کاشی مقالات

آیا معاهده اقلیمی پاریس، لباس جدید پادشاه است؟

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

در داستان “لباس جدید پادشاه” اثر هانس کریستیان آندرسن ، پادشاه تحت تاثیر دو خیاط زیرک تصور می کند لباسی بر تن کرده که افراد نالایق و نادان توان دیدن آن را ندارند. مردمی که برای دیدن پادشاه جمع شده اند از ترس اینکه مبادا نالایق و ابله به نظر برسند همگی لباس جدید پادشاه (لباسی که در واقع وجود ندارد) را تحسین می کنند. اما آیا ممکن است نظریات علمی هم چیزی شبیه به مد زمانه یا لباس جدید پادشاه باشند؟ آیا ممکن است ما مفتون و مسحور دیدگاه های غالب زمانه شده باشیم؟ از نظر تاریخی بله. تاریخ علم لبریز است از نظریاتی که به رغم اشتباه بودن هزاران سال دوام آورده اند. حتی نیوتن و ماکسول نیز به نظریه اتر برای انتشار نور و امواج الکترومغناطیسی معتقد بودند . شیله و پریستلی به نظریه فلوژیستون یواخیم بشر (که در سال ۱۶۶۷ طرح و در سال ۱۷۷۵ توسط لاوازیه مردود شد) برای توضیح پدیده احتراق معتقد بودند. در حالی که نه اتر وجود داشت (۱) و نه فلوژیستون.
یک مثال روشن تر در  همین راستا ماجرای کشف پرتو N  است. در سال ۱۹۰۳ رنه بلوندلو René Blondlot فیزیکدان فرانسوی مدتی پس از کشف پرتو X ، از کشف پرتو دیگری خبر داد و به افتخار دانشگاه نانسی آن را پرتو N نامید. فیزیک دانان فرانسوی مقالات زیادی درباره پرتو N  نوشتند. اما مشکل این بود که دانشمندان بیرون از فرانسه نمی توانستند آن چیزی که بلوندلو کشف کرده است ببینند. به تدریج دانشمندان در وجود آنچه بلوندلو گزارش کرده بود تردید کردند و در سال ۱۹۰۴ رابرت وود Robert Williams Wood فیزیکدان آمریکایی با مقاله ای که در سال ۱۹۰۴ در نشریه نیچر منتشر کرد نشان داد که بلوندلو و فیزیکدانان فرانسوی چیزی را مشاهده می کنند که انتظار دارند، نه چیزی که واقعا وجود دارد. آنها ناخواسته ادراک و کیفیت شناختی خود را دستکاری می کرده اند تا آن چیزی را ببینند که انتظار دیدنش را داشتند. بخت با ما یار بوده که خیلی زود متوجه عدم وجود پرتو N  شدیم اما فراموش نکنیم برخی دیدگاه ها ممکن است مانند دیدگاه بطلمیوسی  چیزی حدود ۱۳۰۰ سال دوام بیاورد.
مساله گرمایش زمین از چالش برانگیز ترین موضوعات علمی روزگار ماست. مساله مهمی که فراتر از بحث های علمی و دانشگاهی، زندگی روزمره انسان و اقتصاد و جامعه را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد. به همین جهت مهم است که بدانیم آیا چنین دیدگاهی مبتنی بر فکت ها و واقعیات علمی است یا اینکه چیزی شبیه به ماجرای کشف پرتو N ، مد زمانه است و ناشی از خطاهای شناختی و روش شناختی.

منکران گرمایش زمین چه می گویند؟
انکار گرمایش زمین به معنی متداول آن عموما با آنچه که در نگاه اول به نظر می رسد یکی نیست. بسیاری از منکران گرمایش زمین در واقع، گرمایش زمین را انکار نمی کنند. آنها اغلب معتقدند که سهم انسان در تغییرات آب و هوایی به مراتب کمتر از آن است که بتواند شرایط زیستی کره زمین را به شکل جدی تحت تاثیر خود قرار دهد. آنها بر این باورند که طبیعت به مراتب قدرتمند از آن است که تولید مقادیری از گازهای گلخانه ای توسط انسان بتواند بر آن اثر منفی بگذارد. اتمسفر زمین از حدود ۷۸ درصد نیتروژن و چیزی حدود ۲۱ درصد اکسیژن تشکیل شده است. در عمل جای زیادی برای گازهای گلخانه ای وجود ندارد.. مثلا بخار آب و دی اکسید کربن و متان و اوزون. همه این گازها نهایتا ۱ درصد از اتمسفر را پوشش می دهند و اگر به صورت دقیق مثلا فقط دی اکسید کربن را در نظر بگیریم این سهم به ۰٫۰۴ درصد می رسد. طبیعت به صورت خودبخودی سالانه چیزی حدود ۸۰۰ میلیارد تن دی اکسید کربن به اتمسفر وارد می کند این در حالی است که انسان تقریبا ۵ درصد این مقدار یعنی ۴۰ میلیارد تن دی اکسید کربن تولید می کند به  اتمسفر تحویل می دهد. تا اینجای کار به نظر می رسد سهم ناچیز انسان در تولید دی اکسید کربن ، این نظر را تایید می کند که گرمایش زمین عامل انسانی ندارد. اما آیا همه داستان همین است که گفتیم؟  هنوز قدری برای نتیجه گیری زود است.

مغالطه ای وحشتناک، ناآشنایی با دینامیک سیستم های غیرخطی


گفتیم که سهم انسان در تولید گازهای گلخانه ای در مقایسه با جریان عادی طبیعت، بسیار ناچیز است و به عبارتی اگر انسانی هم روی زمین نبود ، طبیعت به خودی خود ۸۰۰ میلیارد تن دی اکسید کربن به اتمسفر می داد. اما بزرگترین اشتباه منکران گرمایش زمین، ناآشنایی آنها با ماهیت سیستم های دینامیک غیرخطی است. فرایندهایی که در درون اتمسفر زمین رخ می دهد مبتنی بر سیستم های دینامیک غیرخطی هستند. تغییراتی اندک در شرایط اولیه، تاثیراتی ورای حد تصور در نتیجه به بار می آورد. بر پایه این اثر که به به اثر پروانه ای مشهور است و پیش تر در اینجا درباره آن صحبت کرده بودیم ، تغییراتی بسیار کوچک در شرایط ورودی، می تواند تغییراتی عظیم و غیرقابل پیش بینی به دنبال داشته باشد. ادوارد لورنتس Lorenz. N Edward را به خاطر بیاورید که در سال ۱۹۶۱ میلادی در حین کار در دانشگاه MIT و در جریان محاسبات کامپیوتری پیش بینی وضع هوا به این مساله عجیب برخورد. زمانی که او  داده اولیه ۰٫۵۰۶۱۲۷ را به عنوان ورودی به سیستم وارد می کرد ، نتیجه یک چیز می شد و هنگامی که از ۳ رقم اعشار صرف نظر می کرد یک چیز دیگر از آب در می آمد. این تفاوت فقط بابت ۳ رقم اعشار کوچک ، به مراتب فراتر از حد انتظار بود و ابدا چیزی نبود که بتوان از آن چشم پوشی کرد. ادوارد لورنتس متوجه شد که همین ۳ رقم اعشار صرف نظر شده تا به چه میزان می تواند نتیجه را تغییر دهد. در این چرخه طبیعی اتمسفر، همان میزان ۵ درصد سهم انسان از دید طبیعت پیش بینی نشده است. وان حمامی را تصور کنید که لبریز از آب است. در کف وان راه خروجی آب تعبیه شده که آب را به میزان یک لیتر در ثانیه خارج می کند و همزمان شیر آبی  هم به میزان یک لیتر در ثانیه، آب وارد وان حمام می کند. در نظر بگیرید حتی ریختن یک لیوان آب اضافی داخل وان چه تاثیری در این فرایند می تواند داشته باشد. البته این مثال ، یک مثال بسیار بسیار ساده سازی شده است. مساله اتمسفر زمین در عمل بسیار پیچیده تر از اینهاست. چرا که خروجی داستان این نیست که بگوییم بسیار خب، نهایتا آب لبریز شده و کف حمام کمی خیس می شود.

 

 

پدیده ای که بعد از انقلاب صنعتی رخ داد این بوده که انسان با بهره گیری از سوخت های فسیلی ، مقادیری از دی اکسید کربن را وارد اتمسفر کرده که در چرخه طبیعی معادلات دینامیک غیرخطی اتمسفر ، تاثیراتی غیرقابل پیش بینی می گذارد. این دقیقا همان چیزی است که به آن تغییرات مردم زاد anthropogenic می گویند. یعنی تغییراتی که انسان در بروز آنها دخیل بوده است. اشتباه دیگر در تحلیل منکران گرمایش زمین، درک ناصحیح از اعداد و ارقام است. آنها تصور می کنند دو دهم درصد مقدار کمی است. بله! وقتی صحبت از ظرف کوچک شکر روی میز باشد و قرار باشد دو دهم درصد آن را جدا کنیم، دو دهم درصد خیلی کم است. اما فرض کنید آماری بگوید نیم درصد از مردم چین معلول هستند. به نظر می رسد این عدد خیلی کم باشد اینطور نیست؟ فراموش نکنیم نیم درصد از جمعیت چین چیزی حدود ۷۰ میلیون نفر است و نادیده گرفتن حقوق و شرایط نیم درصد از جامعه چه پیامدهای پیش بینی ناپذیری می تواند به دنبال داشته باشد.

ترفند مصادره به مطلوب
در این جوابیه که در پاسخ به یادداشتی به عنوان لغزش علمی ثریا منتشر شد به غیر از همه این ایرادها، یک دستاویز اشتباه برای یک استدلال اشتباه نیز ذکر شده است. ماجرای Climategate که در نوامبر سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد و در جریان آن مکاتبات و اسنادی از دانشمندان CRU در دانشگاه ایست آنگلیا  East Anglia انگلستان توسط هکرها به سرقت رفت و در اینترنت منتشر شد، ابدا آنطور نیست که نویسنده عنوان می کند. بله. درست است. ۱۰۷۳ ایمیل و ۳۴۸۵ فایل دیگر که مربوط می شدند به سالهای بین ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۹ و به گفته فیلیپ جونز Philip D. Jones مدیر CRU همگی هم اصل بودند. اما بر خلاف آنچه که در یادداشت گرم شدن زمین حقیقتی انکار ناپذیر آمده ، مطالعات و بررسی های مستقل از دانشگاه ها و موسسات از کشورهای مختلف به هیچ عنوان، دستکاری و جعل داده ها را تایید نمی کرد. (۲). نکته دیگر به کارگیری کلمه trick  است که در یادداشت گرم شدن زمین حقیقتی انکار ناپذیر به ترفند علمی ترجمه شده است. فیل جونز Phil Jones در این قسمت از ایمیل خود :

“I’ve just completed Mike’s Nature trick of adding in the real temps to each series for the last 20 years (ie from 1981 onwards) and from 1961 for Keith’s to hide the decline.”

از کلمه trick  استفاده کرده بود که به کارگیری آن، دردسرهای فراوانی برای او به ارمغان آورد. اگرچه این ناشی از یک سوء برداشت از سوی کسانی است که به احتمال بسیار زیاد حتی این ایمیل ها را نخوانده اند و می خواهند این طور وانمود کنند که گویا فیل جونز در ایمیل خود گفته از ترفند و حیله برای دستکاری داده ها و فریب افکار عمومی استفاده کرده است.

