مقالات

آیا سیاهچاله ها، الکترون ها یا کوارک ها واقعا واقعی هستند؟

نوشته شده توسط عرفان کسرایی

آیا سیاهچاله ها؛ الکترون ها یا کوارک ها واقعا واقعی هستند؟
فیلسوفان علم دربارهء مشاهده و آزمایش علمی چه می گویند؟
(قسمت اول)

بسیاری از نظریه های فیزیک معطوف به چیزهایی است که اصولا دیدنی نیستند.
هیچ کس تا به حال؛ خود الکترون را ندیده است. نه ماده تاریک دیدنی است و نه سیاهچاله. به عبارت دیگر هیچ کدام از اینها به معنی واقعی کلمه مشاهده پذیر نیستند.
اما چه تضمینی وجود دارد که مثلا کوارک ها یا الکترون ها واقعا وجود داشته باشند؟
دلیل ما برای باور به واقعی بودن وجود آنها چیست؟
اگر این پرسش چالشی در ذهن تان ایجاد کرده و علاقه مند به یافتن پاسخی برای این پرسش هستید؛ شاید مطالعه این مقاله برایتان مفید باشد! با علمنا همراه باشید تا به بررسی این موضوعات بپردازیم.
فیلسوفان علم به اشیاء فیزیکی که به معنی متداول کلمه ؛ مشاهده نمی شوند؛ هستومند (به زبان انگلیسی entity) می گویند.
بحث درباره واقعی بودن یا افسانه ای بودن وجود این هستومندها یکی از جذاب ترین و پرمناقشه ترین مباحث فلسفه علم است. نظریات و ایده های مختلفی در این خصوص وجود دارد.
هم رئالیست ها و هم آنتی رئالیست ها مناقشات فکری دامنه داری به راه انداخته اند که هنوز هم در حیطه فلسفه علم در جریان است. اگرچه که هرکدام به نحله های گوناگونی تقسیم می شوند و اختلافات درون گروهی بسیاری نیز بین آنها وجود دارد. اینکه رئالیست ها چه کسانی هستند و چه می گویند و آنتی رئالیست ها حرف شان چیست در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما پیش از آن بهتر است بازگردیم به مساله هستومندها entity .
کوزهء تاریخ علم؛ لبریز است از مفاهیم هستومند! از اتم گرفته تا اتر؛ از ماده تاریک تا سیاهچاله؛ فلوژیستون در شیمی؛ کوارک ها؛ ریسمان در نظریه ریسمان و بسیاری هستومندهای دیگر.
واقعیت وجودی بسیاری از آنها توسط جامعه علمی پذیرفته شده ولی در عین حال بسیاری از این هستومندها افسانه هایی بودند که هیچ ما به ازاء واقعی نداشتند و جز گذاشتن چوب لای چرخ پیشرفت و توسعه علم تقش دیگری ایفا نکردند!
مثلا نظریه وجود اتر در جهان هستی که از زمان ارسطو ذهن دانشمندان و فیزیکدانان را به خود مشغول کرده بود. نظریه ای درباره چیزی که اصلا وجود نداشت! یک هستومند افسانه ای که نه دیده می شد و نه می شد وجود آن را اثبات کرد. حتی نیوتن و ماکسول هم به وجود اتر معتقد بودند. بسیاری از دانشمندان تصور می کردند وجود محیط اتری برای انتشار نور و پرتوهای الکترومغناطیس لازم است؛ تا اینکه آلبرت مایکلسون و ادوارد مورلی در سال ۱۸۸۷ میلادی نشان دادند فرض وجود اتر یک فرض اضافی است و در واقع چیزی (هستومندی) به اسم اتر اساسا جود ندارد! در شیمی هم وضع به همین منوال بود. فلوژیستون هم یک هستموند بود. چیزی که وجود نداشت ولی دانشمندان آن را برای تبیین و تفسیر رویداد شیمی احتراق ابداع کرده بودند.
حتی دانشمندان و شیمی دانان بزرگی مانند ژوزف پریستلی یا کارل ویلهلم شیله هم به نظریه فلوژیستون معتقد بودند. تا اینکه آنتوان لاوازیه با توضیح فرایند احتراق و نقش اکسیژن در آن؛ نظریه فلوژیستون را از میان برداشت. باز هم نظریه ای درباره چیزی که اصلا وجود نداشت!
البته نباید یکسویه به قاضی رفت و راضی برگشت. باور جامعه علمی به هستومندها همیشه هم بد نبوده است. به عکس؛ در مواردی مثل نظریه اتمی لئوکیپوس (فیلسوف سده پنجم پیش از میلاد) نپذیرفتن هستومندها ؛ سد راه توسعه علم شده است. تصور کنید جامعه علمی از ۲۵۰۰ سال پیش ؛ نظریه لئوکیپوس را مبنی بر اینکه جهان از اشیاء غیرقابل تقسیمی به نام اتم درست شده است می پذیرفت.
نظریه ای که به دلیل هستومند بودن شیء مورد بحث؛ مورد توجه قرار نگرفت و بیش از دو هزار سال به محاق رفت و بشر در این مدت چون حقیقت ندید؛ ره افسانه زد و دست به دامان خیال پردازی هایی چون طبایع اربعه (آب و باد و خاک و آتش یا اخلاط اربعه صفرا، دم، بلغم و سودا) شد.
این رویدادهای تامل برانگیز در تاریخ علم؛ فیلسوفان علم را به واقعی بودن یا نبودن این هستومند ها مشکوک کرد! آنها از خود می پرسند چه تضمینی هست که مثلا کوارک ها در فیزیک ذرات واقعا واقعی باشند؟ از کجا معلوم آیندگان بابت نظر ما در خصوص وجود کوارک ها؛ سیاهچاله ها؛ حتی الکترون ها نخندند؟ اینجا دقیقا جاییست که فیلسوفان علم وارد عمل می شوند و در پی یافتن چاره ای برای برون رفت از این بحران فکری بر می آیند. آنها به دنبال یافتن یک تضمین عقلانی و منطقی هستند تا اطمینان حاصل کنیم؛ هستومندهایی که امروزه در علم به آن باور داریم؛ واقعا وجود دارند یا لااقل باور به آنها به عنوان یک نظریه معتبر است یا نه! ما می خواهیم یقین حاصل کنیم که مبادا اشیاء فیزیکی که امروزه درباره آنها نظریه پردازی می کنیم اصلا وجود نداشته باشند و این هستومند های مشاهده ناپذیر؛ افسانه هایی باشند که صرفا برای رفع تکلیف ساخته ایم.
پایان قسمت اول/

درباره نویسنده

عرفان کسرایی

کسرایی، عضو انجمن فلسفه علم آلمان و پژوهشگر مطالعات علم و فناوری در دانشگاه کاسل است
زمینه های پژوهشی او عبارتند از:
-فلسفه فیزیک ، منطق ریاضی و مدلسازی در ریاضیات مهندسی
-ارتباطات علم و جامعه شناسی شبه علم در ایران
-تاریخ علم (تاریخ فیزیک مدرن در قرن بیستم)

دیدگاه شما چیست