فلسفه و تاریخ علم مقالات

ترجمه و تولید محتوا در علم و فلسفه (قسمت اول)

نوشتن
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

معرفت و شناخت بشر از جهان؛ طی هزاران سال به صورت خیره کننده ای افزایش پیدا کرده است. به رغم اینکه هنوز پرسش های بی پاسخ بسیاری پیش روی بشر است و چیزهای زیادی وجود دارد که هنوز نمی دانیم. بشر از دیرباز می خواست پاسخی برای این پرسش پیدا کند که کوچکترین جزء تشکیل دهنده جهان چیست؟ چرا خورشید هر روز از شرق طلوع و در پایان روز غروب می کند؟ چرا اجسام به سوی زمین سقوط می کنند؟ آیا نور ماده است؟ ماهیت تفکر چیست؟ آیا زبان و تفکر دو روی یک سکه اند و آیا مثلا می توان بدون زبان اندیشه کرد؟ امروزه برخی از این پرسش ها را پرسش های علمی و برخی دیگر را پرسش های فلسفی می نامیم.
مردمان ملل مختلف در ایراد چنین پرسش هایی سهم داشته اند. دهها؛ صدها و هزاران مساله فلسفی و علمی در ذهن دانشمندان و فیلسوفان ملت ها و اقوام شکل گرفته و آنها نیز حاصل افکار و یافته های خود را در قالب های زبانی صورت بندی کرده اند. کتاب ها نوشته اند و در سایه نقد آراء و نظریات آنها کتاب های دیگری نوشته شده و به همین ترتیب؛ معرف بشری روز به روز عمیق تر و پیچیده تر شده است.
ماجرا از آنجایی آغاز شد که محتوای معرفتی تولید شده در هر زبان ؛ به اهالی همان زبان محدود می ماند و تنها راه انتقال آن مفاهیم به ملل دیگر و اهالی سایر زبان ها مستلزم برگردان و اصطلاحا ترجمه بود.
در خلال این ترجمه ها معرفت بشری به صورت فراگیری بسط می یافت و دانشمندان ملل مختلف از آراء و نظریات دانشمندان و فیلسوفان سایر ملل آگاهی پیدا می کردند و در بسیاری موارد تحت تاثیر آنها قرار می گرفتند.  خاستگاه بسیاری از پرسش های فلسفی را باید در یونان باستان جستجو کرد. سقراط و افلاطون و ارسطو و بسیاری دیگر سهم عمده ای در تمامی تحولات بعدی معرفت بشر ایفا کردند. متون یونانی در طول تاریخ به زبان های دیگر ترجمه شد و دانشمندان و فیلسوفان دیگر جهان از آن تاثیر پذیرفتند.
با این تفاصیل ؛ لازم است با اغماض بیشتری به مساله علم بومی نگاه کنیم. محتوای علوم و فلسفه در عمل برای هیچ ملت و اهالی هیچ زبانی بومی نیست و بخش بسیاری از آن در قالب محتوای ترجمه شده از سایر زبان ها وارد شده است. به عبارت بهتر آن بخش از محتوای تولید شده که بومی است برای رشد معرفت؛  ناکافی است. مثلا امروزه ما در دانشکده های فیزیک دانشگاه های ایران نمی توانیم از آموزه های هایزنبرگ و بوهر و شرودینگر و ماکسول و ماکس پلانک و نیوتن و گاوس در مکانیک و دینامیک و الکترومغناطیس و .. صرف نظرکرده و صرفا به تدریس و آموزش محتوای تولید داخل بپردازیم.

اهمیت زبان انگلیسی پس از جنگ جهانی دوم
با شکست نازی ها در جنگ جهانی دوم؛ آلمانی ها که تقریبا بیشترین سهم را در توسعه فیزیک جدید؛ شیمی و ریاضیات و فلسفه داشتند؛ جایگاه خود را از دست دادند و زبان دولت های فاتح جنگ ؛ یعنی زبان انگلیسی زبان رسمی مکاتبات علمی و به عبارتی زبان مشترک میان دانشمندان شد. با این وجود طبق گزارش Global Reach در سال ۲۰۰۴؛ ۶٫۹٪ از کاربران اینترنت آلمانی‌زبان بوده‌اند. همچنین طبق گزارش Netz-tipp در سال ۲۰۰۲؛ ۷٫۷٪ صفحات اینترنت آلمانی بوده‌است و ۱۲٪ کاربران گوگل آلمانی زبان بوده‌اند. در حال حاضر انگلیسی (با ۵۴٫۹ درصد) پرکاربردترین زبان اینترنت است و در جایگاه بعدی روسی (با ۶٫۱ درصد) و  آلمانی (با ۵٫۳ درصد) قرار دارند.
البته در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم نیز در بسیاری موارد؛ محتوای تولید شده زبان هایی که تعداد گویشوران آن ها در اقلیت بود نادیده گرفته می شد. مثال تاریخی آن فیزیکدان بلژیکی لومیتر است. او نخستین کسی بود که از قانون هابل؛ انبساط جهان را نتیجه گرفت و مقاله خود را در سال ۱۹۲۷ (یعنی دو سال پیش از مقاله خود ادوین هابل) منتشر کرد. اما از آنجایی که مقاله وی به زبان فرانسوی نوشته شده و در یکی از مجلات گمنام بلژیکی منتشر شده بود مورد توجه جامعه علمی قرار نگرفت. در سال ۱۹۳۱ سر آرتور ادینگتون؛ مقالهء فراموش شدهء لومیتر را به زبان انگلیسی و در نشریه مهم اخبار ماهانه انجمن نجوم سلطنتی Monthly Notices of Royal Astronomical Society منتشر نمود.

تاثیر زبان در اندیشه
آیا واقعا زبانی که به آن صحبت می کنیم ؛ نگرش مان به جهان را تغییر می دهد؟ مثلا ژاپنی ها؛ آلمانی ها یا فرانسوی ها ؛ قله یک کوه پوشیده از برف را همانطور درک می کنند که ما در زبان فارسی می فهمیم؟ تا حد زیادی بله! زبان ها به گونه پیچیده ای بر نوع نگرش و محتوای افکار اهالی هر زبان تاثیر می گذارد. وینستون چرچیل در کتابش؛ “جنگ جهانی دوم” می‌گوید :  یکی از دلایل شکست ژاپن در نبرد میدوی؛ ماهیت دست و پاگیر زبان ژاپنی بود. (The Language Hoax by John H McWhorter, Times, Oliver Kamm July 19 2014 ) در باب اینکه زبان بر محتوای اندیشه انسان تاثیر می گذارد مثال های فراوانی می توان ذکر کرد. چه بهتر که مثال های تاریخی در حوزه تاریخ علم را بررسی کنیم. ورنر هایزنبرگ فیزیکدان بزرگ در تعطیلات عید پاک سال ‌١٩٢۴، با کشتی و از طریق «وارن مونده» عازم دانمارک شده بود تا در «انستیتو نیلز بوهر» مشغول‌به‌کار شود. طبق نوشته خود هایزنبرگ در کتاب مشهورش (جزء و کل) ؛ «بوهر» چند روز بعد از او می‌خواهد برای گپ‌و‌گفت به یک پیاده‌روی طولانی بروند. در خلال این گفت‌وگوها، که عمدتا درباره سیاست و تاریخ بود، در حوالی ساحل شمالی «زیلند» (Seeland)؛ «بوهر» به «هایزنبرگ» می‌گوید: «تو در مونیخ بزرگ شده‌ای، نزدیک کوهستان! ما درباره کوهنوردی‌هایت پیش‌از‌این با هم زیاد صحبت کرده‌ایم. دانمارک برای کسانی که به زندگی در کوهستان‌ها عادت کرده‌اند، هموار و ملال‌آور است. شاید تو هرگز نتوانی کشور ما را دوست داشته باشی. برای ما مهم‌ترین چیز، دریاست! وقتی به دریا می‌نگریم گویی به بخشی از بی‌نهایت دست یافته‌ایم». «بوهر» ادامه می‌دهد: «مرتفع‌ترین کوه ما در دانمارک ١۵٠متر است. همین ارتفاع به نظر ما آن‌قدر باشکوه می‌آید که به آن کوه آسمان می‌گوییم! (به زبان آلمانی Himmelberg که ارتفاع دقیق آن نیز ١۴٧متر است). سپس بوهر خطاب به هایزنبرگ می گوید : یک روز یک دانمارکی تلاش کرد به باور خود، توجه یک نروژی را به این کوه مرتفع جلب کند. میهمان نروژی نگاهی به میزبان می‌اندازد و می‌گوید: «ما در نروژ به چنین چیزی می‌گوییم تپه!»
باری! زبان بر محتوای اندیشه انسان و نوع نگرش او تاثیر می گذارد. محتوای تولید شده در علم و فلسفه که در زبان های مختلف به یکدیگر برگردان می شوند هم تحت تاثیر زبان های مختلف؛ اندیشه های مختلفی را بازنمایی می کنند. اما نکته مهم اینجاست که در سایه ترجمه ها؛ نقدها و محتویات جدیدی تولید می شوند که به رشد معرفت بشری می انجامد. در قسمت بعدی به اهمیت ترجمه در توسعه معرفت بشری در علوم و فلسفه خواهیم پرداخت.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

۱ دیدگاه

دیدگاه شما چیست