اخبار ایران و جهان مقالات

تراریخته از حرف تا عمل

نوشته شده توسط تیم رصد علمنا

دستکاری ژنتیکی بذرهای تراریخته قرار بود منجر به تولید محصولاتی ایمن شود که در برابر مشکلات محیطی مثل کم‌آبی، شوری آب و … مقاومت بالاتری نسبت به محصولات غیرتراریخته داشته باشند؛ همچنین قرار بود مقدار محصول تولیدی این بذرها هم به مقدار قابل توجهی بیشتر شود. اما مطالعات نشان می‌دهد که پس از ۲۰ سال، افزایش محصول تنها در مورد ذرت اتفاق افتاده است. در این مورد هم مطمئن نیستیم که این افزایش محصول نتیجه‌ی استفاده از بذرهای دستکاری‌شده بوده است یا اصلاح شیوه‌های کشاورزی و به‌کارگیری روش‌های مؤثرتر. همچنین شاهد آن هستیم که پس از صرف سال‌ها زمان، وقت و هزینه، در بسیاری از موارد پروژه‌های مربوط به تولید بذرهای تراریخته اصلا به نتیجه نرسیده‌ است؛ یکی از نمونه‌های معروف آن «برنج طلایی» است که پس از سال‌ها تبلیغات و بحث روی آن، هنوز هم هیچ محصولی از این بذر تولید نشده است.
افزایش تولید در محصولات کشاورزی فقط وابسته به ویژگی‌های بذر نیست و شرایط محیطی هم دست‌کم به همان اندازه -اگر نگوییم بیشتر- تأثیرگذار است. پس صرف تغییر بذر نمی‌توان مشکلات کشاورزی را حل کرد و باید همزمان تغییر در شرایط محیطی را هم مد نظر داشت.
مسئله‌ی دیگر که باید به آن توجه کرد، مدیریت توزیع است. در حال حاضر مجموع محصولات کشاورزی تولیدی در سراسر دنیا می‌توانند پاسخگوی نیاز ۱۴ میلیارد نفر باشند، اما مشکلات در حمل‌ونقل، روش‌های استفاده، شرایط نگهداری، ضایعات بالا و… باعث می‌شود که بخش زیادی از این محصولات از بین برود. در واقع مشکل کمبود مواد غذایی در دنیا بیشتر به نحوه‌ی توزیع مواد غذایی برمی‌گردد تا تولید آن و به نظر می‌آید برای حل آن، باید بیش از آن‌که به دنبال حل مشکلات تولید باشیم، فکری برای توزیع عادلانه‌ی غذا در دنیا بکنیم.
یکی دیگر از وعده‌های اصلی تولیدکنندگان بذرهای تراریخته، استفاده‌ی کمتر از سموم بود. در حال حاضر بذرهای تراریخته‌ای در دنیا تولید می‌شود که نسبت به بعضی آفات و سموم مقاوم هستند. قرار بود با استفاده از این بذرها، استفاده از سموم در مجموع کاهش پیدا کند. اما در عمل این اتفاق نیفتاد. وقتی گیاهی به سمی مقاوم نیست، کشاورز مجبور است مزرعه‌اش را با احتیاط بیشتری سم‌پاشی کند و سعی می‌کند طوری سم را در مزرعه پخش کند که گیاه اصلی کمتر در معرض آن قرار بگیرد. اما وقتی گیاه مقاوم شد، خیال کشاورز راحت می‌شود و کل مزرعه را یک‌جا و به‌طور گسترده سم‌پاشی می‌کند. درا ین حالت از مقدار سم بیشتری استفاده می‌شود. این بالا رفتن حجم استفاده از سم‌ها باعث شده تا علف‌های هرز و آفات نسبت به این نوع سم خاص مقاوم شوند و به این ترتیب هر سال به مقدار سم بیشتری برای ازبین بردن آنها نیاز باشد. در آمریکا و برزیل که بخش زیادی از محصولات تراریخته‌ی دنیا را تولید می‌کنند، طی ۱۶ سال گذشته استفاده از سموم به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کرده است.

    یکی از نمونه‌های معروف آن «برنج طلایی» است که پس از سال‌ها تبلیغات و بحث روی آن، هنوز هم هیچ محصولی از این بذر تولید نشده است

تراریخته؛ بلای جان طبیعت
وقتی یک ژن وارد محیط زیست می‌شود، با سازوکارهای طبیعی مثل باد، حشرات، پرندگان و … در محیط پراکنده می‌شود و روی همه‌ی موجودات، از گیاهان اطراف تا حشرات و حیوانات و میکروارگانیسم‌ها و … تأثیر می‌گذارد. بسیاری از این تأثیرات قابل بازگشت نیست، چون ژن‌های موجودات زنده را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در موارد زیادی عواقب آن را نمی‌توان پیشبینی کرد.
وقتی بذر تراریخته در مزرعه‌ای کشت می‌شود، گرده‌ی این محصول با سازوکارهای طبیعی در محیط پخش می‌شود و به مزارعی که بذر غیرتراریخته کاشته‌اند هم، می‌رسد. به این ترتیب ممکن است بین این دو گیاه تراریخته و غیرتراریخته لقاح صورت گیرد و در عمل ژن گیاه غیرتراریخته با ژن گیاه تراریخته آلوده شود. نتیجه این می‌شود که در درازمدت محصولاتی که تصور می‌کنیم تراریخته نیستند هم، با ژن تراریخته مخلوط می‌شوند و در عمل ژن‌های بذرهای بومی ما آلوده می‌شود و از بین می‌رود.
البته برای جلوگیری از این وضعیت، سازوکارهایی برای نحوه‌ی کشت پیشنهاد می‌شود، اما با توجه به تراکم و مدل مرزبندی مزارع ما –به‌ویژه در شمال کشور- امکان رعایت فاصله‌های ایمن جهت جلوگیری از این نوع اختلاط بین محصولات مزارع وجود ندارد و در عمل بسیاری از مزارع به‌طور ناخواسته به ژن‌های تراریخته آلوده می‌شوند. نمونه‌ی این اتفاق در کشور آمریکا بسار دیده شده است و در مواردی که کشاورزان توانسته‌اند رخ دادن این اتفاق را اثبات کنند، کمپانی‌های مربوط مجبور به پرداخت خسارت شده‌اند.
محصولات تراریخته و سموم همراه آن‌ها می‌توانند روی حیوانات هم تأثیر بگذارند. نمونه‌ی این موضوع در مورد پروانه‌ها و زنبورها در آمریکا دیده شده است. این وضعیت می‌تواند روی چرخه‌ی طبیعت تأثیرات منفی بگذارد و صدمات جبران‌ناپذیری به اکوسیستم وارد کند.

محصولات تراریخته و سموم همراه آن‌ها می‌توانند روی حیوانات هم تأثیر بگذارند

تراریخته؛ بی‌ضرر یا خطرناک؟
طبق تعریف در پروتکل کارتاهنا و قوانین اتحادیه‌ی اروپا، در دست‌ورزی ژنتیکی، ماده‌ی ژنتیکی به روشی تغییر داده می‌شود که به‌طور طبیعی با آمیزش یا ترکیب طبیعی چنین اتفاقی نمی‌تواد رخ بدهد. پس در گیاهان تراریخته ما با تغییراتی غیرطبیعی مواجهیم و نمی‌توانیم بگوییم که این محصولات معادل محصولات طبیعی هستند و هیچ فرقی با آن ندارند. پس واقعیت این است که ما در گیاهان تغییراتی ایجاد کرده‌ایم، اما تأثیر این تغییرات را روی سلامت انسان‌ها بررسی نکرده‌ایم.
ژن، بخش بسیار حساسی در موجود زنده است. تغییری کوچک در ژن‌ها می‌تواند باعث تغییرات گسترده‌ای در ویژگی‌های موجود زنده شود که اصلا انتظار آن نمی‌رود و ممکن است تبعاتی در پی داشته باشد که به این راحتی قابل پیش‌بینی نیست. تا امروز هیچ مطالعه‌ای در دنیا بی‌خطر بودن محصولات دستکاری‌شده‌ی ژنتیکی را برای انسان تأیید نکرده است و ما بدون اینکه از این موضوع مطمئن باشیم، این محصولات را بر سر سفره ی مردم آورده‌ایم.
«سازمان غذا و داروی آمریکا » (که بسیاری از مراجع داخلی برای سلامت این محصولات به آن استناد می‌کنند) به دلیل مسائل سیاسی از روز اول اعلام کرد که محصولات دستکاری‌شده‌ی ژنتیکی معادل محصولات طبیعی هستند و هیچ تفاوتی با آن‌ها ندارند. این در حالی است که آزمایش‌های انجام شده توسط این شرکت‌ها همه برای دوره‌های زمانی محدود بوده است و نتایج ارائه‌شده برای مطالعات کوتاه‌مدت (نهایتا تا سه ماه) است. در سال ۲۰۱۴ شخصی مقاله‌ای در رابطه با سلامت این محصولات منتشر کرد؛ او عنوان کرد که شرایطی شبیه به آزمایش‌های یکی از شرکت‌های تولیدکننده‌ی بذرهای تراریخته – «شرکت مونسانتو »- ا یجاد کرده است و عین آزمایش‌های آن را تکرار کرده است. تنها تفاوت این دو آزماش در این بود که او مطالعات خود را برای مدت طولانی‌تری‌ ادامه داده بود. در این مقاله بیان شده است که در موش‌هایی که با ذرت دستکاری‌شده‌ی ژنتیکی و حاوی سم گلایفوسیت -که در کشت محصولات تراریخته معمولا استفاده می‌شود و در بسیاری موارد باقیمانده‌ی سموم آن را می‌توان در این گیاهان یافت- تغذیه شده‌اند، بعد از چهار ماه مواردی از سرطان دیده شده است.
مشکلاتی هم در مغز، کلیه و… به وجود آمده است. به این ترتیب می‌بینیم که با اطمینان نمی‌توان گفت که استفاده از این محصولات بی‌خطر است.

تراریخته‌هایی در غیاب چشم‌های ناظران
در حال حاضر در کشور ما نظارتی روی حوزه‌ی تراریخته وجود ندارد؛ ما بررسی نمی‌کنیم که محصول یا بذری که وارد کشور می‌شود تراریخته است یا نه. در سال‌های اخیر نمونه‌هایی دیده شده است که محصولی که به‌عنوان غیرتراریخته وارد کشور شده، اما پس از بررسی در آزمایشگاه‌های داخل کشور تراریخته از آب در آمده است یا محصولی که به‌عنوان غیرتراریخته در ایران کشت شده و آماده صادرات بوده است، به‌دلیل تراریخته بودن از کشور مقصد عودت داده شده است؛ در واقع پس از کشت و حتی ارسال محصول، تازه معلوم شده است که بذر مورد استفاده تراریخته بوده و بدون هیچ بررسی مشخصی وارد کشور شده و در اختیار کشاورز قرار گرفته است. باید در نظر داشت که این موارد در درازمدت نه تنها می‌تواند روی وضعیت سلامت شهروندان تأثیراتی منفی داشته باشد، بلکه نگاه کشورهای مقصد را نسبت به کشاورزی ما مخدوش می‌کند و تأثیرات منفی بر وضعیت صادرات کشور می‌گذارد.
در حال حاضر آزمایشگاه‌هایی در بعضی کشورها -مثلا دبی- وجود دارند که در ازای پرداخت مبالغی اندک، گواهی‌ای مبنی بر تراریخته نبودن محصول صادر می‌کنند. این نشان می‌دهد که بررسی‌های لازم در این زمینه باید حتما در داخل کشور و زیر نظر مستقیم نهاده‌ای نظارتی مسئول انجام شود.
متأسفانه در مورد محصولات داخلی هم وضع به همین منوال است. در ماه‌های گذشته بارها از تریبون‌های رسمی و توسط مسئولانی از کشور اعلام شده است که محصولات تراریخته در سطح وسیع در ایران کشت می‌شود و بارها هم این موضوع در تریبون‌های رسمی دیگری تکذیب شده است. مسئولینی دیگر اعلام کرده‌اند که تا به حال نه مجوزی برای کشت محصولات تراریخته صادر شده است و اصلا چنین محصولاتی در هیچ کجای کشور تولید نمی‌شوند. چنین وضعیتی نشان از ضعف سازوکارهای نظارتی در این حوزه دارد و نتیجه‌ی آن به خطر افتادن سلامت مردم، سرگردانی عمومی و رواج نگرانی و بی‌اعتمادی در جامعه است.

چه باید کرد؟
برای همه‌ی ما روشن است که کشاورزی در ایران با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در بسیاری از مناطق شرایط برای کشاورزی چندان مناسب نیست و کمبود مواد غذایی کشور را وادار به واردات بسیاری از محصولات مورد نیاز کرده است. اما در همین شرایط می‌بینیم که مزارعی صرفا با به‌کارگیری روش‌های درست و بهینه‌ی کشاورزی و نه استفاده از بذری خاص یا کودی ویژه یا …، چندین برابر بیشتر از مزارع دیگر و با شرایط مشابه، محصول برداشت می‌کنند.

در کشور ما بیش از ۳۰ درصد محصولات کشاورزی در اثر حمل و نقل نادرست یا شرایط نگهداری نامناسب و… تبدیل به ضایعات می‌شوند

در واقع اگر ما بتوانیم تنها ۳۰ درصد حالت بهینه (که در این مزارع نمونه اتفاق می‌افتد)، در دیگر مزارع برداشت محصول داشته باشیم، نه تنها تمام نیاز داخلی تأمین می‌شود، بلکه می‌توانیم صادرات محصول هم داشته باشیم. در بسیاری از موارد تنها کافی است به انتخاب طبیعت توجه کنیم. وقتی محصولی به طور طبیعی در شرایط آب و هوایی خشک یا در خاک‌های شور می‌تواند به‌خوبی کشت شود، چه اصراری است که این محصول را کنار بگذاریم و به زور روش‌های نامطمئنی مثل تراریختگی، دیگر محصولاتی را که با این شرایط آب و هوایی سازگار نیستند، جایگزین کنیم و در این منطقه‌ی خاص پرورش بدهیم؟
در کشور ما بیش از ۳۰ درصد محصولات کشاورزی در اثر حمل و نقل نادرست یا شرایط نگهداری نامناسب و… تبدیل به ضایعات می‌شوند. آیا هزینه‌ی تصحیح شیوه‌های غلط و ناکارآمد، کمتر از به‌جان خریدن خطرات استفاده از یک روش ناآزموده و با ریسک بالا نیست؟

منبع: مجله دانستنی ها – نویسنده: علی متولی‌زاده اردکانی

درباره نویسنده

تیم رصد علمنا

دیدگاه شما چیست