدا کرد. طبق این الگو؛ علم از انحصار متخصصین و دانشمندان خارج شده و شامل گفتگو و مشارکت همه طرف های درگیر یعنی دانشمندان؛ جامعه؛ روزنامه نگاران علمی؛ و سیاستگذاران علم و فناوری کشورها می شود.  در ایران ؛ جامع ترین گزارش مدون از پیمایش فهم عمومی از علم باز می گردد به  سال ۱۳۹۰ که در این مطالعه میدانی محدود ؛ به صورت نمونه ۳۰۰ نفر از شهروندان تهرانی مورد بررسی قرار گرفتند. دولت ها در سراسر دنیا برای سیاست گذاری های کلان علم و فناوری  به چنین مطالعات میدانی نیاز دارند و با توجه به رقابت منطقه ای در تولید علم؛ انجام طرح های دو سالانه پیمایش فهم عمومی از علم برای کشور ما یک ضرورت است.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست