مصاحبه ها نردبان

عاشق ریاضی

نوشته شده توسط تیم تحریریه علمنا

حالا که تب و تاب کنکور تمام شد و نتایج اولیه کنکور اعلام شد به سراغ رتبه یک رشته ریاضی و فیزیک رفتیم.
یاسمن سعیدی، دختری که در تهران مشغول به تحصیل بوده و در بهار هجدهم از زندگانیش توانست برای خود و خانواده اش افتخار آفرینی کند و نفر اول در آزمون سراسری سال ۹۳ در رشته ریاضی و فیزیک شود، او یک عاشق واقعی ریاضی است و قصد دارد به کشور خود خدمت کند.
متولد سال ۱۳۷۵ است و امروز به یک الگو برای جوانان تبدیل شده. در زیر مصاحبه علمنا را با این جوان تلاشگر بخوانید.

علمنا: از کی برای کنکور شروع کردی؟
من از همون اولش درس می خوندم و درس برام اهمیت داشت ولی اگر بخوام بگم که از چه زمانی به طور جدی برای کنکور شروع کردم از تابستان سال ۹۲ بود.

علمنا: چرا رشته ریاضی و فیزیک رو انتخاب کردین؟
من همیشه عاشق ریاضی بودم، من ریاضی رو درک می کردم و می فهمیدم، در ضمن باید بدونید که من حتی تا سال دوم دبیرستان رشته تجربی می خوندم اما به همین دلیل علاقه بیش از حدم به ریاضی، تغییر رشته دادم و الان هم در خدمت شما هستم.

علمنا: پایین ترین نمره ای که تو همه این سالها گرفتی چند بود؟
۱۸ پایین ترین نمره من بوده، همیشه نمره هام بالای ۱۹ بود، ولی تنها درسی که نمره ام ۱۸ شد، زبان فارسی بود.

علمنا: معدل دیپلمتون چند بود؟
۲۰

علمنا: در مورد روش درس خوندنتون برای کنکور یه کم توضیح می دید؟
از پیش دانشگاهی که برای کنکور شروع کردم، در کلاس خیلی روی درس ها تمرکز داشتم و تقریبا ۹۹% از درس را در همون کلاس یاد می گرفتم، و از زمان هام به خوبی بهره می بردم، مثلا زمانی که دبیر ریاضی مسئله ای رو برای بچه ها توضیح می داد که من در حل آن مسئله مشکلی نداشتم، خودم مسئله دیگری را حل می کردم.در هر کلاس تا آنجایی که می توانستم از وقتم استفاده می کردم بعد از کلاس هم سعی می کردم زیاد به جزوات مراجعه نکنم و فرصت های باقی مانده را برای تست زنی می گذاشتم.

یاسمن سعیدی

علمنا: در هفته معمولا چند ساعت مطالعه داشتین؟
در فصل پاییز و زمستان ۴۵ تا ۵۰ ساعت در هفته و بعد از عید هم روزی ۱۲ الی ۱۳ ساعت درس می خواندم.

علمنا: در دوران پیش دانشگاهی اوج درس خواندنتان در چه زمانی بود؟
ماه اردیبهشت و خرداد خیلی درس خواندنم شدت گرفت.

علمنا: در دوران تحصیل آیا اتفاق افتاد که همکلاسی ها شما رو به خاطر درس خوندن زیاد، اذیت کنند؟
کلا بچه های مدرسه ما اکثرا درسخون بودند و رتبه های خوب دیگه ای هم در آزمون امسال نصیبشون شد مثل رتبه ۱۳ و ۴۵، شوخی هایی هم بین ما صورت می گرفت ولی نه طوری که آزار دهنده باشد.

علمنا: شما برای موفقیت در کنکور سراغ آموزشگاهی هم رفتید؟
من در هیچ آموزشگاهی ثبت نام نکردم و فقط در کلاس ها و آزمون هایی که توسط مدرسه برگزار می شد شرکت می کردم.

علمنا: همیشه برای این که فردی به موفقیت بزرگی برسد مشکلات بزرگی هم در سر راهش قرار دارد، آیا شما هم با این مشکلات روبرو شدید؟
قبل از عید که درس می خوندم ساعت مطالعه من زیادبود اما چون با علاقه زیادی درس می خوندم متوجه خستگی نمی شدم، اما از اردیبهشت ماه خسته شده بودم و نمی توانستم این علاقه را درحالت ماکزیمم نگه دارم.

علمنا: آیا کارهایی بود که اونا رو قبلا انجام می دادی یا دوست داشتی انجام بدی ولی به خاطر کنکور اونا رو رها کرده باشید؟
بله من در سالهای قبل از پیش دانشگاهی دانش آموز فعالی بودم و در زمینه های داستان نویسی ،نمایش نامه ،ورزش و سنتور کار می کردم که در این دوران همه این فعالیت ها را کنسل کردم ولی با این حال الان ثمره تلاشم رو دیدم.

