مقالات

استدلال چیست؟ یادداشتی درباره منطق در روش علمی (قسمت دوم)

استدلال - نقد
نوشته شده توسط عرفان کسرایی

در قسمت پیشین گفتیم که فیلسوفان علم بر سر اینکه کدام یک از انواع استدلال را باید مبنای منطقی استدلال علمی قرار داد مناقشات دامنه داری داشته اند . برخی روی استدلال استقرایی تاکید کرده اند  برخی نیز روی استدلال قیاسی. البته بحث به همین جا ختم نمی شود. مدل های دیگری نیز پیشنهاد شده که در این قسمت به آنها خواهیم پرداخت.
همانطور که گفتیم فرانسیس بیکن معتقد بود که علوم باید بر مبنای استقراء پایه گذاری شوند.البته نمی توان انکار کرد که تا حد زیادی حق با بیکن است. بخش های بزرگی از علم استقرایی هستند. نحوه فکر ما در زندگی روزمره استقرایی است. ما پدیده ها را مشاهده می کنیم و سپس آن را به موارد مشاهده نشده تعمیم می دهیم . مثلا وقتی که می گوییم آب در صد درجه می جوشد؛ بدیهی است دانشمندان هر روز و هر ساعت یک دیگ آب روی اجاق نگذاشته اند تا تمام آبهای دنیا را امتحان کنند. یا رسانای الکتریکی بودن مس و بسیاری از گزاره های علمی.
اما مشکل استقراء این است که نتیجه استدلال تضمینی نیست. یعنی مثلا  اینکه تمام مس های دنیا که تا به حال مشاهده شده اند رسانای الکتریکی بوده اند ؛ منطقا تضمینی برای آن نیست که تمامی مس ها رسانای الکتریکی باشند. هر چند که این گزاره بسیار محتمل است. باری! بخش های زیادی از علم روی استقراء بنا شده است. مثلا متخصصان ژنتیک می گویند مبتلایان به سندروم داون به جای ۴۶ کروموزوم ۴۷ کروموزوم دارند. مبنای این گزاره علمی ؛ استدلال استقرایی است. چون پژوهشگران تمامی مبتلایان به سندروم داون را مورد آزمایش قرار نداده اند. آنها با آزمایش تعدادی از مبتلایان به سندروم داون؛ نتیجه گرفته اند که : همه مبتلایان به سندروم داون ۴۷ کروموزوم دارند.
کارل پوپر فیلسوف علم دقیقا به همین خاطر ؛ تمام قد علیه استقراء در روش علمی بود.
او می گوید دانشمندان تنها به استنتاج قیاسی نیاز دارند. در قیاس؛ اگر مقدمات درست باشند ؛ نتیجه الزاما درست است؛ یعنی به صورت تضمینی می توان به صحت نتیجه اطمینان داشت. اما استقراء اینطور نیست. پوپر می گوید اثبات صدق نظریات علمی بر اساس داده های محدود و تعمیم آن به موارد نامحدود (یعنی استقراء) غیرممکن است. اما اثبات کذب آنها خیلی ساده و ممکن است. مثلا تصور کنید دانشمندی در حال بررسی این نظریه است که :

همه فلزات رسانای الکتریسیته هستند
حتی اگر تمام فلزاتی که او تا به حال بررسی کرده رسالنه الکتریسیته بوده باشند باز هم صدق این نظریه اثبات نمی شود. اما فقط کافی است که این دانشمند؛ تنها یک فلز پیدا کند که رسانای الکتریسیته نباشد. به همین راحتی اثبات می شود این نظریه که “همه فلزات رسانای الکتریسیته هستند” کاذب است. خلاصه حرف پوپر این است که برای فهمیدن کاذب بودن یک نظریه خیلی راحت می توان از قیاس استفاده کرد. یعنی چیزی که نتیجه اش تضمینی است!
عموما گفته می شود یک نظریه علمی باید بتواند (دلیل وقوع) یک پدیده ها توضیح دهد و همچنین پیش بینی هایی هم بکند. در ادامه می توان به کنترل پدیده ها هم امید داشت. مثلا  زمانی که رابطهء میان پشهء آنوفل و بیماری مالاریا در انسان مشخص شد بشر توانست:
۱) توضیح دهد که چرا مالاریا در برخی مناطق یک بیماری بومی است
۲) پیش بینی کند که چگونه با تغییر محیط می توان از بروز این بیماری جلوگیری کرد
۳)با تغییر در محیط؛ مالاریا را کنترل کند .

نظریه همپل در این باره چه می گوید؟
نظریه همپل یکی از مهمترین نظریه ها دربارهء توضیح علمی است. از دیدگاه همپل ساختار تبیین علمی همان ساختار استدلال است. مثلا اگر بپرسند که:
چرا شکر در آب حل می شود؟
برای پاسخ به این سوال باید استدلالی ترتیب دهیم که نتیجه آن چنین باشد:
(مقدمه) ← پس شکر در آب حل می شود.

اما نظریه همپل مشکلاتی هم دارد. مثلا چیزهایی را توضیح علمی به شمار می آورد که در واقع  توضیح علمی نیستند.  سمیر اوکاشا این موضوع را در کتاب فلسفه علم به خوبی توضیح می دهد. او می گوید فرض کنید در روزی آفتابی کنار دریا دراز کشیده اید و می بینید که یک میله یک پرچم؛ سایه ای ۲۰ متری روی شن ساحل انداخته است. حال در نظر بگیرید که از شما بخواهند توضیح دهید:

چرا طول سایه ۲۰ متر است؟
پاسخ عقلانی این است که بگوییم اشعه خورشید با میله پرچم که ۱۵ متر ارتفاع دارد برخورد می کند و از آنجایی که خورشید در آن لحظه در زاویه ۳۷ درجه می تابد پس سایه میله پرچم ۲۰ متر خواهد بود. ! تا اینجای کار؛ این استدلال کاملا قانع کننده است اما هه چیز به همینجا ختم نمی شود. تصور کنید ازما بپرسند که:

چرا ارتفاع میله ۱۵ متر است؟
بر اساس نظریه همپل می توان گفت چون  طول سایه ۲۰ متر است و خورشید نیز در زاویه ۳۷ درجه می تابد بنابراین ارتفاع میله ۱۵ متر خواهد بود.  این توضیح ابدا عقلانی نیست و از قضا کاملا اشتباه است.  دلیل ۱۵ متری بودن میله پرچم این نیست که سایه آن  بر روزی زمین ۲۰ است. به بیان ساده تر؛ نظریه همپل چیزهایی را تبیین علمی به شمار می آورد که تبیین علمی نیستند.
نکته این است که تبیین و توضیح فقط به صورت یکطرفه کار می کند و در واقع تقارن ندارد. با داشتن  ارتفاع میله ۱۵ متری و داشتن اطلاعات از زاویه خورشید می تواند توضیح قانع کننده ای داد که چرا طول سایه ۲۰ متر است. اما عکس این توضیح درست نیست.  مثلا دلیل ۱۵ متری بودن میله آن است که نجار یا آهنگری آن را آگاهانه ۱۵ متر ساخته است.  فیلسوفان علم  می گویند این عدم تقارن ناشی از مفهوم علیت است. علیت هم رابطه ای است نامتقارن. مثلا اگر اتصال برق دلیل آتش سوزی باشد؛ واضح است که آتش سوزی علت اتصال برق نیست!

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک؛ منطق مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم

دیدگاه شما چیست