آخرین اخبار (صفحه اصلی) مصاحبه ها

ما فکر می‌کردیم جوّ مریخ از نیتروژن است!

دکتر احمد کیاست پور
نوشته شده توسط محمدرضا رضایی

در بخش اول گفتگوی اختصاصی علمنا با دکتر کیاست‌پور بحث تا آنجا پیش رفت که پرداخت یک‌جای معوقه‌های یکساله او از طرف مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران سرمایه اولیه‌ای برای مهاجرت دکتر کیاست‌پور به آمریکا و تحصیل در آنجا شد. در بخش دوم گفتگو به سراغ فعالیت‌هایش در آمریکا و سپس بازگشت به ایران رفتیم.

علمنا: اتفاقا موضوع بعدی گفتگویم با شما درباره مهاجرت‌تان به آمریکا است. ولی قبل از آن پرسشی است که هنگام مطالعه رزومه شما برایم ایجاد شد؛ شما پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی، مدرک بعدی‌تان دکترا بود و در این میان از کارشناسی‌ارشد خبری نیست؟!
کیاست‌پور:‌ من به دانشگاه جورج تاون در واشینگتن دی‌سی رفتم و در دپارتمان نجوم آنجا مشغول به تحصیل شدم. اغلب اساتید آنجا از موسسه‌های علمی اطراف واشینگتن دی‌سی بودند. من آن موقع بعد از گذراندن دروس فوق‌لیسانس، آزمون احراز صلاحیت دادم. نمرات من در آن آزمون به حدی بود که اساتید آنجا به من توصیه کردند که می‌توانم بدون گرفتن مدرک فوق‌لیسانس به سمت تحصیل در مقطع دکترا بروم. من هم به توصیه آنها عمل کردم و تحصیلاتم را در این مقطع ادامه دادم. البته من با این کار خطر کردم. زیرا معلوم نبود که اگر احیانا در تحصیلاتم موفق نمی‌شدم، چه اتفاقی می‌افتاد.

علمنا: نکته جالبی بود! لطفا درباره فعالیت‌های علمی خود در دانشگاه جورج تاون صحبت کنید.
کیاست‌پور:‌ من با توجه به زمینه تحصیلی‌ام که طیف‌نگاری و بیناب‌سنجی بود، در زمینه طیف‌نگاری از سیارات و ستاره‌ها فعالیت می‌کردم. جالب است بدانید که در آن زمان به مساله آب در مریخ توجه ویژه‌ای می‌شد. و البته مطالعاتی هم درباره جوّ این سیاره و تغییرات ظاهری آن مانند رنگ و عوارض سطحی‌اش آغاز شده بود. همچنین بررسی‌هایی هم درباره فصول روی مریخ انجام می‌شد.
من استاد راهنمایی داشتم و با او در پروژه‌ای که با بنیاد ملی علوم آمریکا داشت، همکاری می‌کردم. براساس تئوری ایشان، جوّ مریخ از نیتروژن یا به عبارت بهتر از ملکول‌ها و ترکیبات اکسیژن و نیتروژن تشکیل شده بود. من به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در این پروژه شرکت داشته و مطالعاتی انجام می‌دادیم. البته این پروژه به نتیجه نرسید، چون اصل فرضیه اشتباه بود.
من در پروژه‌ای دیگری هم شرکت کردم. پروژه‌ای که وجود آب در مریخ را بررسی می‌کرد. من به خاطر آنکه طیف‌نگاری بلد بودم، قرص مریخ را از طریق دستگاه‌های دقیقی که در اختیارم بود، طیف‌نگاری می‌کردم. مثلا اتاق تاریک آن دستگاه تقریبا به اندازه یک اتاق با ابعاد ۵ در ۶ متر بود. ما زمانی که مریخ سرعت خطی نسبتا بالایی داشت، ما طیف‌نگاری را انجام می‌دادیم که اگر آبی وجود داشت، خطوط طیفی مربوط به آن از زیر خطوط مربوط به آب موجود در جوّ زمین جدا بشود. خوب جستجوی ما برای یافتن آب هم در مریخ نتیجه‌بخش نبود. البته بعدها تلسکوپ‌های بزرگ به همراه کاوشگرهای فضایی موفق شدند آثاری از آب را در این سیاره کشف کنند.
ولی به هر حال تمام اینها در آن زمان برای ما بسیار مهیج بود. همه ما به این مباحث خیلی علاقه نشان می‌دادیم و در جاهای مختلف سخنرانی‌هایی هم برگزار می‌کردیم.