علمنا: پس هم به ورزش علاقه دارین و هم به موسیقی؟
به ورزش علاقه دارم ولی بیشتر موسیقی کار می کردم و از این به بعد هم قطعا دنبالش رو می گیرم.

علمنا: حالا که نتایج مشخص شده، چه دانشگاه و چه رشته ای رو انتخاب کردید؟
رشته برق دانشگاه صنعتی شریف.

علمنا: چرا رشته برق؟
با تحقیقاتی که درباره این رشته انجام دادم دیدم رشته جوابگو علاقه مندان به ریاضی، برق است.

علمنا: علاقه خودت باعث این انتخاب شده یا فقط به خاطر تعریف دیگران از این رشته؟
نه، سایر رشته های مهندسی هم در سال های اول خیلی شباهت به یکدیگر دارند اما رشته برق چون مباحث ریاضی بیشتری رو در خودش داره، این رشته را انتخاب کردم.

علمنا: برای آینده ات برنامه ریزی یا هدف گذاری مشخصی انجام دادی؟
هنوز از آینده ام تصویر خاصی نکشیده ام، باید اول وارد دانشگاه بشم بعد ببینم شرایط چه طوری پیش میره، ولی مطمئنم راهی رو که انتخاب کردم برای استفاده از توانایی هایی که دارم، راه درستی هست.

علمنا: خودت فکر می کردی به رتبه یک دست پیدا کنی؟
نه (با جدیت)؛ راستش به خاطر سابقه تحصیلی که داشتم مطمئن بودم رتبه خوبی کسب می کنم اما نه رتبه ۱٫

علمنا: فکر می کردی چه رتبه ای رو کسب کنی؟
من به رتبه زیر ۵۰ فکر می کردم و مهم برای من بیشتر این بود که به اون رشته و دانشگاهی که دوست دارم برسم.

علمنا: لحظه ای که بهت گفتند رتبه یک شدی، چه حسی داشتی؟
من آنقدر درآن لحظه شوکه شده بودم که نه می توانستم جیغ بزنم نه گریه کنم و نه حتی بخندم، با شوک تمام وقتی پشت تلفن به من این خبر رو دادن، گفتم : باشه!

علمنا: اولین کسانی که این موضوع رو به آنها اطلاع دادی چه کسانی بودند؟
اون لحظه پدر و مادرم کنارم بودند و من در حالت شوک بودم تنها کاری که بعد از تلفن تونستم انجام بدم این بود که با انگشتم به اون ها عدد یک رو نشان دادم، که یعنی من رتبه یک رو کسب کردم.

علمنا: کنکور امسال با سال های گذشته چه تفاوتی داشت؟
امسال کلا نوع سوالات با سالهای گذشته خیلی فرق می کرد، مخصوصا ریاضی و شیمی که نوع سوالاتش جدیدتر، خلاقانه تر و عمیق تر شده بود.

علمنا: بیشتر در مدرسه با چه کسانی رقابت داشتید؟

گروه ما کلا گروه درسخوانی بودند و من کلا با بچه هایی که از رتبه ۲ تا ۱۰ کلاس را تشکیل داده بودند رقابت خوبی داشتم و البته مدرسه ما با یکی از مدارس پسرانه که دبیران ما و آنها یکی بود در رقابت بودیم.

علمنا: دوست دارید که برای ادامه تحصیل به کشور دیگری بروید؟
قطعا کشور خودم رو انتخاب می کنم و میخواهم که خدمتی به کشور خودم بکنم و اگر لازم بود به خاطر اینکه متخصص تربیت شوم شاید از ایران رفتم و مجددا برگردم و به کشورم کمک کنم که البته همه این ها بستگی به شرایط و دانشگاه دارد.

علمنا: خانواده چه قدر نقش داشت در شکل گیری این موفقیت بزرگ شما؟
خانواده ام از ابتدا خیلی حمایتم کردن و اون توانایی هایی که داشتم براشون مهم بود و در این سال آخر بیشتر هم شد و همینطور خواهر کوچکم هم به خاطر من خیلی از برنامه هایی که داشت رو لغو کرد، مادرم از لحاظ روحی بسیار مرا حمایت می کرد و پدرم علاوه بر حمایت روحی به من مشاوره تحصیلی هم می داد.

علمنا: خواهر کوچکترت هم مثل خودت درسخونه؟
خواهرم دختر بسیار باهوش و با استعدادیه ولی از جهاتی روحیاتمون با هم فرق می کنه.

علمنا: کسی هست که شما بخواهید ایشان را الگوی خود قرار دهید؟
نه هیچکس الگوی من نبوده، افرادی هستند که در کار و رشته خود موفق هستند اما من نخواستم که عینا مثل آنها باشم و اگر هم خواستم شبیه باشم فقط یه کلیتی از اون خصوصیت رو برداشتم.

علمنا: شما به مشاور تحصیلی هم رفتید؟
نه من به جز پدرم از کس دیگری مشاوره نگرفتم. چون پدرم در رشته برق تحصیل کرده و چند سال هم مشاوره تحصیلی انجام میداده، من بهترین مشاور رو در منزل داشتم پس نیازی به مشاور تحصیلی نداشتم.

علمنا: آیا برای آینده کاری جای خاصی رو در نظر دارید که بخواهی در اونجا مشغول به فعالیت بشید؟
نه هنوز، فعلا ترجیح می دهم که در زمینه تحصیلی پیشرفت کنم و پیش بروم و بعد از آن در جایی که یک مهندس برق بیشترین خدمات را بتواند ارائه دهد مشغول به کار شوم.

علمنا: شما الگوی خیلی از افراد شدید، فکر می کنید چه کارها و تلاشهایی باعث این امر شده؟
کار ویژه ای نبوده و در واقع همان کاری و تلاشی بوده که به عنوان یک دانش آموز باید انجام میدادم، توصیه می کنم که همه هم سن و سال های من از شرایط و امکاناتی که براشون مهیاست استفاده کنند حتی در کمترین نوع خودش و به خدا اعتقاد داشته باشند که قول داده با کوچک ترین تلاشی که انجام میدهیم نتیجه بسیار خوبی را ببینیم. امیدوارم همه بچه ها به کنکور به عنوان یک هدف نگاه نکنند و اونو مسیری ببینند برای رسیدن به اهدافشون؛ و اگر موفق نشدند نایستند، بلکه بازهم ادامه بدهند و باز هم تلاش کنند.

علمنا: به نظرت کنکور برای شناسایی افراد نخبه سنگ محک خوبی محسوب میشود؟
من در جایگاهی نیستم که بخوام راجع به کنکور حرف خاصی بزنم ولی به عنوان فردی که در کنکور شرکت کرده باید بگم که شاید ۴ ساعت زمان برای ۱ سال تلاش منطقی نباشد ولی الان روش انتخاب افراد برای دانشگاه شرکت در کنکور است و ما باید خودمان را با این شرایط وفق دهیم.

علمنا: لحظه ای که روی صندلی آزمون نشستید چه احساسی داشتید؟
اول خیلی استرس داشتم تا جایی که حتی نایلون برگه سوالات رو نمی تونستم باز کنم ولی با همه اینها توانستم وموفق شدم.

علمنا: به جز پدر و مادر شخص خاصی شما را در این راه راهنمایی کرد؟
بله رسیدن به رتبه ۱ طوری نیست که محصول تلاش فقط خود فرد باشد بلکه دبیران، دوستان و بستگان در این زمینه من را راهنمایی کردند .

علمنا: دوست داشتید جای چه شخصیت علمی باشید؟
دوست دارم خودم یک شخصیت علمی جدید باشم.

علمنا: اولین چیزی که با این کلمات به ذهن شما می رسد را به ما بگوئید؟
ریاضی: ادبیات و شعر در فضای منطقی
رتبه یک: مقوله بسیار پیچیده ای از شادی و احساس مسئولیت
کنکور: یکی از پل های رسیدن به هدف
برق: نظری ندارم !
یاسمن سعیدی: دوست دارم بقیه و خوانندگان این مصاحبه این کلمه رو تعریف کنند.

علمنا: بهترین هدیه ای که بعد از اعلام نتایج دریافت کردی چه چیزی بود؟
اینکه همه بستگان دورو نزدیک بعد از اینکه متوجه رتبه من شدند با من تماس گرفتند و اینکه تونستم پدر و مادرم را خوشحال کنم بهترین هدیه بود.

علمنا: و حرف آخر؟
واقعا امیدوارم همه قدر جایگاهی که داریم رو بدونیم و به جایگاه بالاتر فکر کنیم و جمله ای که همیشه در گوش من هست این است که هر بار که سرم را برای جستجوی عظمت بالا می گیرمهیچ گاه به پایین تر از ستاره خیره نمی شومامیدوارم همه همین طور باشیم و به کنکور فقط به عنوان یک مسیر نگاه کنیم.

+ این هم مصاحبه علمنا با یکی دیگر از چهرهای جوان و موفق

درباره نویسنده

تیم تحریریه علمنا

دیدگاه شما چیست