فلسفه و تاریخ علم

گفتمان های پست مدرن و نسبیت گرایی معرفت شناختی

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

{وقتی مغزم در روانم احساس درختی یا خانه ای را به وجود می آورد ، بی درنگ اعلام می کنم که درختی یا خانه ای واقعا در بیرون از من وجود دارد. درخت یا خانه ای که از مکان ، اندازه و دیگر خواص آن آگاهم. از این رو ، هیچ انسان یا حیوانی در این حقیقت  تردید نمی کند. اگر دهقانی چنین تردیدی را به ذهن خود راه دهد و برای مثال بگوید که به وجود ناظر املاکش عقیده ندارد (اگرچه در حضور او ایستاده)  در این صورت او را دیوانه خواهند شمرد. آن هم بنا به دلایل موجه. ولی وقتی فیلسوفی چنین نظرهایی را مطرح کند انتظار دارد فرزانگی و معرفت او را بستاییم. فرزانگی  و معرفتی که به مراتب از  فهم عوام فراتر می رود.}
[لئونارد اویلر ،۱۷۶۱]

نسبیت گرایی معرفت شناختی به نوعی یک از مدهای فکری زمانه ماست. لری لودان در کتاب “علم و نسبیت گرایی” می نویسد معاصرانی هستند که نتایجی را از فلسفهء علم دزدیده اند و  آن را برای کمک به انواع گوناگونی از آرمان های سیاسی-اجتماعی به کار بسته اند. مثلا مفهوم قیاس ناپذیری incommensurability یا قطعیت ناپذیری که در نظریه های علمی وجود دارد به شدت طرف توجه آنها بوده است. در نظر آنها ایدهء مهم بودن امور واقع و شواهد تجربی ، جای خود را به این ایده داده که همه چیز به علایق و چشم اندازهای سوبژکتیو یا ذهنی خلاصه می شود. او این جابجایی را بارزترین و زیانبارترین جلوهء ضدیت با عقل در زمان ما می داند. من نیز با ایده او موافقم و به همین جهت گفتمان های پست مدرن که بر مبنای نسبیت گرایی معرفت شناختی شکل گرفته اند را نگرشی مبتنی بر نفی عقلانیت می دانم.  این دیدگاه نسبیت گرایانه که امروزه در بخش های وسیعی  از علوم انسانی وعلوم اجتماعی نفوذ فراوان پیدا کرده دو سرچشمه اصلی دارد. یکی آثار معاصر فلسفه علم مانند کتاب ساختار انقلاب های علمی توماس کوهن و دیگری کتاب “علیه روش” Against Method پل فایرابند و همچنین نتایج و بحث هایی که فیلسوفان دیگر در ادامه این بحث ها به آن دامن زده اند.  “نسبیت گرایی” به ساده ترین بیان ممکن هر نوع فلسفه ای است که می گوید صدق یا کذب گزاره به افراد یا گروه های اجتماعی باز می گردد و در مهمترین وجه آن در نسبیت گرایی معرفت شناختی epistemic قابل بررسی است.

فایرایند:  همه چیز مجاز است!
یکی از مشهورترین فیلسوفان نسبیت گرا پل فایرابند است که اغلب در بحث های مربوط به نسبیت گرایی به آراء او استناد می شود. فایرآبند اگر چه که در اواخر عمر راه خودش را از دیدگاه های نسبیت گرایانه و ضدعلم گرایانه برخی از پیروانش جدا کرد آثاری دارد که شامل گزاره های مبهم یا نامشخص زیادی است که اغلب به حملات شدیدی علیه علم مدرن منجر می شود. خود فایرابند گاهی می گوید که نباید حرف هایش را جدی گرفت اگرچه که آثار او پر است از ارجاعات فراوان به آثار تخصصی در تاریخ و فلسفهء علم و نیز فیزیک . از قضا همین مساله باعث شهرت فراوان او به عنوان یک فیلسوف علم شده است. خود فایرایند جایی می نویسد : ایمره لاکاتوش تا حدودی به شوخی من را آنارشیست می خواند و من هم با این مساله هیچ مخالفتی  نداشتم که نقاب آنارشیسم به چهره بزنم. همواره به یاد داشته باشید استدلال ها و سخنوری های من هیچ اعتقاد ژرفی را بیان نمی کند.
از دید من جریان های مبتنی بر نسبیت گرایی معرفت شناختی به وضوح در نوعی پراکندگی در افکار غوطه ورند و جز نفی عقلانیت هیچ خروجی دیگری ندارند . برخی از فیلسوفان مخالف نسبیت گرایی ؛ ظهور این مشرب فکری را ناشی از ابهامات و نارسایی های کتاب منطق اکتشاف علمی پوپر می دانند. نقدهایی که بر ابطال پذیری پوپر وارد شد به ظهور این جریان های فکری ضدیت با عقل منجر شد و کسی چی می داند؛ شاید ضدیت با عقل به دلیل یاس ها و ناکامی ها و تلخکامی های ناشی از جنگ جهانی اول و دوم بوده باشد. به این صورت که سرخوردگی حاصل از ناکارآمدی عقل در جلوگیری از ویرانی و تباهی جنگ؛ فیلسوفانی را به وادی ضدیت با عقل گرایی کشانده باشد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست