فلسفه و تاریخ علم کاشی

روزنامه نگاران علمی سوژه های خود را چگونه انتخاب می کنند؟

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

اینکه روزنامه نگاری علمی چیست و روزنامه نگار علمی به چه کسی اطلاق می شود موضوعی است که مورد توافق همه فعالان ترویج علم نیز قرار ندارد. برخی معتقدند که مثلا برنامه سازان تلویزیونی تخت گاز  (Top Gear)  را نمی توان مروج علم دانست. برخی نظر دیگری دارند و به هر حال این مساله باید در جایگاه خود و با بحث و تبادل نظر میان اهالی رسانه و نویسندگان علمی به تفصیل بررسی شود.  اما اگر از تعاریف و بحث های پیرامونی بر سر اینکه روزنامه نگاری علمی چیست بگذریم،   پرسش بر سر این است که مروجان علم چه سوژه هایی برای ترویج علم انتخاب می کنند و اساسا چگونه سوژه برای نوشتن پیدا می کنند.
نویسندگان مطالب علمی غالبا بر مبنای مطالعات قبلی و علاقه‌مندی های شخصی به سراغ یک یا چند حوزه علمی می روند و دربارهء آن خبر و تحلیل می نویسند. آنها با مطالعه نشریات ، ژورنال های علمی و روزنامه های مختلف از تحولات علم و فناوری با خبر می شوند و نظرات  و برداشت های خود را در قالب مقالات یا برنامه های تلویزیونی یا حتی رادیویی و یا به صورت پادکست به مخاطبان خود عرضه می کنند. تعدادی از روزنامه نگاران علمی که در حوزه خاصی فعالیت کرده اند و به نوعی در آن زمینه صاحب نظر نیز محسوب می شوند می توانند مصاحبه هایی با پیشکسوتان یا مسوولان یک حوزه علمی ترتیب دهند و در آن سوالات هوشمندانه ای طرح کنند که توانایی طرح خود این پرسش ها نیز گاهی مستلزم سالها مطالعه است. برخی دیگر با مطالعه آخرین و جدیدترین مطالعات علمی منتشر شده در ژورنالهای آکادمیک، آخرین دستاوردها و یافته های علمی را با به کارگیری چاشنی ادبیات ژورنالیستی به مقالات علم عمومی تبدیل می کنند. درست مثل این مطالعه دپارتمان سلامت عمومی هاروارد که دقیقا در همان روز یا فردای انتشار به صورت یک یادداشت علم عمومی در پایگاه خبری علمنا در آمد. یادداشتی که بر مبنای یک مطالعه آکادمیک نوشته شده اما در آن صرفا به داده ها و نتایج ارجاع داده می شود و تقریبا کلمات و واژگان پیچیده علمی در آن پیدا نمی شود.
حوزه ترویج علم به صورت حیرت برانگیزی گسترده است. از نجوم گرفته تا هوافضا، از علوم پایه شامل فیزیک و ریاضیات و شیمی و زیست شناسی گرفته تا علوم انسانی و روانشناسی و دیرینه شناسی و غیره. این حوزه حتی خبر و تحلیل تحولات فناوری را نیز شامل می شود. تسلط همزمان بر همه این موضوعات (ولو تسلط نسبی) به واسطه گستردگی هر کدام از این علوم تقریبا محال است و بعید است  فردی بتواند در همه این شاخه ها اطلاعات دقیق داشته باشد و دست به قلم ببرد. زمانی که فرد از ادبیات تخصصی یک حوزه علمی اطلاعی ندارد حتی ترجمه نیز ناممکن خواهد بود. چرا که هر آن امکان سوء برداشت و کژفهمی وجود دارد و مثلا اگر من که تخصصی در زمینه دیرینه شناسی ندارم بخواهم مقاله ای از یک ژورنال خارجی به فارسی برگردانم یا این کار را نمی کنم یا حتما در فهم مطلب از یک متخصص کمک می گیرم.

چگونه می توان سوژه برای نوشتن پیدا کرد؟
علم پدیده ای است دینامیک و روزی نیست که پژوهشگران در سراسر دنیا یافته های جدیدی از ساختار جهان، از درمان بیماری ها یا حتی ابزارها و فناوری های جدید رونمایی نکنند. از این رو مخزن سوژه های یک روزنامه نگار علمی هرگز تمام نمی شود. هر ابداع و اکتشاف نو ، افکار و ایده های نو به دنبال دارد و به مسایل و چالش های فکری جدید دامن می زند. مخاطب علاقمند به علم می خواهد بداند دایناسورها گوشتخوار بوده اند یا گیاهخوار، می خواهد بداند چرا شاتل فضایی کلمبیا Space Shuttle Columbia در سال ۲۰۰۳ منفجر شد و بسیاری علامت سوال های دیگر که در ذهن علاقه‌مندان به علم ایجاد می شود. سوژه های جدید می تواند حتی از تماشای فیلم، از گپ و گفت های دوستانه یا حتی از یک قدم زدن ساده در پیاده رو در ذهن نویسنده شکل بگیرد. روایت طنزی رایج است که می گویند وقتی یک نویسنده از پنجره بیرون را تماشا می کند در واقع دارد کار انجام می دهد. این روایت چندان هم بی ربط نیست. برای داشتن ایده های جدید همیشه باید دید نقادانه داشت و پشت هر پدیده ای علامت سوال گذاشت. قطرات باران روی شیشه، تشکیل رنگین کمان، انعقاد خون ، صدای ساییده شدن چرخ قطار روی ریل، تماشای ستارگان در شب و یا سوختن هیزم در آتش و خلاصه هرچیزی در طبیعت می تواند سوژه ای برای نوشتن باشد.

ساده نویسی تا کجا مجاز است؟
استیون هاوکینگ فیزیکدان در مقدمه کتاب مشهور خود (تاریخچه زمان) می نویسد: همچنان از استقبالی که از کتاب تاریخچه زمان من شد شگفت زده ام این کتاب برای ۳۷ هفته در لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز و .. قرار داشته و این بسیار بیش از آن بود که من در سال ۱۹۸۲ هنگام پروراندن ایده نوشتن کتاب مردم پسندی درباره جهان انتظار داشتم. او می افزاید کتابهای فنی من که تا آن زمان نگاشته بودم توسط دانشگاه کمبریج منتشر شده بود. این ناشر کارش را خوب انجام می داد اما احساس کردم که از طریق او به بازار بزرگ و گسترده ای که می خواستم نخواهم رسید. هاوکینگ در ادامه می گوید که با ناشر دیگری تماس گرفته و به او گفته که می خواهد کتابی نظیر آن دسته از کتاب هایی که در کتابفروشی های فرودگاه ها به فروش می رسد بنویسد. در ادامه هاوکینگ کار انتشار کتابش را به ناشری می سپارد که تخصصی در زمینه کتابهای علمی نداشت و جهت گیری اش بیشتر به سمت نشریات عامه پسند بود. او می گوید “با خودم فکر می کردم اگر از توضیحات ریاضی اجتناب کنم به سختی می توان برخی مفاهیم را توضیح داد. در اینجا مساله ای برای من طرح شد آیا باید مفاهیم ریاضی را توضیح دهم و خطر سردرگمی مخاطبان را بپذیرم یا باید بر این دشواری ها سرپوش بگذارم؟”
علاقمندان به علم که زمان کافی برای مطالعه بنیادی و دامنه دار فیزیک در اختیار ندارند می خواهند بدانند امواج گرانشی چیستند و  رصدخانه‌ امواج گرانشی لایگو (LIGO) دقیقا چه چیزی را ثبت کرده است. مسلما عموم مردم که فیزیکدان نیستند علاقه و اشتیاقی به توضیحات پیچیده ریاضی و مقالات آکادمیک ندارند. آنها می خواهند به ساده ترین شکل ممکن از کلیت ماجرا سر در بیاورند. البته باید بسیار محتاط بود که مبادا این ساده سازی سبب شود که نویسنده به دام ابتذال و زرد نویسی بیفتد. این هنر نویسندگی یک روزنامه نگار علم است که در ضمن پرهیز از به کارگیری کلمات پیچیده و تخصصی، بتواند محتوای موضوع را به درستی به مخاطب انتقال می دهد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست