مقالات

ترجمه و تولید محتوا در علم و فلسفه (قسمت دوم)

نوشتن
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

همانگونه که در قسمت پیشین اشاره کردیم محتوای علوم و فلسفه در عمل برای هیچ ملت و اهالی هیچ زبانی بومی نیست و بخش بسیاری از آن؛ در قالب محتوای ترجمه شده از سایر زبان ها وارد شده است. به عبارت بهتر؛ محتوای تولید شده بومی برای رشد معرفت علمی و فلسفی ناکافی است. اینجاست که نقش مترجمان آشنا با علم و فلسفه پررنگ می شود. مساله مهم این است که مترجم بایستی فهم عمیقی از ظرافت های هر دو زبان مبدا و مقصد داشته باشد.
بحث های فلسفی دامنه داری درباره ماهیت زبان و ادراک وجود دارد. یکی از مشهورترین نظریات فلسفه زبان ؛ نظریه صدق تارسکی Alfred Tarski  است. او در تلاش برای صورتبندی جملات صادق در زبان های صوری دو مساله را از یکدیگر تفکیک کرد. شیء زبان Object language و فرا زبان Meta language . در اینجا قصد نداریم وارد جزییات دقیق طرح تارسکی در فلسفه زبان شویم. همین بس که بدانیم طبق نظریه او یک گزاره در یک زبان (مثلا در زبان انگلیسی) صادق است اگر و تنها اگر با امور واقع مطابقت داشته باشد. همچنین طبق نظریه او هرگاه زبان دیگری مثلا زبان فرانسه وجود داشت باشد که همان امر در آن توصیف شده باشد؛ آنگاه گزاره ای که در زبان فرانسوی همان امر واقع را توصیف می کند نیز صادق خواهد بود! بنابر این طبق نظریه صدق تارسکی غیرممکن است که از دو گزاره که ترجمه یکدیگر هستند یکی صادق باشد و دیگری کاذب. بنابراین طبق نظریه تارسکی ؛ صدق مستقل از زبان است.
کارل پوپر فیلسوف علم در کتاب ٬اسطورهء چارچوب؛ در دفاع از علم و عقلانیت٬ می گوید :  ممکن است گزاره ای در یک زبان قابل ترجمه به زبان دیگر نباشد و یا به عبارت دیگر یک امر واقع یا یک نوع وضع و حال که در یک زبان قابل توصیف است در زبان دیگر قابل توصیف نباشد. البته هرکسی که می تواند دست کم به یک زبان دیگر غیر از زبان مادری خود صحبت کند می داند که ترجمه کامل از یک زبان به زبان دیگر امری بسیار دشوار است. (اگر نخواهیم بگوییم غیرممکن است) . مثلا ممکن است یک عبارت کوتاه در زبان فرانسه یا انگلیسی با سهولت قابل درک باشد ولی در زبان آلمانی نیازمند یک ترجمه پیجیده و دشوار باشد. ترجمه ای که درک آن حتی در زبان آلمانی نیز دشوار است. بسیاری از شوخی ها و کلمات قصار و نکات ظریف کلامی در یک زبان قابل ترجمه به زبان های دیگر نیست.
بنیامین لی ورف Benjamin Lee Whorf در کتاب خود Language, Though and Reality (۱۹۵۶) تحقیقات مبسوطی در زمینه اندیشه و زبان انجام داده است. او نخستین کسی بود که درباره زمان های صرف افعال در برخی از زبان های بومیان سرخ پوست قبیله Hopi پژوهش کرد. این زمان بندی ها و صرف افعال را به هیچ عنوان نمی توان در زبان های مثل انگلیسی یا فارسی درک کرد.
پوپر می گوید: من در دانشگاه لندن دانشجویانی داشته ام داشته ام که اروپایی یا آمریکایی نبوده اند؛ آفریقایی؛ خاورمیانه ای؛ هندی؛ چینی و ژاپنی بوده اند. من دریافته ام که معمولا می شود با کمی صبر و حوصله دوطرفه برا مشکلات زبانی غلبه کرد.
ورف Whorf معتقد بود که ما به نوعی در زندان اندیشه زندگی می کنیم. زندانی که توسط ساختار قواعد زبانی با آن صحبت می کنیم به وجود آمده است.

لزوم ترجمه متون علمی و فلسفی از زبان های دیگر به فارسی و بالعکس
باری! همانگونه که گفتیم فهم اندیشه گویشوران زبان های دیگر؛ به غنای فکری ما کمک بسیاری می کند. با ذهن خالی نمی توان اندیشه ورزی کرد و یک متفکر؛ فیلسوف یا دانشمند بدون نقد و بررسی و تحلیل سایر اندیشه ها ؛ به ندرت موفق به تولید فکر و اندیشه های نو می شود. از دیگر سو بخش  های بسیاری از متون علمی و فلسفی در زبان های دیگر تولید شده و به همین سبب؛ یادگیری زبان های دیگر یا ضرورت وجود مترجمین متخصص احساس می شود.
مارتین هایدگر Martin Heidegger یکی از فیلسوفان مشهور آلمانی (و محبوب در ایران) می گوید: دشواری ترجمه هرگز صرفا مشکلی تکنیکی نیست؛ بلکه به نسبت آدمی با ریشه یابی واژه و به شأن زبان مربوط است.
ژاپنی ها در ترجمه متون و تولیدات فکری سایر زبان ها به ژاپنی بی نهایت سختکوشی به خرج می دهند. مثلا کتاب هستی و زمان Sein und Zeit هایدگر (در فارسی ۳ نسخه ترجمه از این کتاب پراهمیت فلسفی وجود دارد) در ژاپن پیش از هر کشور دیگری طرف توجه قرار گرفته است. ژاپنی ها به رغم تفاوت بسیار ساختاری که میان آلمانی و ژاپنی وجود دارد حتی بیش از مترجمین انگلیسی ؛ فرانسوی و اسپانیایی (که به آلمانی نزدیکتر است) به ترجمه چنین متونی پرداخته اند. در سال ۱۹۳۹ یعنی دوازده سال پس از نخستین چاپ  کتاب هستی و زمان ؛ ترجمه ژاپنی آن منتشر شد و تا کنون این اثر هفت بار به زبان ژاپنی منتشر شده است (هستی و زمان؛ مقدمه مترجم؛ سیاوش جمادی) . این در حالیست که نخستین ترجمه انگلیسی این اثر ؛ تازه ۲۳ سال پس از انتشار نخستین نسخه ترجمه ژاپنی منتشر شده است. در چین نیز این کتاب در سال ۱۹۸۷ به زبان چینی ترجمه و منتشر شد و در فارسی نیز تا جایی که نگارنده اطلاع دارد ۳ ترجمه فارسی از این کتاب موجود است.
مقصود این است که ما برای رشد معرفت و به عبارتی برای بالا بردن نرخ تولید علم (به صورت کلی تولید محتوا در علم و فلسفه) نیازمند ترجمه ایم. چه از زبان های دیگر به فارسی و چه بالعکس. با عطف به این موضوع که هیچ ترجمه ای کامل نیست و بهترین مترجمین نیز اشباهات سهوی بسیار می کنند و در فهم بسیاری از مفاهیم زبان مبدا؛ دچار اشتباه می شوند. با این وجود ؛ نفس این عمل به سنت نقادانه و گسترش منابع مطالعاتی دامن می زند و در نهایت به غنای هر چه بیشتر محتوا در زبان فارسی می انجامد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست