فضا و نجوم فلسفه و تاریخ علم

ستارگان فراموش شده تاریخ علم/ این قسمت: کارولینه لوکرتسیا هرشل

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

اگر از ما نام دانشمندانی را که می شناسیم بپرسند ممکن است نهایتا بتوانیم نام شاخص ترین و مشهورترین دانشمندان تاریخ را به خاطر بیاوریم. آلبرت اینشتین، نیوتن، گالیله، الکساندر فلمینگ و بسیاری دیگر. در عین حال فراموش می کنیم که نام بسیاری از دانشمندان در طول تاریخ از نظرها پنهان مانده و بسیاری بوده اند که با وجود کارهای برجسته علمی ناشناخته باقی مانده اند.
در پرونده پیش رو بخش هایی از تاریخ علم جدید را واکاوی می کنیم که کمتر به آن پرداخته شده است. دانشمندانی که یا نام آنها زیر سایه نام های دیگر قرار گرفته، یا به دلایل گوناگون از دید کتابهای تاریخ علم پنهان مانده است…

نخستین بخش از این پرونده را با نام زنی دانشمند شروع می کنیم که نامش پشت نام بلندآوازه برادرش پنهان شده و به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. هر دانشمندی را می توان غالبا با یک زمینه فعالیت، یک کار برجسته یا یک نظریه ماندگار در علم معرفی کرد.
کارولینه لوکرتسیا هرشل Caroline Lucretia Herschel، موضوع این قسسمت از پرونده “ستارگان فراموش شده تاریخ علم”، نخستین زنی است که یک دنباله دار را کشف کرده است. از این رو کار کارولینه هرشل در تاریخ علم اهمیت فراوانی دارد و از جهتی در رده اولین ها جای می گیرد. دست کم آنقدر مهم که گوگل هم در روز ۱۶ ماه مارس ۲۰۱۶ لوگوی موتور جستجوی خود را به مناسبت ۲۶۶ مین سال تولد او تغییر دهد.

caroline-herschels-266th-birthday-5149061126553600-hp2x

کارولینه هرشل متولد سال ۱۷۵۰ در هانوفر آلمان، خواهر کوچکتر ویلیام هرشل بود که به عنوان کاشف سیاره اورانوس شناخته می شود. کارولینه از کودکی به ستاره شناسی علاقه داشت و به شدت تحت تاثیر ظاهر شدن دنباله دار هالی در سال ۱۷۵۸ قرار گرفته بود. به خصوص که ظهور دنباله دار هالی از قبل توسط ادموند هالی Edmond Halley پیش بینی شده بود و این مساله بر جذابیت دنباله دارها برای کارولینه می افزود. در دوران زندگی کارولینه هرشل، امکان کار و فعالیت علمی برای زنان چندان وجود نداشت و کارولینه نیز مجبور بود به جای پرداختن به حرفهء علمی وقت خود را صرف کارهای خانه و خانواده اش کند. جالب اینجاست که ویلیام هرشل نیز در ابتدا کار خود نه به عنوان ستاره شناس بلکه به عنوان یک موسیقیدان آغاز کرده و حتی برای ساخت و اجرای قطعات موسیقی راهی انگلستان شده بود. کارولینه زمانی که تنها ۲۲ سال داشت برای کمک به برادر در زمینه موسیقی به انگلستان عزیمت کرد و در این دوران هر دو هرشل ، هنر را پیشه خود ساخته بودند. بد نیست بدانیم که ویلیام هرشل که امروز به عنوان یکی از برجسته ترین ستاره شناسان تاریخ شناخته می شود تازه در میانسالی به ستاره شناسی علاقمند شد و شروع به ساختن تلسکوپ کرد. کارولینه نیز با اشتیاق فراوانی که به کشف دنیای پر رمز و راز ستارگان داشت در تمام مدت به برادرش یاری رساند. از گرفتن قالب گلی برای ساخت تلسکوپ گرفته تا ساییدن پهن خشک شده اسب در زمین زراعی. پس از شهرت ویلیام هرشل بابت کشف اورانوس، کارولینه به دعوت ویلیام به کند و کاو و جستجو در اعماق آسمان پرداخت. اگرچه که کارولینه در ابتدای کار با دشواری های فراوان روبرو بود و کار با تلسکوپ کوچکی که ویلیام در اختیار او گذاشته بود طاقت فرسا به نظر می رسید اما علاقه کارولینه به رصد آسمان شب بسیار بیش از آن بود که  او را تسلیم سختی ها و ناملایمات کار کند. کارولینه  پس از کشف چند خوشه ستاره ای و سحابی در سال ۱۷۸۶ ، شیء عجیبی در آسمان مشاهده کرد. در این زمان ، تغییر موضع یک شیء آسمانی شبیه به سیاره توجه او را جلب کرد. شیء عجیبی که قطعا یک سیاره نبود. آنچه کارولینه مشاهده کرده بود یک دنباله دار که امروزه ۳۵P/Herschel–Rigollet نام دارد. او بعدها موفق به کشف ۷ دنباله دیگر نیز شد که البته هیچ یک از آنها به نام وی نامگذاری نشد. هر چند که رسم بر این بوده که دنباله دارها به نام کاشفان آنها نامگذاری شوند. کارولینه پس از مرگ برادر بزرگترش ویلیام هرشل پس از نیم قرن به زادگاه خود هانوفر برگشت. زمانی که تقریبا همه دوستان سابق اش درگذشته بودند و مجبور بود باقیمانده عمرش را در تنهایی بگذراند. او با جدیت تمام به فهرست کردن حدود ۲۵۰۰ سحابی و ۸۶۰ ستاره ادامه داد که تا آن زمان در فهرست های ستاره شناسی بریتانیا موجود نبودند.  کارولینه هرشل به پاس تلاش های خستگی ناپذیر خود در توسعه نجوم و ستاره شناسی موفق به مدال طلای انجمن ستاره شناسی سلطنتی لندن شد و بعدا در سن ۹۰ سالگی کتابی دربارهء خاطرات شخصی و خانوادگی خود نیز به رشته تحریر درآورد. کارولینه عمی طولانی داشت و ۹۷ سال زندگی کرد. بر روی  سنگ مزار او در گورستان Gartenfriedhof هانوفر متنی نوشته شده که خود کارولینه آنها را پیش از مرگ تنظیم کرده بود. در این نوشته او با اشاره ای مختصر و فروتنانه از نقش خود در کشف ستارگان دنباله دار و در تلاش های علمی برادرش ویلیام هرشل یاد کرده است. شیء آسمانی که پس از مرگ کارولینه و انحصارا به نام او نامگذاری شد نه یک ستاره دنباله دار بلکه یک سیارک بود. (۲۸۱Lucretia) . این هم از عجایب روزگار است چون سیارک ها اشیا آسمانی بودند که کارولینه علاقه ای به آنها نداشت و حتی از آنها به عنوان مزاحمینی برای رصد های نجومی یاد می کرد.

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست