فلسفه و تاریخ علم

آیا علم مدرن، زندگی انسان را به خطر انداخته است؟

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

تک تک خطراتی که جهان با آن روبروست ریشه در علم دارد و در عین حال تک تک چاره هایی که می تواند جهان را نجات دهد نیز ریشه در علم دارد
آیزاک آسیموف

روش علمی” را شاید بتوان معتبرترین دستاورد تمدن بشری نام داد. با استفاده از روش علمی بوده که انسان توانسته به ساختار اتم پی ببرد و علت بیماری ها را بشناسد و حتی از تولد و مرگ ستارگان دوردست نیز سر در بیاورد. روش علمی یک روش معقول برای شناخت هر چه دقیق  تر جهان است. اگرچه انسان در فهم جهان با موانع بسیاری روبروست و چیزهای بسیاری هم هست که نمی دانیم و شاید هرگز هم ندانیم، اما هر آنچه که تا امروز می دانیم و از ساختار جهان فهمیده ایم به مدد روش علمی بوده است. با این وجود بسیاری هستند که معتقدندعلم پژوهشی برای دریافت حقیقت نیست. از دید آنها علم، ابزاری برای تولید کالاست. از این منظر، علم همان چیزی است که می تواند تلویزیون، خودرو، گوشی های تلفن هوشمند و … بسازد. این دیدگاه البته از جهاتی قابل پذیرش نیست. چون اگر چه در ساخت این کالاها دانش علمی به کار برده می شود اما هدف علم به خودی خود ساخت این اقلام نیست. هرچند که پیشرفت علم در عمل به ساخت ابزارها و چیزهایی در جهان منجر می شود که زندگی انسان را تغییر دهد اما علم در پی فهم اصول کلی حاکم بر جهان است و نه ساخت کالا و تولید.
تولید کالا کار علم نیست و اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم کار تکنولوژی است. تکنولوژی همان چیزی است که دانش علمی را برای مسایل عملی به کار می گیرد. به همین جهت ممکن است که یک فرد در هر دو حیطه علم و تکنولوژی وارد شود و دستی در هر دو داشته باشد. در تکنولوژی ممکن است حین طراحی مکانیسم ها آزمایش هایی انجام دهیم که منجر به کشف های جدید علمی شود. شاید بهترین بیان این باشد که بگوییم : علم ایجاد کننده دانش است و فناوری ایجاد کننده کالا.
تفاوت علم و تکنولوژی را شاید بتوان اینطور توضیح داد که دانشمند در پی این است که از چگونگی کارکرد یک چیز یا یک پدیده سر در بیاورد اما هدف کسی که با تکنولوژی سر و کار دارد ساختن یک کالاست. عمدتا گفته می شود علم یک کوشش فکری است که بر خلاف سایر فعالیت های فکری هیچ پیش فرضی ندارد. بنا بر این است که ما در روش علمی، درستی هیچ چیزی را پیش فرض نگیریم. (اگرچه که خواه ناخواه در بسیاری از علوم، اصول موضوعه و آکسیوم هایی وجود دارد که درستی آنها را بدون اثبات می پذیریم. مثلا در هندسه بدون اثبات می پذیریم که “از هر ۲ نقطه فقط ۱ پاره خط می‌گذرد.”). تئودور شیک و  لوئیس وُن در فصل ۷ از کتاب چگونه درباره ی چیزهای عجیب بیندیشیم به خوبی توضیح داده اند که در خود علم دست  کم یک پیش فرض وجود دارد. این پیش فرض را می توان به شکل زیر بسط داد و صورتبندی کرد:

۱.جهان دارای ساختاری معین است
۲.ما می توانیم که به این ساختار پی ببریم
۳.این دانش در دسترس همگان است

نکته مهم اینجاست که اگر جهان ساختار معینی نداشت و مثلا بی شکل و غیرقابل وصف بود، هیچ راهی برای درک علمی آن در دست نداشتیم. چنین جهانی را نه می شد توصیف کرد و نه می شد رویدادی از رویدادهای آینده آن را پیش بینی کرد. در حالی که می دانیم اینطور نیست و مثلا ما قادریم خسوف و کسوف و خیلی از پدیده های آینده را پیش بینی کنیم. ساختار معین داشتن جهان به خودی خود کافی نیست و  ما برای دریافت و شناخت جهان نیازمند ابزار فهم و ارتباط نیز هستیم. اگرچه که شناخت و ادارک ما از جهان می تواند خطاهای بسیار داشته باشد. اما عقلانیت پشت روش علمی به ما کمک می کند این خطاها را بشناسیم و تصحیح کنیم. مثلا خطای دید و بسیاری دیگر از خطاهای ادراکی با استفاده از روش علمی عملا بی اثر می شوند. سومین پیش فرض این است که گزاره هایی که علم درباره جهان می گوید در دسترس همگان قرار می گیرد و هر کسی می تواند آزادانه صدق و کذب آن را بررسی کند.

shutterstock_231223849

برخی تکنولوژی ها در قرن اخیر به بدنامی علم منجر شده اند. در کنار تکنولوژی هایی مانند یخچال و تلفن و مایکروویو ، مصیبت های بزرگی هم هست که دامان علم را آلوده کرده و اگر انصاف داشته باشیم نمی توان این فجایع را نادیده گرفت. بمب اتمی و سلاح های شیمیایی و آلودگی های صنعتی و بسیاری چیزهای دیگر اگرچه در قلمرو تکنولوژی جای می گیرند اما اگر ما به علم نحوه عملکرد آن ها دست پیدا نکرده بودیم عملا چنین ابزارها یا کالاهایی امکان ساخت پیدا نمی کردند. ماروین مینسکی Marvin Minsky سرپرست سابق آزمایشگاه هوش مصنوعی در MIT که پارسال درگذشت جایی درباره خطر ساخت ماشین های هوش مصنوعی هوشمندتر از انسان هشدار داده و گفته بود: تازه اگر شانس بیاوریم آنها ما را به عنوان حیوانات خانگی نگاه خواهند داشت.
برخی از منتقدان علم بر این باورند که علم نه تنها کوششی بی طرف بری فهم جهان نیست بلکه یک ایدئولوژی امپریالیستی است که جهان بینی خاص خودش را دارد. مبنای این ایدئولوژی هم بر این اصل استوار است که  جهان ماشینی است بسیار عظیم و شامل ذرات ریز ماده که مانند توپ های بیلیارد به یکدیگر برخورد و بر هم تاثیر می گذارند. آنها می گویند در چنین جهان ماشین انگارانه ای جایی برای شکوفایی اندیشه انسان وجود ندارد زیرا انسان نیز در این مجموعه عظیم ذرات به عنوان ماشین در نظر گرفته می شود. به عقیده آنها در چنین جهانی اندیشه ها و احساسات و آرزوهای انسان به عنوان محصول عملکرد ماشینی جهان در نظر گرفته می شود. چه این استدلال و دیدگاه را بپذیریم و چه آن را رد کنیم نمی توانیم چشم خود را بر یک واقعیت عقلانی ببندیم. روش علمی به شکلی که امروز در دست داریم معتبرترین و قابل اعتمادترین راه برای شناخت جهان است. این روش محدودیت ها و نقایصی فراوانی دارد و پاسخ بسیاری از چیزها را به ما نمی دهد. اما مساله بر سر این است که در حال حاضر هیچ روش قابل اتکا تر از روش علمی برای مقابله با شیوع بیماری ها ، برای ساخت داروها و وسایل نقلیه ، برای تخمین عمر ستارگان ، برای پیدا کردن راهکاری علیه گرمایش زمین وجود ندارد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

۳ دیدگاه

  • مثل همیشه عالی اقای کسرائی،
    اگر یادتان باشد درمورد روش علمی مکاتباتی داشتیم، به علت حمایت نکردن سایر ویکی نویسان(راستش خودم هم نگشتم تا فرد مورد نظر را پیدا کنم و چند جا هم درخواست دادم ولی کسی جواب نداد) و مشلغه زیاد من فعلا به حالت تعلیق درامده، راستش را بخواهید سواد کافی در فلسفه ندارم یعنی اصلا ندارم! همین موضوع من را دلسرد کرد و به کلی بیخیالش شدم.
    https://en.wikipedia.org/wiki/User:POLONIUM/sandbox

    • سلام علیرضا جان . ممنون از لطف شما. بله بله خاطرم هست. ویکی پدیای فارسی ؛ مصداق بارز تناقض در تولید محتواست. سرفصل های مهم بسیاری هستند که چون به مذاق دوستان خوش نمی آید حذف می شوند و از طرفی مطلب یا سرفصل های بسیار بی اهمیت در ویکی باقی می مانند.

      • جالبیش این هست که بعد از ویکی فارسی به ویکی انگلیسی رفتم و در گروه های فلسفه، علم، فیزیک و … درخواست همکاری کردم. همچنین با چند phd فیزیک در ویکی انگلیسی مکاتبه داشتم، با یک استاد ژئوفیزیک و یک شیمیدان هم مکاتبه داشتم ولی هیچکس حمایت نکرد.

دیدگاه شما چیست