جشن فارغ‌التحصیلی در دانشگاه جورج تاون در سال 1343 (1964 میلادی)

جشن فارغ‌التحصیلی در دانشگاه جورج تاون در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴ میلادی)

علمنا: ولی خیلی جالب است که شما این تحقیقات را در دهه ۴۰ شمسی انجام می‌دادید و هم‌اکنون در دهه ۹۰ و بعد از گذشت نیم‌قرن شاهد آن هستیم که وجود آب در مریخ به اثبات رسیده و حتی شواهدی از جریان‌های آب مایع فصلی هم در این سیاره کشف شده است. به تازگی هم خبری درباره کشف علت از دست رفتن جوّ مریخ منتشر شده که در آن بادهای خورشیدی عامل اصلی بوده است.
کیاست‌پور:‌ بله؛ اتفاقا من از چندین سال پیش معتقد بودم که برهمکنش بادهای خورشیدی با جوّ مریخ، یکی از مهم‌ترین دلایل نابودی بخش زیادی از جوّ این سیاره است.

علمنا: شما ۵۰ سال پیش به همراه اساتید و سایر همکاران‌تان روی تئوری کار می‌کردید که احتمال می‌دادید جوّ مریخ از نیتروژن تشکیل شده و حالا می‌دانیم که این چنین نیست. یک سوال فانتزی بپرسم. شما در حال حاضر به مریخ چه احساسی دارید؟!
کیاست‌پور:‌ (خنده) مریخ هنوز هم برای من سوژه جذابی هست و به طور مرتب اخبار آن را دنبال می‌کنم. اخبار مربوط به مریخ‌نوردها و کاوشگرهایی که به دور این سیاره می‌چرخند.

علمنا: من هنوز دوست دارم با شما در آمریکا بمانم! شما بعد از فارغ‌التحصیل‌شدن در آنجا چه کارهایی انجام دادید؟
کیاست‌پور:‌ من بعد از فارغ‌التحصیلی یک ترم در همان دانشگاه جرج تاون تدریس کردم. البته ترم تابستانی بود. ولی این از اتفاقات خیلی نادری بود که به فارغ‌التحصیلان صفر کیلومتر اجازه تدریس یک درس عمومی بدهند! آنجا مثل اینجا نبود که تدریس دروس عمومی را به هر کسی بدهند. درس‌های عمومی مال رییس دپارتمان یا ارشدترین فرد گروه یا دانشکده بود. اما خوب استثنا در دانشگاه جورج تاون این فرصت را به من دادند که درس اخترفیزیک را تدریس کنم. این یک درس عمومی بود به طوری که هم دانشجویان علوم‌ پایه آن را می‌گرفتند و هم دانشجویان سایر رشته‌ها؛
بعد از آن من در همان جورج تاون ماندم و روی پروژه‌های مختلفی مانند فیزیک خورشید کار کردم. یک سال و نیم بعد، من قصد داشتم به ایران برگردم و علم نجوم را در کشور ترویج دهم. اما خوب در این مدت بسیار تلاش کردم تا در زمینه ساخت آسمان‌نما و رصدخانه تجربیاتی به دست بیاورم. پس از بررسی‌های مختلف به کالجی به نام «کاست داون» در پنسیلوانیا رسیدم. کالجی که فعالیت خودش را از تدریس دبیران شروع کرده بود. متوجه شدم آنها قصد راه‌اندازی یک مرکز نجومی دارند و به دلیل علاقه‌ام به آنجا رفتم و شروع به تدریس کردم. در کنار آن هم پیگیر ساخت یک رصدخانه با تلسکوپی به قطر ۴۵ سانتی‌متر شدم. به یاد دارم که ساخت تلسکوپ آن را به دانشگاهی در ویرجینیا سفارش دادم. همچنین رصدخانه ما به دوربین و طیف‌نگار پیشرفته‌ای با توجه به امکانات زمان خودش مجهز بود.
به دنبال ساخت رصدخانه سفارش ساخت یک آسمان‌نما با ظرفیت حدود ۱۰۰ نفر را هم دادم. همان‌جا محلی برای سخنرانی‌های عمومی من شد و مدارس مختلفی برای بازدید به مرکز نجوم ما می‌آمدند. همین مساله باعث شد که من در کنار فعالیت‌های دانشگاهی‌‌ام، مدیریت رصدخانه و آسمان‌نما را نیز برعهده بگیرم. با گسترش کار، چند نفر را در زمینه کاری خودم استخدام کردم. اتفاقا یکی از این افراد «چمب لس» بود که روی ستاره‌های دوتایی کار می‌کرد و بعدها محقق نسبتا معروفی هم شد. به هر حال کار ما پیشرفت کرد و به مرور آنجا از یک کالج به دانشگاه تبدیل شد.

زندگی و تحصیل در آمریکا، تجربیات ارزشمندی در زمینه فعالیت‌های دانشگاهی و راه‌اندازی مراکز علمی – ترویجی در اختیار دکتر کیاست‌پور قرار داد. او از این تجربیات بعدها در راه‌اندازی مراکز علمی در ایران بسیار بهره برد.

زندگی و تحصیل در آمریکا، تجربیات ارزشمندی در زمینه فعالیت‌های دانشگاهی و راه‌اندازی مراکز علمی – ترویجی در اختیار دکتر کیاست‌پور قرار داد. او از این تجربیات بعدها در راه‌اندازی مراکز علمی در ایران بسیار بهره برد.

علمنا: شما تصمیم گرفتید که به ایران برگردید. و پس از بازگشت بلافاصله در دانشگاه اصفهان مشغول به تدریس شدید و در زمینه نجوم و اخترفیزیک در آنجا فعالیت‌ کردید. داستان ورود شما به این ایران و سپس فعالیت در دانشگاه اصفهان چگونه بود؟
کیاست‌پور:‌ داستان ورود من به دانشگاه اصفهان از آنجایی شروع شد که بعد از ۱۲ سال زندگی در آمریکا، سفری به ایران داشتم و در آن سفر به آقای دکتر معتمدی (رییس وقت دانشگاه اصفهان) معرفی شدم. ایشان به من گفتند که به اینجا بیا و دو گروه فیزیک و ریاضیات را راه بینداز. من به او گفتم که در آمریکا در حال انجام کارهای پژوهشی بوده و در آنجا استخدام هستم و فعلا نمی‌توانم به ایران بازگردم. من دوباره به آمریکا برگشتم و قرار بود که حدود ۶ ماه بعد دوباره به ایران بیایم که نشد و بازگشت من به ایران ۳-۴ سال بعد از آن یعنی در سال ۱۳۵۳ انجام شد. البته در این موقع من با درجه استاد تمام برگشتم. اما اینجا اساتیدی که از خارج از کشور می‌آمدند، به آسانی مدارک‌شان را تبدیل نمی‌کردند. ولی خوب دکتر معتمدی تلاش زیادی کرد و سرانجام من به عنوان استاد درجه یک در دانشگاه اصفهان استخدام شدم.
زمانی که من به دانشگاه اصفهان وارد شدم، سال‌های زیادی از تاسیس آن نمی‌گذشت. به همین دلیل تعداد افرادی هم که در زمینه نجوم در دانشگاه فعالیت می‌کردند، خیلی محدود بود. یکی دو نفر هم استاد خارجی در دانشگاه حضور داشتند. من هم رشته نجوم و اخترفیزیک را به این دانشگاه آوردم و تدریس کردم. در بدو فعالیت‌هایم، سرفصل‌های دروس را تدوین و کارم شروع شد. البته من در زمانی که آمریکا بودم، علاوه بر نجوم، اپتیک و مکانیک کلاسیک هم درس می‌دادم. اما در اصل، استخدام من با این هدف بود که سر و سامانی به گروه فیزیک و حتی ریاضیات بدهم.

علمنا: البته این‌طور که می‌بینیم شما بعد از گذشت بیش از ۴۰ سال همچنان اینجا فعال هستید؟!
کیاست‌پور:‌ (خنده)؛ من حدود ۷-۸ سال پیش بازنشسته شدم. اما همچنان به دانشگاه رفت و آمد دارم. چون در ساخت ساختمان گروه فیزیک و رصدخانه‌ای که در بالای بام آن است، نقش داشتم، گفتم باید اتاقی را هم به بازنشسته‌ها اختصاص داد. اتاقی که همین الان داخل آن هستیم. البته بیشتر من در این اتاق هستم و از آن استفاده می‌کنم و سایر اساتید کم‌تر می‌آیند.

علمنا: وضعیت دانش نجوم هنگام بازگشت شما به ایران چگونه بود؟
کیاست‌پور:‌ من سال ۱۳۵۳ به ایران برگشتم. در زمان بازگشت من تعداد افرادی که در زمینه نجوم در ایران فعالیت می‌کردند، به تعداد انگشتان یک دست هم نبود. به خصوص افرادی که با نجوم جدید آشنایی داشتند.

علمنا: مثلا چه کسانی بودند؟
کیاست‌پور:‌ دکتر ثبوتی، دکتر ایرج ملک‌پور، من و دکتر موحد اردبیلی بودیم. البته دکتر موحد اردبیلی به دانشگاه تبریز رفت و به اصطلاح منجم آنجا شد. ولی بعدها این کار را رها کرد! یک نفر دیگر هم بود که اسم‌شان در خاطرم نیست.

دکتر کیاست‌پور به همراه «رودولف موسباور» فیزیک‌دان برجسته آلمانی در مقابل تالار شریعتی دانشگاه اصفهان در سال 1357؛ موسباور در سال ۱۹۶۱ برای تحقیق درباره جذب تشدیدی پرتوهای گاما و کشف اثری که به نام خود او است به همراه رابرت هافستاتر موفق به دریافت جایزه نوبل شدند.

دکتر کیاست‌پور به همراه «رودولف موسباور» فیزیک‌دان برجسته آلمانی در مقابل تالار شریعتی دانشگاه اصفهان در سال ۱۳۵۷؛ موسباور در سال ۱۹۶۱ برای تحقیق درباره جذب تشدیدی پرتوهای گاما و کشف اثری که به نام خود او است به همراه رابرت هافستاتر موفق به دریافت جایزه نوبل شدند.

علمنا: مهم‌ترین فعالیت‌های نجومی که در آن سال‌ها در ایران انجام می‌شد، چه بود؟
کیاست‌پور:‌ یکی از مهم‌ترین این فعالیت‌ها، اولین کنفرانس نجوم ایران بود که در دانشگاه تبریز برگزار شد. در آن موقع هم بود که اصطلاحا کلنگ انجمن نجوم ایران را هم زدیم! این انجمن توسط من و چند نفری که اسم بردم، تاسیس شد. مثلا یادم است که همین مهندس صیاد که در حال حاضر یکی از متخصصین تقویم در کشور هست، در آن زمان دانش‌آموز دبیرستانی بود و ما ایشان را به عنوان سخنران دانشجو پذیرفتیم. البته در آن کنفرانس آقای صیاد یک سخنرانی مبسوط ارائه کردند و من از همان موقع به او امیدوار بودم.
در همان موقع (دهه ۵۰ شمسی) به تازگی فعالیت‌های باستان‌شناسی در رصدخانه مراغه انجام شده بود. این رصدخانه توسط دکتر ورجاوند مورد بررسی قرار گرفته و اصطلاحا ناودان رصدخانه و بعضی از ساختمان‌های اطراف آن به تازگی از زیر خاک بیرون کشیده شده بود. البته تمام اینها به طور مفصل در کتاب «کاوش‌های رصدخانه مراغه» نوشته خود دکتر ورجاوند، توضیح داده شده است. ایشان هم یکی از حاضرین در آن کنفرانس بودند. تعدادی هم از منجمان نجوم قدیم از تهران و تبریز حضور داشتند.

علمنا: شما علاوه بر نقشی که در تاسیس انجمن نجوم ایران داشتید، در انجمن‌های فراگیر دیگری مانند انجمن فیزیک ایران، انجمن اپتیک و موارد دیگر نیز همکاری می‌کردید. لطفا درباره این فعالیت‌ها هم برای ما توضیح دهید.
کیاست‌پور:‌ زمانی‌که ما انجمن نجوم ایران را تاسیس کردیم، تعداد انجمن‌های علمی خیلی کم بود. مثلا می‌توانم به انجمن ریاضیات و فیزیک اشاره کنم. من قبل از انقلاب در شکل‌گیری انجمن زمین‌شناسی یا لرزه‌شناسی هم مشارکت داشتم. بعد از انقلاب بسیاری از این انجمن‌ها از هم پاشید. به طور مثال انجمن نجوم ایران یا به عبارتی دیگر فعالیت‌های نجومی بخشی از انجمن فیزیک ایران شد. از همان‌ موقع در کنفرانس‌های فیزیک فعالیت می‌کردم و به نوعی سرپرستی بخش نجوم انجمن فیزیک با من بود. مثلا من به همراه تعدادی دیگر از اساتید به داوری مقالات یا حتی اجرای کنفرانس‌ها مشغول بودم.
در سال ۷۰ کنفرانس انجمن فیزیک ایران در دانشگاه اصفهان برگزار شد و من دبیری این کنفرانس را برعهده داشتم. در آن سال تصمیم گرفتیم که فعالیت‌های اپتیکی را از این انجمن جدا کنیم. به این شکل انجمن اپتیک ایران از دل انجمن فیزیک زاییده شد و به عنوان یک مجموعه مستقل درآمد. بهمن امسال هم شاهد برگزاری بیستمین کنفرانس انجمن اپتیک ایران هستیم. در یکی از کنفرانس‌های این انجمن که در دانشگاه‌ اصفهان برگزار شد، من به همراه برخی دیگر از دوستان، بخش مهندسی اپتیک را از انجمن اپتیک جدا کردم. و همین الان انجمن مهندسی اپتیک و فوتونیک در حال برگزاری هشتمین کنفرانس سالانه خودش هست. البته در انجمن‌های دیگری نیز فعالیت‌هایی می‌کردم که به گستردگی انجمن‌هایی که اشاره کردم، نبود.

ادامه دارد …

+ عکاس گفتگو: سیدرضا منجمی

درباره نویسنده

محمدرضا رضایی

دیدگاه شما چیست