در این کژفهمی و سوء برداشت ، عامدانه جوری نشان داده می شود که در واقع به جای گرمایش زمین، سرمایش زمین داریم و این دانشمندان با دستکاری داده ها در حال وارونه نشان دادن وضعیت زمین هستند. اشاره جونز در این بند از ایمیل خود به دیرینه‌اقلیم‌شناسی است نه شرایط امروز زمین. تعبیر Mike’s Nature trick  که جونز در ایمیل خود نوشته در واقع باز می گردد به مقاله ای از Michael E. Mann (این مقاله در این لینک قابل دسترس است) و روشی را توصیف می کند که بر مبنای آن داده های ترمومترها با داده های بازسازی شده نمایش داده می شوند. بزرگترین سوء برداشت از این ایمیل که افشاگران آن را به وجد آورده که گویا راز بزرگی را افشا کرده اند این است که کلمه decline، اشتباها به عنوان کاهش دما برداشت شده است. اشاره جونز در این ایمیل به درخت‌گاه‌شماری dendrochronology و تحلیل حلقه درخت (tree-ring analysis) است و صرف نظر کردن از برخی داده های ناهمگون در ۵۰ سال اخیر. برای این ناهمگونی فرضیه های مختلفی وجود دارد (مثلا O3 و …) . در واقع فیل جونز در ایمیل خود نگفته:  “چگونه با یک ترفند علمی در گزارش سال ۱۹۹۹ سازمان هواشناسی بین المللی توانسته کاهش دمای اتمسفر زمین را پنهان کند. ” عبارت “کاهش دمای اتمسفر زمین” در این بند از ایمیل او به هیچ عنوان وجود ندارد. نویسنده جوابیه احتمالا از منبعی اشتباه به خبر ماجرای climategate دسترسی پیدا کرده و یا برداشت شخصی و تخیل خود را به متن ایمیل جونز نسبت داده است.

دو دهم درصد، عدد اشتباهی
مخالفان معاهده اقلیمی پاریس مدام تکرار می کنند که سهم انسان در ایجاد پدیده گلخانه ای دی اکسید کربن تنها ۰٫۲ درصد است یا ۳ درصد از دانشمندان جهان ، گرمایش جهانی را قبول ندارند. برای تحلیل دقیق تر این آمار و ارقام بد نیست نگاهی هم بیندازیم به مطالعه اون گافنی  Owen Gaffney که با تعریف دوره آنتروپوسین Anthropocene  نشان می دهد انسان ها  ۱۷۰ برابر بیشتر از عوامل طبیعی، در حال تغییر آب و هوای زمین هستند.

مغالطه حمله شخصی یا شخص‌ستیزی
حمله شخصی ad hominem  و همچنین مغالطه حمله به مرد پوشالین Straw man از دیگر مغالطات منطقی برخی از منتقدان است.  بر اساس مغالطه حمله به مرد پوشالین، زمانی که فرد دلیل و برهان مستدلی ندارد ، ممکن است یک ادعای سست و ضعیف را که توانایی نقد آن را دارد، به طرف مقابل خود نسبت دهد و به جای رد کردن ادعای اصلی، به رد کردن این ادعای ضعیف بپردازد. تکلیف مغالطه حمله شخصی نیز که روشن است. یکی از مخالفان دو آتشه گرمایش جهانی در کامنتی نوشته بود “اگر عوامل نفوذ وابسته به استعمارگران نیستید. تشریف بیاورید تا با فکت به شما ثابت کنم که دروغ را شما می گوئید.” این نوع مغالطه نشان می دهد که برخی از منتقدان تا به چه حد از فکت ها و واقعیات دور مانده اند و در دایره بسته آنها هر کسی که مانند آنها نباشد وابسته به استعمارگران است. غافل از این که خروج از معاهده پاریس از وعده‌های انتخاباتی دونالد ترامپ بوده است. از عجایب روزگار این است که گویا هم استعمارگران و هم ضداستعمارگران در ترک معاهده تغییرات اقلیمی پاریس هم نظر هستند و فراموش کرده اند که #این_یک_توافق_علمی_است .

۱)  مایکلسون و مورلی در سال ۱۸۸۷ نشان دادند فرض وجود اتر یک فرض اضافی است و چنین چیزی اساسا وجود ندارد.

۲)

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

۲ دیدگاه

    • سلام. این مساله دقیقا بر می گرده به دینامیک سیستم های غیرخطی و آشوبی بودن سیستم. صرف نظر کردن از مقادیر خیلی جزیی در داده های ورودی، می تونه پیش بینی رو از اساس تغییر بده. درست مثل پیشبینی هواشناسی مثلا ۳ روز آینده. با صرف نظر کردن از چند رقم اعشار خیلی جزیی، ممکنه پیش بینی یک هوای آفتابی و آسمان صاف اشتباه در بیاد و یک طوفان ویرانگر در پیش باشه.

دیدگاه شما چیست